ادبیات ایران

پوکه باز نوشته‌ی کورش اسدی ؛ مرگ، حضور و عبور

پوکه باز کاری از کوروش اسدی

“لته‎پاره پوشیده با موهای ژولیده و ناخن‌های دراز پتو روی شانه‎هایش کشیده بر صندلی چوبی نشسته رو به پنجره‎ای شکسته رو به درختی که زیر باران یک شاخه‎اش از کمر شکسته نیفتاده مانده در باد تکان می خورد- زیر باران رفته دیر کرده‎ای که چشم بسته نشسته رو به روی پنجره‎ای شکسته و متروک و باران در دهان بازش می‎ریزد.”

پوکه باز عنوان مجموعه داستان کوتاه نوشته‎ی کوروش اسدی داستان‎نویس ایرانی است. مجموعه پوکه باز شامل ده داستان کوتاه است. عنوان کتاب از آخرین داستان این مجموعه گرفته شده است.
اکثر داستا‎ن‎های این مجموعه را می‎توان به نوعی ادبیات جنگ و داستان های جنگی به حساب آورد. در اکثر داستان های “پوکه باز” روایت رزمنده‎ها و یا سربازهای حاضر و یا بازگشته از جنگ و یا آدم های درگیر جنگ است. درونمایه‎ی روایات مرگ اندیشی و مرگ است. انسان هایی که در آستانه‎ی مرگ بوده‎اند و نجات یافته‎اند. اما هرگز نمی‎توانند به زندگی عادی بازگردند.

پوکه باز نوشته‌ی کورش اسدی

در داستان هایی مانند “منزل خاک”، “خواب های جنوبی”، “باز غروب شد” با وجود اینکه داستان ها فضای جنگی ندارند اما حضور مرگ و مرگ اندیشی شخصیت‎ها وجود دارد. مرگ بر زندگی تمام این شخصیت‎ها سایه افکنده است. و زندگی عادی آن ها را کاملاً تحت تاثیر قرار داده است. آن ها گاه به رویا پناه می‎برند و رویایی را در کنار زندگی عادی خود زندگی می‎کنند. رویایی از گذشته و یا رویایی در آینده برای این آدم ها وجود دارد. هر یک به نوعی رازی را باخود به این ور و آن ور می‎برند.

بیشتر بخوانید: شازده احتجاب نوشته‌ی هوشنگ گلشیری

امیدی در هیچ یک از این داستان ها وجود ندارد. آدم‎های داستان طرد شده و گاه خود خواسته تنها هستند و به نظر می‎رسد راه نجاتی برای هیچ یک از آن ها وجود ندارد. و اینگونه است که آن ها در جهان خیال خود فرو می‎روند. به عنوان مثال در داستان “گورستان” شخصیت داستان که سمعک دارد در اغلب اوقات و مواجه با افراد، پیچ سمعک خود را می‎بندد و راه ارتباط خود با آدم ها، و آدم ها با خود را قطع می‎کند. و تنها ناظر حرکات آن ها است. فضاپردازی در این داستان ها با جزئیات بسیار صورت گرفته است. گاهی یک حرکت شی و یا شخصیت ریز به ریز شرح داده می‎شود. و تصویرها جز به جز ساخته می‎شوند. به قول خود نویسنده در ابتدای داستان “گورستان”:

بیشتر بخوانید: پیمان هوشمندزاده عکاسی که برای عکس هایش داستان می بافد!

«حرف به حرف می‎چسبد کلمه ای شکل می‎گیرد و جمله‎ای ساخته می‎شود.»

این ساخت فضا و حرکت در بعضی از صحنه‎ها باعث می‎شود که لحظه کند و با تاکید از جلوی چشم ما عبور می‎کند. نویسنده از این راه ما را به دقت در جزئیات صحنه دعوت می‎کند. که این دعوت برای این است که در بیشتر داستان های این مجموعه ماجرایی اتفاقی نمی‎‎افتد و تنها همین لحظات هستند که زندگی شخصیت را می‎سازند و او را و زندگیش را برای ما به تصویر می‎کشد.

بیشتر بخوانید: رمان سپیده دم ایرانی نوشته‌ی امیر حسن چهلتن

بخش زیادی از داستان‎ها مربوط به کشمکش‎های روحی و نمایش حالات و درونیات شخصیت‎هاست. گاهی سنگینی و کندی عبور لحظات، فضای سرد و آکنده از مرگ و خالی از هر جنب و جوش و شوقی را به ما القا می‎کند. اکثر شخصیت‎‎های مجموعه‎ی “پوکه باز” بسیار ساکت هستند و تنها نظاره گر محیط دور و بر خود می شوند. و از مجرای همین دنیای بیرون می‎توان به درون آن ها و دغدغه‎هایشان پی برد. دیالوگ در داستان‎ها کم است. و ما بیشتر شاهد مونولوگ‎های درونی شخصیت ها هستیم.

بیشتر بخوانید: رمان تهران شهر بی آسمان نوشته‌ی امیرحسن چهل تن

روایت داستان همراه با جملات کوتاه است. گاهی تنها یک فعل تشکیل دهنده‎ی یک جمله است. فعل ها در بسیاری از جملات در اول جمله آمده است. و همین باعث می شود که ریتم داستان سریع باشد. در بسیاری از قسمت های داستان نثر آهنگین و دارای ریتم است.

“لته‎پاره پوشیده با موهای ژولیده و ناخن‌های دراز پتو روی شانه‎هایش کشیده بر صندلی چوبی نشسته رو به پنجره‎ای شکسته رو به درختی که زیر باران یک شاخه‎اش از کمر شکسته نیفتاده مانده در باد تکان می خورد- زیر باران رفته دیر کرده‎ای که چشم بسته نشسته رو به روی پنجره‎ای شکسته و متروک و باران در دهان بازش می‎ریزد.”

بیشتر بخوانید: دیوان سومنات نوشته‌ی ابوتراب خسروی ؛ مینیاتور و سورئالیسم

“کوروش اسدی” متولد ۱۸ مرداد ۱۳۴۳ در آبادان است. او در تاریخ ۲ تیرماه ۱۳۹۶ در تهران درگذشت. از دیگر آثار کوروش اسدی می توان به “پوکه باز”، “باغ ملی”، “گنبد کبود”، و رمان بلند “کوچه ابرهای گمشده” اشاره کرد. کوروش اسدی نویسنده، ویراستار و مدرس داستان نویسی بود. رمان بلند “کوچه ابرهای گمشده” اخیراً برنده‎ی جایزه از نخستین جایزه‎ی ادبی داستان شیراز شده است.

بیشتر بخوانید: مجموعه داستان کوتاه دندیل نوشته‌ی غلامحسین ساعدی

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا