اقتصادی

تحلیل بنیادی در بازار بورس سهام – قسمت دوم – مبانی بازارهای مالی

در اقتصاد مبتنی بر بازار، تخصیص منابع اقتصادی برآمد بسیاری از تصمیمات خصوصی است.

در ادامه ارائه مطالب تحلیل های بنیادین در بورس اوراق بهادار امروز قصد داریم قدری دقیق تر در خصوص ابزارهای مبانی بازارهای مالی و اصطلاحات حاکم بر این بازار و همچنین به تعریفی دقیق از ابزار بدهی بپردازیم. همچنین امروز قصد داریم به تعریف دارایی مشهود و دارایی نامشهود بپردازیم. پس با ما همراه باشید.

در ادامه ارائه مطالب تحلیل های بنیادین در بورس اوراق بهادار امروز قصد داریم قدری دقیق تر در خصوص ابزارهای مبانی بازارهای مالی و اصطلاحات حاکم بر این بازار و همچنین به تعریفی دقیق از ابزار بدهی بپردازیم. همچنین امروز قصد داریم به تعریف دارایی مشهود و دارایی نامشهود بپردازیم. پس با ما در نت نوشت همراه باشید.

در اقتصاد مبتنی بر بازار، تخصیص منابع اقتصادی برآمد بسیاری از  تصمیمات خصوصی است. قیمت ها علایمی در اقتصاد مبتنی بر بازار هستند که منابع اقتصادی را به بهترین کاربرد راهنمایی می کنند. انواع بازارهای موجود در اقتصاد را می توان بدین گونه تقسیم کرد:

بازار محصولات (کالاهای ساخته شده و خدمات)

بازارهای عوامل تولید یا  نیروی کار و سرمایه که بازار عوامل نامیده می شود.

در این مطلب هدف ما توجه به یک بخش از بازار عوامل، یعنی بازار دارایی های مالی یا، ساده تر بگوییم، بازار مالی است.

دارایی های مالی

نخست به چند تعریف بنیادی بپردازیم. دارایی، در معنای وسیع، هر مایملکی است که ارزش مبادله ای دارد. دارایی را بر دو نوع مشهود و نامشهود تقسیم می کنند. دارایی مشهود دارایی است که ارزش آن به برخی خصوصیات مادی آن بستگی دارد.  برای مثال ساختمان، زمین یا ماشین آلات از دارایی های مشهود می باشند. دارایی نامشهود، برخلاف دارایی مشهود، نماینده ی حق قانونی نسبت به منفعتی در آینده است. ارزش این دارایی رابطه ای با شکل ثبت آن حق یا ادعا ندارد.

دارایی های مالی در شمار دارایی های نامشهودند. برای دارایی مالی منفعت یا ارزش معمول نقدینه ای در آینده است. در این مطلب انواع گوناگون دارایی مالی، بازارهای مبادله ی این دارایی ها و اصول ارزش یابی آن ها را بررسی می کنیم. لازم به ذکر است که نام بردن  اصطلاحات دارایی مالی، بازار مالی و اوراق بهادر همگی دارای یک معنی است که ما به فراخور مطالب از تمامی این عبارت های استفاده خواهیم کرد.

آن موسسه یا واحد تجاری که با پرداخت نقدی در آینده موافقت کرده، ناشر دارایی مالی خوانده می شود؛ مالک دارایی مالی را سرمایه گذار می نامند. در این جا هفت نمونه از دارایی های مالی را یاد می کنیم:

  • وام بانک (سرمایه گذار) به یک فرد (ناشر/ وام گیرنده) برای خرید اتومبیل .
  • اوراق قرضه ی منتشر شده از سوی خزانه داری.
  • اوراق قرضه ی منتشر شده از سوی شهرداری کالیفرنیا.
  • اوراق قرضه ی منتشر شده از سوی دولت ژاپن.
  • سهمی از سهام عادی منتشر شده به وسیله ی آی. بی. ام.
  • سهمی از سهام عادی منتشر شده به وسیله ی شرکت ژاپنی هوندا

در مورد وام اتومبیل، اصطلاح وام تاکیدی است بر این که وام گیرنده باید در طول زمان مبالغی مشخص به بانک تجاری بپردازد. این پرداخت ها شامل مبلغ وام به علاوه ی بهره است. جریان نقدی این دارایی عبارت است از پرداخت های مشخصی که وام گیرنده بر عهده می گیرد.

در مورد اوراق قرضه ی خزانه داری، دولت آمریکا (ناشر) تعهد  می کند بهره ی این اوراق را هر شش ماه به دارنده یا سرمایه گذار بپردازد، تا زمانی که سر رسید اوراق فرا رسد؛ در موعد سر رسید مبلغ وام گرفته شده بازپرداخت خواهد شد. همین ترتیب در مورد اوراق قرضه ی شرکت جنرال موتور، شهر کالیفرنیا و دولت ژاپن نیز صدق می کند. در مورد اوراق قرضه ی جنرال موتور ناشر یک شرکت است و نه دولت. در مورد اوراق قرضه ی شهر کالیفرنیا ناشر شهرداری است. ناشر اوراق قرضه دولت ژاپن دولت مرکزی است.

سهام عادی آی. بی. ام این حق را به سرمایه گذار می دهد که سود سهام توزیع شده ی این شرکت را دریافت کند. در این مورد سرمایه گذار در عین حال در صورت انحلال شرکت حق مطالبه ی سهمی متناسب از ارزش سهام شرکت را دارد. این نکته در مورد سهم عادی شرکت هوندا نیز صادق است.

بدهی در برابر حق سهامداران

دعوی یا حق دارنده ی دارایی مالی ممکن است مبلغی ثابت به دلار باشد یا مبلغی متغیر یا باقی مانده. در مورد اول، دارایی مالی را ابزار بدهی می نامند. وام اتومبیل، اوراق قرضه ی خزانه امریکا، اوراق قرضه ی شرکت جنرال موتور، اوراق قرضه ی شهر کالیفرنیا و اوراق قرضه ی دولت ژاپن نمونه هایی از ابزار بدهی هستند که مستلزم پرداخت های ثابتی به دلار می باشند.

حق سهامداران (که حق باقی مانده نیز نامیده می شود) ناشر دارایی مالی را موظف می کند که پس از پرداخت به دارندگان ابزار بدهی، مبلغی بر مبنای عایدات، اگر عایداتی در کار باشد، به دارنده ی این دارایی بپردازد. سهم عادی نمونه ای از حق سهامداران است. سهم مشارکت در فعالیت تجاری نیز نمونه ای دیگر از این حق است.

برخی از اوراق بهادر در هر دوی این مقولات جای می گیرند. برای مثال سهام ممتاز نوعی حق سهامداران است که به دارنده حق می دهد مبلغی ثابت به دلار دریافت کند. اما این پرداخت احتمالی است و تنها بعد از پرداخت به دارندگان ابزار بدهی تحقق می یابد. مثالی دیگر از این ابزار “تلفیقی” اوراق قرضه ی قابل تبدیل است که به دارنده امکان می دهد در شرایطی خاص، بدهی را به سهام تبدیل کند. بدهی و سهم ممتاز که مبلغ ثابتی به دلار می پردازند هر دو ابزار با درآمد ثابت نامیده می شوند.

قیمت دارایی مالی و خطر

بنابر یک  اصل اقتصادی قیمت هر دارایی مالی برابر است با ارزش فعلی جریان نقدی آینده ی آن، اگر چه این جریان نقدی به یقین مشخص نباشد. مقصود ما از جریان نقدی، جریان پرداخت نقدی متوالی در طول زمان است. برای مثال، اگر اوراق قرضه ی دولت امریکا برای ۳۰ سال آینده هر ۶ ماه ۳۰ دلار و در پایان ۳۰ سال ۱۰۰۰ دلار بپردازد، این جریان نقدی است. در مورد وام اتومبیل که پیش از این یاد کردیم، اگر وام گیرنده موظف باشد برای سه سال ماهی ۵۰۰ دلار بپردازد، این جریان نقدی آن وام است. در مطالب بعدی، به هنگام بحث از نظریه های مختلف درباره قیمت گذاری دارایی مالی، با این اصل بیشتر آشنا خواهیم شد.

بازده مورد انتظار دارایی مالی رابطه ای مستقیم با مفهوم قیمت دارد. اگر جریان نقدی مورد انتظار و قیمت یک دارایی را داشته باشیم، می توانیم نرخ بازده مورد انتظار آن را تعیین کنیم. برای مثال، اگر قیمت دارایی مالی ۱۰۰ دلار و یگانه جریان نقدی آن ۱۰۵ دلار در یک سال بعد باشد، بازده مورد انتظار آن ۵% خواهد بود.

نوع دارایی مالی، این که ابزار بدهی یا سرمایه باشد، و ویژگی های ناشر آن درجه ی قطعیت جریان نقدی مورد انتظار را تعیین می کند. برای مثال، با این فرض که دولت ایالات متحد هیچ گاه از تعهد ابزار بدهی که خود نتشر کرده و تخلف نمی کند، اوراق بهادر خزانه ی ایالات متحد جریان نقدی مشخص و مطمئن دارد. اما آن چه قطعیت ندارد، قدرت خرید جریان نقدی دریافت شده است.

در مورد وام اتومبیل از بانک، توان وام گیرنده در بازپرداخت وام، تا حدی مایه ی عدم قطعیت جریان نقدی می شود. اما اگر وام گیرنده از جریان تعهد خود سرباز نزند، سرمایه گذار (بانک) می داند که جریان نقدی چه خواهد بود. این نکته در مورد اوراق بهادر جنرال موتور و شهر کالیفرنیا نیز صدق می کند. در مورد اوراق قرضه ی دولت ژاپن، اگر دولت ژاپن زیر تعهد خود نزند، جریان نقدی معینی است. اما جریان نقدی ممکن است بر حسب ین ژاپن باشد نه برحسب دلار آمریکا. در این صورت، هرچند جریان نقدی برحسب تعداد ین ژاپن معین است، از دیدگاه سرمایه گذار امریکایی، مقدار دلار مشخص نیست. تعداد دلار امریکا به نرخ مبادله ی ین ژاپن و دلار امریکا در زمان دریافت جریان نقدی بستگی خواهد داشت.

دارنده ی سهام عادی آی. بی . ام نه در مورد مبلغ و نه در مورد زمان دریافت سود سهام خود اطلاع قاطعی ندارد. پرداخت های سود سهام بستگی به کل سود شرکت دارد. در مورد جریان نقدی سهام عادی شرکت هوندا نیز وضع چنین است. علاوه بر این، چون پرداخت هوندا به ین ژاپن خواهد بود، میزان جریان نقدی برحسب دلار امریکا هم مشخص نیست.

خطرهای گوناگونی وجود دارد که در مطلب امروز و روز های بعد خواهیم پرداخت، اما سه نوع خطر را در همین مثال ها می توان مشاهده کرد. خطر اول به قدرت خرید بالقوه ی جریان نقدی مورد انتظار مربوط می شود. این را خطر قدرت خرید یا خطر تورم می نامیم. خطر دوم این است که ناشر یا وام گیرنده از تعهد سر باززند. این امر را خطر اعتبار گویند. سرانجام، برای دارایی هایی که جریان نقدی آن ها برحسب پول داخلی نیست، این خطر در میان است که نرخ مبادله ی ارز به ضرر پول داخل تغییر کند و در نتیجه جریان نقدی به پول داخلی کم تر شود. این خطر را خطر ارز خارجی می نامند.

دارای مالی در برابر دارایی مشهود

دارایی مشهود، مانند یک کارخانه یا تجهیزاتی که یک واحد تجاری برای خود خریداری می کند حداقل دارای یک ویژگی مشترک با دارایی مالی دارد و آن این است که انتظار می رود این دو دارایی در آینده جریانی نقدی برای مالک خود به همراه داشته باشد. فرض کنید یک شرکت هوایی ایرانی ناوگان هوایی به قیمت ۳۰۰ میلیون دلار خریداری می کند. این شرکت با خرید این ناوگان در نظر دارد پول نقد از مسافرانی که قصد استفاده از این ناوگان هوایی دارد دریافت کند.

دارایی مالی و دارایی مشهود با هم مرتبط هستند. مالکیت دارایی مشهود با انتشار یکی از انواع دارایی مالی تامین مالی می شود. به طور مثال در مورد شرکت هواپیمایی فرض کنید ابزار بدهی برای تامین مالی خرید ناوگان به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار پول خرید ناوگان را منتشر کرده است. جریان نقدی دریافت شده از مسافران برای بازپرداخت این سند بدهی به کار می رود. لذا جریان نقدی، برای دارایی مالی در نهایت با دارایی مشهود فراهم گردیده است.

نقش دارایی مالی

دارایی مالی دو عملکرد اقتصادی اساسی دارد. عملکرد اول انتقال وجه از دارندگان وجه اضافی برای سرمایه گذاری به کسانی است که به پول نقد برای سرمایه گذاری در دارایی های مشهود نیاز دارند. عملکرد دوم توزیع خطر و ریسک در ارتباط با جریان نقدی حاصل از دارایی مشهود بین علاقه مندان وجود و دارندگان وجوه است. اما چنان که بیان خواهد شد، حقی که به دارنده نهایی دارایی تعلق می گیرد عموما با بدهی های منتشرشده به وسیله متقاضیان نهایی وجود متفاوت است و این به سبب فعالیت واسطه های مالی است که کارشان تبدیل بدهی های نهایی به دارایی هایی است که عامه سرمایه گذاران ترجیح می دهند.

می خواهیم با ذکر چند مثال متفاوت ابعاد قضیه را بیشتر و بهتر روشن کنیم.

۱- شخصی با نام مستعار علی مجوز احداث کارخانه تولید یخچال فریزر را به دست آورده است. در برآورد مالی که علی انجام داده است خرید کارخانه و تجهیزات لازم برای تولید یخچال فریزر حدود ۱ میلیارد تومان هزینه دارد، متاسفانه علی فقط ۲۰۰ میلیون تومان برای سرمایه گذاری در این بخش در اختیار دارد و این پس انداز زندگی اوست که نمی خواهد آن را در این راه بگذارد. اگرچه علی مطمئن است که بازار برای این نوع یخچال با ویژگی های در نظر گرفته کاملا مساعد و در صورت تولید از استقبال خوبی برخوردار خواهد بود.

۲- محمد که به تازگی ۷۰۰ میلیون تومان به ارث برده است. او نیز در نظر دارد ۱۰۰ میلیون از این پول را صرف خرید طلا و سکه به قصد پس انداز هزینه کند و ما بقی پول را در بازار کار سرمایه گذاری کند.

۳- حسین که وارد کننده تجهیزات نفتی به ایران است در ازای یک انتقال محموله تجهیزات نفتی به ایران توانسته است در حدود ۲۵۰ میلیون تومان درآمدزایی داشته باشد. او نیز قصد دارد ۵۰ میلیون آن را اتومبیل بخرد و مابقی آن را در بازار کار سرمایه گذاری نماید.

فرض کنید بر حسب اتفاق این ۳ شخص با هم اشنا شوند و در حین گفت و گو با یکدیگر از برنامه های مالی خود با یکدیگر سخن بگویند. در پایان این جلسه سه نفره هر سه نفر تصمیم می گیرند با یکدیگر شریک شده و با هم معامله کنند.علی تصمیم می گیرد در ازای دریافت ۶۰۰ میلیون تومان از محمد بخشی از سهام تولید یخچال فریزر را به محمد بفروشد. همچنین مقرر شده است علی بدون دخالت محمد خط تولید را راه اندازی کند و محمد فقط مالکیت بخشی از سهام را داشته باشد و اختیار اجرایی تمام و کمال بر عهده علی باشد. همچنین حسین نیز می پذیرد که به ازای واگذاری ۲۰۰ میلیون وام به علی طی مدت چهار سال از علی سود دریافت کند.  حال علی برای خریداری کارخانه و تولید یخچال فریزر مبلغ ۱ میلیارد مورد نیاز را تامین کرده است. در این جلسه دو حق مالی شکل گرفته است. اول اینکه حق سرمایه است که علی به ازای دریافت ۶۰۰ میلیون تومان از محمد به او فروخته است. علی در این مورد صادرکننده حق است. دیگری سند بدهی است که علی منتشر کرده است و حسین در ازای ۲۰۰ میلیون تومان خود آن را خریده است. بدین ترتیب دو دارایی مالی این امکان را فراهم آورده است که مقداری پول از محمد و حسین که وجوه نقد اضافی در زندگی خود داشته اند و قصد سرمایه گذاری این پول را داشته اند به شخصی به نام علی که به شدت برای احداث خط تولید یخچال فریزر به این پول نیاز داشته است واگذار شده است تا دارایی مشهود سرمایه گذاری کند و به تولید یخچال فریزر بپردازد. این انتقال وجود نخستین کارکرد اقتصادی دارایی مالی است.

این یک واقعیت است که علی حاضر نیست تمام این پول مورد نیاز برای راه اندازی خط تولید را شخصا پرداخت کند و قصد دارد بخشی از خطر را به اشخاص دیگری منتقل کند. او بدین منظور یک دارایی مالی به محمد می فروشد و به وی این حق را می دهد که نیمی از جریان نقدی حاصل از فعالیت اقتصادی علی را مطالبه کند. علاوه بر این او مقداری سرمایه از حسین به دست آورده است که حاضر نیست در خطر این فعالیت مشارکت کند. در عوض این سرمایه ، علی موظف است بدون توجه به نتایج فعالیت اقتصادی خود ، مبالغی را به صورت جریان نقدی ثابت به حسین پرداخت کند. این انتقال خطر کارکرد دوم دارایی مالی است.

بازار مالی

بازار مالی بازاری است که دارایی مالی در آن مبادله و خرید و فروش می شود. هر چند وجود بازار مالی شرط ضروری برای ایجاد و مبادله دارایی مالی نمی باشد، در اکثر اقتصادهای دنیا ایجاد و مبادله دارایی های مالی در نوعی بازار مالی صورت می پذیرد. بازاری که در آن دارایی مالی بلافاصله واگذار می شود بازار آنی یا بازار نقدی نامیده می شود.

نقش بازار مالی

دو کارکرد عمده دارایی های مالی را پیش از این گفتیم. بازار مالی سه کارکرد اقتصادی دیگر نیز به عهده دارد.

اول این که روابط فی مابین خریدار و فروشنده در بازارهای مالی، قیمت دارایی مبادله شده را تعیین می کند. به طور کلی همان طور که در مطالب روزهای گذشته تحت عنوان مبانی بازار بورس به اطلاع دوستان رساندیم در اقتصاد قیمت یک کالا تابع میزان عرضه و تقاضا می باشد. هیچ گاه در اقتصاد نمی توان قیمت یک کالا را با دستورالعمل تعیین کرد. هر گاه تقاضا برای یک کالا از میزان عرضه آن در بازار فزونی یابد مالک کالا یا دارایی این حق را بر خود می بیند به دلیل رشد ارزش کالای مورد نظر قیمت کالا را بالاتر ببرد و کسی نمی تواند خرده ای بر او بگیرد. این نوع رابطه متقابل باعث می شود بازده مورد انتظار دارایی مالی مشخص شود. همچنان که انگیزه بنگاه برای به دست آوردن وجوه به بازده مورد انتظاری که سرمایه گذار طلب می کند بستگی دارد. به عبارت دیگر یک بنگاه زمانی می تواند خریدار را به فروش دارایی خود ترغیب کند که بتواند خریدار را مجاب کند بازده مورد نظر از خرید این کالا تامین خواهد شد. به عبارتی  حالت برد – برد در موفق بودن معامله ضروری است. این ویژگی بازار مالی نشان می دهد که در هر اقتصاد، وجود چگونه میان دارایی های مالی مختلف تقسیم می شود. این را فرآیند قیمت یابی می نامند.

دوم اینکه بازارهای مالی سیستمی برای سرمایه گذار فراهم می کند تا دارایی مالی را به فروش برساند. با توجه به ویژگی مطرح شده، می گویند بازار مالی نقدینگی فراهم می کند و این ویژگی جذابی است. آن گاه شرایط سرمایه گذار او را وادار یا تشویق به فروش می کند. اگر نقدینگی وجود نمی داشت، دارنده آن ناچار بود سند بدهی را تا زمان سررسید آن و سند سهامدارای را تا زمانی نگاه دارد که شرکت داوطلبانه یا به اجبار منحل شود. هر چند همه بازارهای مالی نوعی نقدینگی فراهم می کنند، چیزی که موجب می شود در میان بازارهای مختلف تفاوت به وجود بیاید، میزان نقدینگی آن است.

سومین کارکرد بازار مالی این است که هزینه معاملات را بسیار زیاد کاهش می دهد. هر معامله ای دو نوع هزینه ناخواسته دارد. اول هزینه جست و جو و دوم هزینه اطلاعات

هزینه جست و جو را می توان این گونه تعریف کرد که هزینه های آشکاری است که فرد مجبور است پول خرج کند تا جهت فروش دارایی خود و یا یک دارایی مورد نظر از شخص دیگر در روزنامه ها و یا سایت ها آگهی منتشر کند. همچنین دربرگیرنده هزینه پنهان از جمله مدت زمانی است که باید این شخص صرف کند تا بتواند شخص مورد نظر با دارای مشخص شده را پیدا کند. وجود بازار مالی منسجم این هزینه های جست و جو را کاهش می دهد. هزینه های اطلاعات نیز هزینه های ملازم با برآورد ویژگی های سرمایه گذاری یک دارایی مالی هستند. یعنی مقدار و احتمال وقوع جریان نقدینگی ای که از دارایی انتظار می رود. در بازار مالی کارآمد، قیمت ها بازتابی از کل اطلاعات گردآوری شده به وسیله همه دست اندرکاران بازار است.

طبقه بندی بازارهای مالی

طبقه بندی بازارهای مالی راه های بسیاری دارد. یک راه طبقه بندی بر حسب حق مالی است. مثل بازار بدهی یا اوراق قرضه و بازارهای سهام. راه دیگر طبقه بندی بر حسب سررسید حق مالی است. به طور مثال بازاری برای ابزار بدهی کوتاه مدت وجود دارد که آن را بازار پول می نامند و بازار دیگری برای دارایی مالی با سررسید طولانی تر وجود دارد که آن را بازار سرمایه می نامند.

بازارهای مالی را می توان بدین گونه نیز طبقه بندی نمود که بازارهایی که با حق مالی تازه منتشر شده سروکار دارند و آن ها را بازار اولیه می نامیم و بازارهایی که آن حقوق مالی را مبادله می کنند که قبلا منتشر شده و این بازارها با عنوان بازار ثانویه شناخته می شوند.

بازارهای مالی یا بازار نقدی هستند یا بازار ابزار مشتقه . که هر دو این دو نوع بازارها که از بازارهای مهمی نیز هستند در ادامه تعریف خواهد شد. بازار را می توان بر اساس ساختار سازمانی آن نیز طبقه بندی کرد. بازار ممکن است بازار حراج یا بازار خارج از بازار بورس یا بازار از طریق واسطه باشد.

مشارکت کنندگان در بازار

مشارکت کنندگان در بازارهای مالی جهانی که حقوق مالی را منتشر می کنند و می خرند عبارتند از خانوارها، واحدهای تجاری، دولت های ملی، سازمان های وابسته به دولت های ملی، دولت های ایالات و دولت های محلی و سازمان های فراملی مثل بانک جهانی، بانک سرمایه گذاری اروپا و …

شرکت های تجاری شامل بنگاه های غیرمالی و بنگاه های مالی می شوند. بنگاه های غیرمالی نیز محصولات کارخانه ای مثل ماشین، فولاد و کامپیوتر یا خدمات غیرمالی از جمله حمل و نقل، خدمات عمومی و برنامه ریزی کامپیوتری تولید می کنند. نقشی که بنگاه های مالی و نوعی خاص از بنگاه های مالی به نام واسطه های مالی در بازار مالی بر عهده دارند که در روزهای آینده به تعریف آن خواهیم پرداخت.

سرانجام با در عین تاکید بر آن مشارکت کنندگان در بازار که تولید کننده و یا مبادله کننده دارایی های مالی هستند، تعریفی جامع تر از مشارکت کنندگان در بازار نیز داریم که ناظران و تنظیم کنندگان بازار مالی را نیز در بر می گیرد.

انگیزه استفاده از بازار خارجی و بازار اروپا

این که یک شرکت قصد کند در جایی خارج از بازار داخلی پول و سودی به دست آورد چند دلیل دارد. اول اینکه در برخی کشورها شرکت های بزرگی که می خواهند مبالغ قابل توجهی پول نقد به دست بیاورند ممکن است راهی جز دریافت منابع مالی از بازار خارجی کشورهای دیگر یا از بازار اروپا نداشته باشند. این امر به این دلیل است که بازار داخلی این شرکت خواستار منابع مالی، چندان توسعه نیافته که بتواند تقاضای این شرکت را بنابر شرایط رقابت جهانی برآورده کند. دولت های کشورهای در حال توسعه از این بازارها در تامین وجوه برای آن دسته از شرکت های دولتی که خصوصی می شوند استفاده می کنند.

دلیل دون این که احتمالا فرصت تامین نقدینگی با هزینه کمتر از هزینه بازار داخلی وجود دارد. هر چند که با یکپارچه شدن بازار سرمایه در سراسر جهان، این فرصت ها رفته رفته در حال از بین رفتن است. با این همه همنوز نواقصی در بازار سرمایه در سراسر جهان وجود دارد که ماهش هزینه تامین نقدینگی را ممکن می سازد.

دلیل آخر در استفاده از بازار خارجی یا بازار اروپا این است که ناشر می خواهد منابع تامین جریان پول نقد خود را تنوع ببخشد. به عبارتی قصد ندارد تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار دهد. به طور کلی به این روش ریسک تامین وجوه نقد برای یک شرکت پایین می آید. بدین صورت که اگر به هر دلیلی در تامین وجود نقد از بازار داخل به مشکل بربخورد، این شرکت یک منبع دیگر تامین پول نقد را در نظر گرفته است که می تواند از بازار خارج تامین نماید. بدین ترتیب با این مکانیزم هم ریسک خود را پایین آورده است و هم از اتکای کامل به سرمایه گذاران داخلی کاسته است.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا