ادبیات جهان

مروری بر آثار میخائیل بولگاکف ؛ احترام و اقتباس به معنای کلاسیک واقعی

میخائیل بولگاکف

اقتباس همواره از روش های مورد علاقه ی میخائیل بولگاکف در دوره فعالیت ادبی اش بوده است. از ۱۹ نمایشنامه ی میخائیل بولگاکف که شامل؛ جنگ و صلح، دن کیشوت و نفوس مرده، اقتباس از داستان های سه نویسنده ی صاحب نام یعنی تولستوی، سروانتس و گوگول است. مولیر، پتر کبیر، روزهای واپسین و باتوم نیز چهار نمایشنامه ای است که بر اساس چهار شخصیت برجسته یعنی مولیر، کمدین فرانسوی؛ پتر کبیر، تزار روسیه؛ الکساندر پوشکین، شاعر روس و یوزف استالین رهبر شوروی نوشته است.

بیشتر بخوانید: نقد رمان دل سگ اثر میخاییل بولگاکف

میخائیل بوگاکف - نمایشنامه نویس - ۱۹۴۰-۱۸۹۱

میخائیل بوگاکف – نمایشنامه نویس – ۱۹۴۰-۱۸۹۱

میخائیل بولگاکف ؛ احترام و اقتباس به معنای کلاسیک واقعی

فیلم نامه ای نیز بر اساس نمایشنامه ی بازرس گوگول نوشته است. با این حجم کار اقتباسی، بولگاکف به مهارتی در اقتباس ادبی و دراماتیزه کردن آثار داستانی و رویدادهای تاریخی دست یافت. میخائیل بولگاکف در هر یک از این آثار اقتباسی، برخوردی خلاقانه با اثر اصلی می کند. شهرت و عظمت نویسنده یا شخصیت تاریخی باعث میشود که فقط به نمایشی کردن اثر بسنده کند. اقتباسی که او از جنگ و صلح کرده است در مقایسه با اقتباس از دن کیشوت وفادارانه و محتاطانه است؛ با این حال در جای جای جنگ و صلح، امضای میخائیل بولگاکف وجود دارد. او در این اثرش شخصیت خواننده را به نمایشنامه ی خود اضافه می کند تا در مواردی که لازم است از نقل ها و توصیف های تولستوی نیز بهره بگیرد و مانند تولستوی می کوشد به بیان تلاطم روحی و اضطراب قهرمان ها و دیالکتیک پیچیده ی افکار و احساساتشان بپردازد. میخائیل بولگاکف همچنین نمایش خود را با تکان های روحی قهرمان هایش و بیان انگیزه های پیچیده ی رفتار آن ها آغاز می کند.

بیشتر بخوانید: نقد رمان مرشد و مارگاریتا نوشته‌ی میخائیل بولگاکف

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی آنا گاوالدا و همذات پنداری زنان با آثار او

شاید یکی از آثار شگفت انگیز ادبیات جهان، اثر مرشد و مارگاریتا به حساب آید. در زمانی که ادبیات فرمایشی عرصه را بر چهره های ادبی روسیه تنگ کرده بود، میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن رمانی کرد که به زعم بسیاری از منتقدین در زمره ی درخشان ترین آثار ادبی تاریخ روسیه به شمار می رود. در فضای ادبی خفقان دوره ی استالین بالاخره در سال ۱۹۶۵و بعد از حدود ۲۵ سال، زمامداران شوروی پس از حذف بیست و پنج صفحه از متن کتاب آن را در تیراژ محدودی چاپ کردند و کتاب با استقبال کم نظیر مردم مواجه شد.

میخائیل بولگاکف دین فراوانی به گوته دارد و بسیاری از درونمایه ها و حتی برخی شخصیت های داستانی خود را از فاوست وام گرفته و با خلاقیتی شگفت انگیز این شخصیت ها و درونمایه ها را حیاتی نو و استقلال بخشیده است. ظرافت و خلاقیت مرشد و مارگاریتا در این نکته نیز نهفته است که در عین بحث درباره ی مسائل فلسفی و نقد معضلات اجتماعی، رمان تا حدی زندگینامه ی خود نویسنده است.

بیشتر بخوانید: اروین یالوم ؛ نویسنده‌ی روان درمانگر، این روز‌ها روی تخت بیمارستان با مرگ می جنگد!

بیشتر بخوانید: هارولد پینتر ؛ مروری بر زندگی نویسنده، نمایشنامه نویس، بازیگر، کارگردان و فعال سیاسی انگلیسی

بسیاری از جزییات داستان از زندگی خصوصی میخائیل بولگاکف برگرفته شده و درک همین شباهت ها خواننده را به سطح سوم ارزیابی این رمان نزدیک می کند. او  در مارس ۱۹۴۰ درگذشت و از خود رمانی به جای گذاشت که ساختی به غایت بدیع دارد و نوشتن آن را مهم ترین کار زندگی خود می دانست. با این حال پس از مرگ وی کسی جز همسر و چند دوست نزدیکش از این اثر مطلع نبودند.

میخائیل بوگاکف - نمایشنامه نویس - ۱۹۴۰-۱۸۹۱

میخائیل بوگاکف – نمایشنامه نویس – ۱۹۴۰-۱۸۹۱

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا