اقتصادی

مفاهیم اقتصادی به بیان ساده؛ آزادسازی قیمت حامل های انرژی – قسمت چهارم

هدف افزایش قیمت بنزین اصلاح و تغییر رفتار مصرف کننده است.

به نظر می رسد آزادسازی قیمت بنزین اقدامی بسیار ضروری، معقول و موجه است. در برابر این سیاست مخالفت های متعددی ابراز شده به نحوی که عملی شدن این سیاست بیش از دو دهه به تاخیر افتاد. این مخالفت ها از مواضع مختلفی انجام شد. ابتدا مخالفت ها به اصل این اقدام تشریح می گردد و مواضع آن ها مورد نقد واقع می شود. پس از آن مواضع کسانی که نکات مطالب روزهای گذشته را قبول دارند، اما به دلیل پیامدهایی که برای آن تصور می کنند با این اقدام مخالفت می کنند، نقد می گردد.

با توجه به موارد مطرح شده در مطالب قبلی که در خصوص سیاست آزادسازی قیمت حامل های انرژی پرداختیم،  به نظر می رسد آزادسازی قیمت بنزین اقدامی بسیار ضروری، معقول و موجه است. در برابر این سیاست مخالفت های متعددی ابراز شده به نحوی که عملی شدن این سیاست بیش از دو دهه به تاخیر افتاد. این مخالفت ها از مواضع مختلفی انجام شد. ابتدا مخالفت ها به اصل این اقدام تشریح می گردد و مواضع آن ها مورد نقد واقع می شود. پس از آن مواضع کسانی که نکات مطالب روزهای گذشته را قبول دارند، اما به دلیل پیامدهایی که برای آن تصور می کنند با این اقدام مخالفت می کنند، نقد می گردد.
۱- برخی افراد مدعی گردیده اند که دولت نه تنها یارانه ای بابت بنزین نمی دهد بلکه بر آن مالیاتی وضع کرده است. اگر در مواضع این افراد دقت شود به دو فرض اشتباه در این استدلال پی برده می شود.

در این استدلال ها اولا فرض شده که قیمت ارز در رقم فعلی نیست بلکه رقمی حدود یک دهم رقم فعلی است. ثانیا فرض شده که قیمت نفت خام صفر است. در مقابل باید گفت که این هر دو فرض اساسی استدلال غلط است. غلط بودن فرض اول را در مطلب مربوط به سیاست های ناظر بر نرخ ارز در روزهای آینده توضیح خواهم داد. فرض دوم نیز غلط است به دلیل آن که مفهوم هزینه فرصت را در نظر نگرفته است. مطرح کنندگان این دیدگاه می گویند چون قیمت نفت برای ایران صفر است و صرفا مبلغ اندکی بابت استخراج پرداخت می گردد و هزینه پالایش نفت برای استحصال بنزین پایین است لذا قیمت تمام شده بنزین کمتر از نرخ رایج است. برای محاسبه صحیح باید هزینه فرصت نفت خام را در نظر گرفت. اگر نفت خام برای استحصال بنزین به پالایشگاه های داخلی فرستاده نشود می تواند به خارج کشور صادر گردد و درآمدی معادل با قیمت جهانی نفت نصیب دولت گرداند. لذا وقتی نفت به پالایشگاه داخلی برای استحصال بنزین فرستاده می شود دولت عملا از درآمد گفته شده محروم می شود. این محرومیت دولت باید در محاسبات منظور گردد در حالی که در استدلالات فوق الذکر لحاظ نشده است.

۲- برخی می گویند که تجربه گذشته نشان داده است که آزادسازی قیمت و افزایش قیمت بنزین نه تنها به کاهش مصرف آن نیانجامیده بلکه افزایش مصرف آن را در پی داشته است. لذا انتظار اصلاح رفتار مصرف کننده اساسا انتظاری نابجاست. در پاسخ باید گفت که باید افزایش قیمت اسمی و قیمت واقعی بنزین را هم تفکیک نمود. این تفکیک با لحاظ کردن نرخ تورم میسر می شود. به عنوان مثال اگر نرخ بنزین سالانه ۱۰ درصد افزایش یابد ولی نرخ تورم ۲۰ درصد باشد معنی آن این خواهد بود که قیمت بنزین سالانه ۱۰ درصد کاهش یافته است. در واقع در گذشته به رغم افزایش قیمت اسمی بنزین، در اغلب مواقع قیمت واقعی آن کاهش یافته است. دقیقا به همین دلیل نیز نرخ مصرف بنزین به نحو روزافزونی افزایش یافته است.

۳- برخی از استدلال قبل این نتیجه گیری را کرده اند که بنزین یک کالای ضروری برای اقتصاد است چرا که با افزایش قیمت بنزین مصرف آن کاهش نیافته است. برخی نیز از همان ابتدا می گفتند که سفرهای درون شهری در ایران اساسا سفرهایی ضروری هستند و نمی توان انتظار داشت که این سفرها کاهش یابد. همانطور که قبلا گفته شد، افزایش قیمت بنزین موجب می شود تا در بلند مدت بخشی از سفرهایی که به نظر ضروری می رسد به کلی منتفی شود.

۴- برخی مدعی شده اند چون بیشتر خودروهای کشور دولتی است افزایش قیمت بنزین تاثیری در مصرف بنزین ندارد زیرا دولت از یک سو پول بیشتری کسب می کند و از سوی دیگر پول بیشتری خرج خواهد کرد. این مدعا از اساس غلط است زیرا با یک نگاه شهودی نیز مشخص می شود که تعداد ماشین های شخصی به مراتب بیشتر از ماشین های دولتی است.

۵- برخی گفته اند دولت باید نخست خودروسازان را مجبور کند تا خودروی کم مصرف بسازد سپس قیمت بنزین را افزایش دهد. به عنوان مثال فردی مدعی شده بود که دولت باید اول خودرویی ارائه کند که نصف مقدار فعلی بنزین مصرف کند بعد قیمت بنزین را دو برابر کند. این حرف به معنی آن است که مصرف کننده کماکان به رفتار خود در حمل و نقل شهری ادامه دهد و هیچ تغییری در آن اعمال نکند در حالی که هدف افزایش قیمت بنزین اصلاح و تغییر رفتار مصرف کننده و الزام او به تجدیدنظر در تصمیم گیری پیرامون مسافرت درون شهری است. مضاف بر آن در استدلال فوق جای علت و معلول و تقدم و تاخر معکوس گردیده است. اول دولت باید با افزایش قیمت علامت هایی بفرستد تا تولیدکنندگان خودرو بر اساس این علامت ها به تجدید نظر در تولید ملزم گردند.

۶- مشابه ادعای فوق به این شکل مطرح می گردد که دولت باید اول روش های جایگزین نظیر گازسوز کردن خودروها، تقویت شبکه حمل و نقل شهری و اقداماتی از این دست انجام دهد، بعد قیمت بنزین را افزایش دهد. ماهیت این استدلال این است که رفتارهای مردم به سان قبل ادامه یابد در حالی که همانگونه که گفته شد هدف آزادسازی قیمت و افزایش قیمت بنزین اصلاح و تغییر رفتار مصرف کننده است. مضاف بر آن هزینه اقدامات فوق از کجا باید تامین گردد؟ یکی از محل تامین منابع فوق یارانه حامل های انرژی است.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا