تحلیل فیلم رگ خواب - حمید نعمت الله متولد ۱۹۶۷ - کارگردان
سینما

تحلیل “فیلم رگ خواب” فیلمی از “حمید نعمت الله”؛ “سیاهی سفیدی و اندوه طوفان”

در زمینه مشکی آغازین فیلم، “برای داریوش مهرجویی” سفید نوشته می شود. این می تواند راهی باشد برای ورود به “رگ خواب”. پس این انتظار در مخاطب به وجود می آید که قرار است به تماشای فیلمی بنشیند که حال و هوای آثار مهرجویی را داراست. اصلا رگ خواب فیلم همین نکته است.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در زمینه مشکی آغازین فیلم، “برای داریوش مهرجویی” سفید نوشته می شود. این می تواند راهی باشد برای ورود به “رگ خواب”. پس این انتظار در مخاطب به وجود می آید که قرار است به تماشای فیلمی بنشیند که حال و هوای آثار مهرجویی را داراست. اصلا رگ خواب فیلم همین نکته است. فیلم شروع می شود. با نریشنی از مینا که نقش آن را لیلا حاتمی ایفا می کند. در ادامه نیز نریشن های عاشقانه ی دیگری را با صدای لیلا حاتمی می شنویم. این صدا، این عاشقانه و این فراغ پس از عشق چقدر تداعی کننده “لیلا” ی مهرجویی می شود که اتفاقا نقش لیلا ی فیلم را نیز لیلا حاتمی ایفا می کند. حتا نماهای بسته ای که از تخم مرغ های جوشان در هر دو فیلم گرفته می شود مفهوم مشترک باروری و رابطه را بیان می دارند.

آیینه تهران

فیلم پیش می رود، مینا پس از طلاقش، برای گذران زندگی در پی کار است. “سارا” ی مهرجویی نیز برای جور کردن بدهی، در جستجوی کار بود. سارا نیز با پول هایی که به دست می آورد، خرید خانه را عهده دار می شود، در عین حالی که وظایف دیگری همچون آشپزی کردن را انجام می دهد. پیراهنی سفید تن شوهرش می کند. مینا نیز پیراهنی سفید را تن پوش معشوقش کامران حصیبی کوروش تهامی می کند.

“بانو” را یادمان نرود که پس از آگاهی از خیانت همسرش، خانه و زندگی اش را به دستان کولی ها می سپارد و به یغمایش می برند. اینجا مینا ست که دل خویش را به کامران می سپارد و بی کاشانه می شود و پس از آگاهی از خیانت او، کولی وار در خیابان ها و تپه ها، زیر باران، خمیده با کیسه ای سیاه بر سر، زیر باران پرسه می زند. و چه علی “سنتوری” وار تپه ها را طی می کند.

یکی از ویژگی های آثار داریوش مهرجویی، استحاله ی شخصیت های فیلم هایش می باشد. که از همان “گاو” شاهدش هستیم. “مش حسن” پس از مرگ گاوش، گاو منشانه رفتار می کند. لیلا پس از آنکه تن به رضایت ازدواج مجدد همسرش می دهد، تاب نمی آورد و با اینکه سترون است، زنانگی کاملی را به بار می نشاند. سارا پس از ایثار عشق و زنانگی اش در پای زندگی و همسرش، وقتی می فهمد که شوهرش درکی از رفتارهای او ندارد، دیگر در قالب زنی سنتی و خانه دار ظاهر نمی شود، بلکه خانه اش را ترک می کند. بانوی مدرن و روشنفکر نیز پس از به یغما رفتن شوهر و خانه اش، تبدیل به زنی عصیان گر می شود. علی سنتوری هنرمند، پس از بی توفیقی هایش، گرفتار اعتیاد می شود. مینای “رگ خواب” نیز چنین سیری را در فیلم می پیماید. زنی که شکسته می شود و در انتها تصمیم به بازسازی دوباره ی خویش می گیرد. اینجا بهتر است که برای دقیق شدن در دیگر جنبه های فیلم به خود “رگ خواب” فارغ از رگه های مهرجوی گونه اش بپردازیم.
مینا زنی است که در ابتدای فیلم طلاق می گیرد و حال درصدد ساختن زندگی جدیدی برای خویش می باشد. او از همان اول، احساس ها و حالاتش را در قالب نریشن برای پدر خویش ( تماشاگر ) بیان می کند. مینا به دلیل آنکه به تازگی از زندگی زناشویی خارج شده و تجربه ی عاطفی خوبی را هم نداشته، زنی شکننده و حساس است.

در طی جستجوی کار با کامران آشنا می شود؛ مردی به ظاهر خوش چهره و قامت که مدیر رستوران است. زبان فرانسه را که نمادی است از عشق می داند، رفتارهای عاشقانه را بلد است. به مینا آرامش می بخشد، برایش صبحانه درست می کند و در این حین از او فیلم هم می گیرد و طنازی می کند، ترانه ی فرانسوی را همخوانی می کند و جمله ای عاشقانه بر دستمال کاغذی می نویسد. ( که چه استعاره ی جالب و به جایی است از روابط امروزی که انسان ها یکدیگر را چون دستمال کاغذی مصرف می کنند و بعد دور می اندازند. اتفاقی که در فیلم هم رخ می دهد.)

هدیه و پناه و اطمینان به مینا می دهد. با او کاهگل می خورد، ساز می نوازد، و تمام حس ها و میل های خفته و سرکوب شده ی مینا را با رفتارهای اینچنینی اش بیدار می سازد. برای مینایی که از رابطه ی قبلی اش سرخورده است، تمام رفتار های کامران چون آغوش و مامنی گرم برایش محسوب می شود و دل به او می بازد. دلیل دیگر شکل گیری این رابطه ی نادرست، نداشتن الگوی مناسب برای میناست. او در کودکی مادر خویش را از دست می دهد. بنابراین الگوی زنانه ی او نیز از دست می رود. به تعبیری نمی تواند به بلوغ زنانه ی خویش برسد. با پدری زندگی می کرده که دائما در او به خاطر یکسری از رفتارهای کودکی اش مانند خاک خوردن، احساس گناه ایجاد و او را سرزنش می کرده است. اعتماد به نفس چنین آدمی از بین رفته و همین امر باعث می شود که پدر نتواند برای دخترش الگوی مناسب مردانه باشد.

تحلیل "فیلم رگ خواب" فیلمی از "حمید نعمت الله"؛ "سیاهی سفیدی و اندوه طوفان"

تحلیل فیلم رگ خواب – حمید نعمت الله متولد ۱۹۶۷ – کارگردان

در اینجا می توانیم نگاهی اساطیری به فیلم نیز داشته باشیم. در اسطوره، طبیعت نماد زنانگی است. خاک نیز به عنوان عنصری از طبیعت می تواند نماد زنانگی باشد. گرایش مینا به خوردن خاک، در اصل شوق او برای رسیدن به زنانگی است که به دلیل رفتار نادرست پدر، این شوق سرکوب می شود و مینا به بلوغ کاملی نمی رسد. درست از همین نقطه است که وقتی کامران با او خاک می خورد و از این رفتار مینا حمایت می کند، مینا گویی دارد به زن بودنش و کمال خویش (اگرچه در ظاهر نزدیک) می شود و به سمت کامران می گراید.
نیمه ی دوم فیلم بیانگر پیامدهای این دلدادگی و رفتارهاست و بیشتر به سمت نقد جامعه ی مردسالار ایرانی می رود. که البته در این امر هم کم بزرگ نمایی نمی کند و تا آنجایی پیش می رود که حتا زنی که در ابتدا با مینا در رستوران سر جدال بود، پس از آگاهی از خصومت مرد، گونه ی وی را می بوسد و مرد تا جایی پلید جلوه می کند که تنها پس از یک بار برقراری رابطه با مینا او را رها می کند و در سخت ترین شرایط تنهایش می گذارد و او را که باردار است مورد حمله قرار می دهد.

گرچه فیلم پیش از آنکه چهره ی دیگر و منفی کامران را نشان دهد، به مخاطب اشاره هایی مبنی بر این امر می کند. از باشه گفتن فرانسوی خانم مدیر رستوران و آشنایی کامران به زبان فرانسه، خود گواهی است به وجود رابطه ای بین این دو. و یا در نمایی که پس از همخوابگی با مینا می خواهد پیراهنش را بپوشد درحالیکه زیرپوشی پاره به تن دارد، بیانگر کامل نبودن و زشتی و پوسیدگی چهره ی درون او بر خلاف زیبایی ظاهری و خوش پوشی اش است. همچنین هم نشینی مینا و برج میلاد که شمایلی اهلی وار و مردانه دارد و در چندین نما هم تکرار می شود نیز می تواند بیانگر اسیری زن در جامعه امروز باشد.
اگر بخواهیم به جنبه های فنی و سینمایی رگ خواب بپردازیم باید از فیلمبرداری چشم گیر و چشم نواز و درست فرشاد محمدی یاد کنیم. به یاد بیاوریم سکانس رقص آگین مینا و چگونگی نمایش درون خوش او در قالب تصاویر و یا فلو و فوکوس های دوربین روی مینا و کامران در صبح پس از رابطه که بیانگر تصورات موهوم و گنگی و آشکار نبودن شخصیت آدم های پیرامونمان و چنین رابطه ای است. و یا نماهایی خالی و سرد از پله های فرار سرد و سنگی ساختمانی که مینا اقامتی موقتی در آن دارد که بیانگر فرار از نبض و جریان اصلی زندگی می باشد. تصاویری که به یاد می مانند و آوای ناب همایون شجریان و نوای ساز سهراب پورناظری درخشان ترشان می کنند.
رگ خواب” داستان آدم های امروز جامعه ماست که هنگامی که رگ خواب را یکدیگر را می یابند، می توانند تا سرحد عشق مانند نیمه اول فیلم به اوج ببرند و یا مانند نیمه دوم فیلم تا سر حد جنون به موج بکشانند. و در این بین مینای شکسته است که ققنوس وار پس از ویران کردن خویش در صدد آفرینش مینای جدیدی است که به لحاظ اساطیری هم حرکتی قابل توجیه می باشد. چرا که به دلیل ویژگی زایندگی زن، او هیچگاه از بین نمی رود، بنابراین حرکتی دایره وار را طی می کند و نمادش هم در اسطوره دایره است. درست بر خلاف مرد که در اساطیر حرکتی خطی دارد. رفتاری هم که مینا می کند عینا بدین صورت است. در مسیر دایره ای خویش به خودآگاهی می رسد که ما در پایان با چهره ای مصمم از وی رو به رو می شویم.

تحلیل "فیلم رگ خواب" فیلمی از "حمید نعمت الله"؛ "سیاهی سفیدی و اندوه طوفان"

تحلیل فیلم رگ خواب – حمید نعمت الله متولد ۱۹۶۷ – کارگردان

 

تحلیل "فیلم رگ خواب" فیلمی از "حمید نعمت الله"؛ "سیاهی سفیدی و اندوه طوفان" تحلیل "فیلم رگ خواب" فیلمی از "حمید نعمت الله"؛ "سیاهی سفیدی و اندوه طوفان"
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا