ادبیات جهان

تاثیر مکتب فرمالیسم روسی در بررسی ادبیات با نگرشی زبان شناسانه

فرمالیسم روسی

نیم نگاهی به تاثیر مکتب فرمالیسم روسی در بررسی ادبیات با نگرشی زبان شناسانه. مکتب نقد ادبی فرمالیسم روسی به سال ۱۹۱۴ با انتشار رساله ای به نام رستاخیز واژه ها به قلم ویکتور اشکلوفسکی اعلام موجودیت کرد. محور علمی این مکتب، نقد و بررسی متون ادبی با کمک شیوه هایی غیر از نقد سنتی است.

مکتب نقد ادبی فرمالیسم روسی به سال ۱۹۱۴ با انتشار رساله ای به نام رستاخیز واژه ها به قلم ویکتور اشکلوفسکی اعلام موجودیت کرد. محور علمی این مکتب، نقد و بررسی متون ادبی با کمک شیوه هایی غیر از نقد سنتی است. و دریچه هایی تازه را فراروی مخاطب و منتقدین می گشاید.

پیش از این زمینه های بررسی و نقد متون ادبی در دسته بندی های مختلف و از زوایایی متفاوت به نمایش گذاشته می شد. منتقدین از روش هایی برای بررسی متون بهره می بردند و نقدهایی چون نقد تاریخی، جامعه شناسی، روان شناسی، اخلاقی، فلسفی همیشه ابزارهایی برای نقد آثار ادبی بوده اند؛ لذا پیدایش علم زبان شناسی و دخالت آن در زمینه مطالعات ادبی در قرن بیستم به دنبال انقلاب سوسیالیستی و جنگ جهانی اول نضج گرفت و توانست حوزه جدید و نویی را به ظهور رساند.

بیشتر بخوانید: مکتب رمانتیسم , بررسی مؤلفه ها , بیماری رنه : بیماری قرن

مکتب فرمالیسم روسی با نگرشی زبان شناسانه به پژوهش پرداخته است. این مکتب توانست در تحول نقد ادبی قرن بیست نقشی مهم را ایفا کند و توانست با ارائه توصیفاتی عینی و دقیق از متون ادبی به یک الگوی واحد برای تحلیل اشعار فارسی دست یابد که بر خلاف توصیف های سنتی مبتنی بر ذوق و سلیقه شخصی منتقد نباشد. بدین صورت تفرق آرا در مورد ارزیابی یک اثر ادبی به توافق و هم سویی بدل شود.

مکتب فرمالیسم به شکل و ساختار اثر می پردازد و شعر را صرفا حادثه ای می دانند که در زبان رخ می دهد. اینان زبان ادبی را جدای از زبان عادی و روزمره(خودکار) دانستند و برای آن تمایز قائل شدند. برای بررسی متون یک سری چهارچوب و قاعده را تعیین نمودند که منطبق با آن قواعد به نقد پرداختند و بر اساس آن موازین علمی و معیارهای مشخص بدون جهت گیری های احساسی به ارزش گذاری و بیان نقاط ضعف و قدرت می پرداختند.

بیشتر بخوانید: رمانتیسم در آلمان ، مکتب طوفان و تلاش و درخشش سبکی نو

فردینان دوسوسور، زبان شناس سوئیسی نخستین کسی بوده که آرای منسجمی را درباره این دانش نوین به دست داد. و همچون دیگر نظریه پردازان صورت گرای این مکتب علمی نخستین راه را برای درک و دریافت محتوا و معنای هر اثر، در شناخت و دریافت عناصر شکلی آن دانسته است. بدین ترتیب فرمالیست ها توانستند این رمز را روشن کنند که تمایز متون ادبی از غیر ادبی بر مبنای زبان ایشان است. و میان گفتار ادبیات و اینکه زبان خودکار و روزمره چگونه به زبانی برجسته بدل می شود به ذات ادبیات بپردازند. در این باره دکتر شفیعی کدکنی مثالی زده اند که بسیار جالب است وی تاکید کرده است که

“ما ساعت ها مسحور یک بیت سعدی یا حافظ یا مولوی می شویم و آن را با خود زمزمه می کنیم و هرگز به معنی آن کاری نداریم، همان حالت رستاخیز کلمات است که مارا مجذوب ساخته و چنان است که روی دیگر سکه را هرگز به یاد نمی آوریم روی پیام رسانی و جانب معنایی را”.

بیشتر بخوانید: کتاب ادبیات و انقلاب، نویسندگان روس نوشته‌ی یورگن روله

در نتیجه اینگونه بررسی ها سایه عوامل برون متنی رنگ می بازد و دریافت های خواننده بر پایه نشانه های درون متنی شک می گیرد در این صورت است که معنای جست و جو شده تنها از آغوش نشانه های موجود در خود متن سر بر می آورد نه دریافت هایی که بر اثر آگاهی های برون متنی بر ذهن خواننده تحمیل می شود. از نظر آنان شکل، ترجمان محتواست و میان عناصر و اجزای شکل و محتوا پیوندی نظام مند برقرار می سازند و محتوای شعر را از شکل آن می فهمند. لذا دست یابی به راز پنهان و جنبه های زیبایی شناختی اثر ادبی از طریق بررسی ادبیات و فرم آن است.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا