شعله ور فیلمی از حمید نعمت الله
سینما

تحلیل فیلم شعله ور به کارگردانی حمید نعمت الله ؛ اتفاق‌های تصنعی و آبی بر آتش

شعله ور نام آخرین ساخته سینمایی حمید نعمت الله ، ترکیبی است از آرایش غلیظ و رگ خواب. از نگاه فضا و لوکیشن ها و فیلم سازی در شهرهای مرزی و خارج از تهران و نمایش برخی ظواهر فرهنگی آن ها بسیار تداعی گر “آرایش غلیظ” می باشد و از لحاظ تک شخصیتی بودن و پرداختن به سیر حرکتی یک فرد و روایت متکی بر نریشن، به “رگ خواب” نزدیکی می کند با این تفاوت که این بار شخصیت محوری فیلم یک مرد است. گویی “رگ خواب” مردانه ای را با مسائلی که امروزه مردان در جامعه درگیرشان هستند را مانند بیکاری، اعتیاد، طلاق و… نظاره گر هستیم.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

شعله ور نام آخرین ساخته سینمایی حمید نعمت الله ، ترکیبی است از آرایش غلیظ و رگ خواب. از نگاه فضا و لوکیشن ها و فیلم سازی در شهرهای مرزی و خارج از تهران و نمایش برخی ظواهر فرهنگی آن ها بسیار تداعی گر “آرایش غلیظ” می باشد و از لحاظ تک شخصیتی بودن و پرداختن به سیر حرکتی یک فرد و روایت متکی بر نریشن، به “رگ خواب” نزدیکی می کند با این تفاوت که این بار شخصیت محوری فیلم یک مرد است. گویی “رگ خواب” مردانه ای را با مسائلی که امروزه مردان در جامعه درگیرشان هستند را مانند بیکاری، اعتیاد، طلاق و… نظاره گر هستیم.

آیینه تهران

مشخصه ی فیلم های ” حمید نعمت الله”، اصولا نمایش سیر زوال شخصیت های اصلی داستان هایش می باشد. آدم هایی که از اوج به موج کشیده می شوند، در جای خود درجا می زنند و توفیقی نمی یابند. از بی هویتی به هر کاری دست می زنند و خود را تا مرز تباهی می کشانند. این اتفاق از “بوتیک” تا همین فیلم شعله ور برای آدم های “حمید نعمت الله” می افتد.

در فیلم “بوتیک” شاهد بی سرنوشتی دختری هستیم. در “بی پولی” با مردی رو به رو می شویم که تا گریبان در فقر گیر می افتد. در فیلم”آرایش غلیظ” تباهی مردی دیگر را شاهد هستیم. در فیلم “رگ خواب” با عشق جنون آمیز زنی رو به رو هستیم که ققنوس وار پس از مرگش خود را تولدی دیگر می بخشد و در “شعله ور” که در ادامه به آن خواهیم پرداخت شاهد داستان مردی هستیم که پله های زوال را یکی دو تا به پایین طی می کند.
خانواده، الگو بودن برای فرزند، شغل و… برای هر انسانی بخشی از هویت شخصیتی اش را تشکیل می دهند. در فیلم “شعله ور” با شخصیتی به نام فرید (امین حیایی) آشنا می شویم که در هیچ کدام از موارد گفته شده در بالا توفیقی حاصل نکرده و در نتیجه هویتش شکل نگرفته است. به دلیل اعتیادش در گذشته، همسرش از وی طلاق گرفته است. در نزد مادر خود (زهرا خوشکام) فرزند نمونه ای نیست و مدام با متلک های مادر رو به رو می شود. در زمینه شغل نیز کاری نمی کند و خود را به ساختن هواپیما در زیرزمین خانه مادری مشغول کرده است. در اینجا می توانیم این هواپیماها را نمادی از آرزوها و بلند پروازی های فرید بدانیم که به هیچ کدام در زندگی دست پیدا نکرده و حالا خود را در قالب هواپیما و پرواز نشان می دهد. پروازی که البته به اوج نمی رسد و در سکانس اجتماع این هواپیماها به پرواز در نمی آید.

برای پسرش نوید (دارا حیایی) نیز الگوی مناسب مردانه ای نیست. به لحاظ روانکاوی، هر پدری برای این که به سلامت روان و هویت شخصیتی خود برسد نیاز دارد که برای فرزند پسرش الگوی مردانه و قدرتمندی باشد. اتفاقی که برای نوید نمی افتد و به جایش مصطفی یکی از همکلاسی های دوران تحصیل پدرش که غواص نام آشنایی نیز هست به عنوان الگو پذیرفته می شود. مصطفی شخصیتی قدرتمند و در عین حال مهربان، افتاده و مورد احترام همگان است و بیشتر ویژگی های الگو شدن را دارد. فرید که شاهد ماجراست دیگر تاب نمی آورد و از اینجاست که در صدد انتقام بر می آید و تا مرز ویرانگری پیش می رود. گرچه این روند در فیلم بسیار کند رخ می دهد و تماشاگر را خسته می کند و با پایان هندی گونه اش اثری را که باید در مخاطب نمی گذارد.

یکی از ضعف های فیلمنامه همین رخداد های اتفاقی اش است. فرید به زابل می رود، دو جوان در دریای جنوب غرق می شوند، اتفاقی مصطفی کسی است که غرق شدگان را از آب بیرون می آورد، به زابل می آید، اتفاقی نوید هوس زابل می کند که پیش پدرش باشد، اتفاقی محل سکونت فرید و پسرش با مصطفی یکیست، اتفاقی همان روزی که مصطفی عازم تهران است نوید به سرش می زند که غواصی کند، اتفاقی در سر راهش وحیده قرار می گیرد و به ذهنش می رسد شماره ی مصطفی را از نوید بگیرد، اتفاقی او هنوز سوار هواپیما نشده است و می تواند به کمک نوید بشتابد و بعد هم که فرید از ماجرا آگاه می شود به فکر فرو می رود که چه تهمت هایی که به مصطفی و همکارش کاوه نزده است و آن ها را آزار نداده است.

این حجم از اتفاق در فیلم قابل قبول نیست. “آلفرد هیچکاک” استاد تعلیق در سینما می گوید تنها یک حادثه اتفاقی می تواند در فیلم باشد حال اینکه اساس این فیلمنامه بر اتفاق های اتفاقی است. و همین امر اثر را غیرقابل باور و پذیرش می کند و از تاثیرگذاری اش می کاهد. دیگر نکته ی منفی که در فیلمنامه وجود دارد این است که فیلم، شخصیت های زن اش را به ناگاه فراموش می کند و هرگاه بخواهد، از آن ها در فیلم کمک می گیرد. شخصیت هایی که در حد تیپ باقی می مانند.

در فیلم با سه شخصیت زن که مادر، همسر و وحیده باشند رو به رو هستیم. در اوایل فیلم مادر نقش دارد و در ادامه در حد یکی دو تماس تلفنی باقی می ماند و فراموش می شود. شخصیت همسر که اصلا پرداخت نمی شود. شخصیت وحیده هم که تا حدی در حال شکل گیری بود و می توانست رنگی به فیلم بدهد، در همان نطفه خفه می شود و با ورود نوید تا مدت زیادی به فراموشی سپرده می شود تا آخر که با حضور دوباره اش نقش منجی را ایفا کند. گرچه نباید از بازی شیرین “زهرا خوشکام” و تصاویر خوب “روزبه رایگا” به عنوان فیلمبردار و ترکیب همیشه خوب “همایون شجریان” و “سهراب پورناظری” در زمینه موسیقی چشم پوشی کرد که چون آبی بر شعله های آتش فیلم عمل می کنند.

شانس سیمرغ فیلم شعله ور ساخته حمید نعمت الله :

امین حیایی برای بازیگر نقش اول مرد
روزبه رایگا برای فیلمبرداری
سهراب پورناظری برای موسیقی

تحلیل فیلم شعله ور به کارگردانی حمید نعمت الله ؛ اتفاق‌های تصنعی و آبی بر آتش

شعله ور فیلمی از حمید نعمت الله

تحلیل فیلم شعله ور به کارگردانی حمید نعمت الله ؛ اتفاق‌های تصنعی و آبی بر آتش تحلیل فیلم شعله ور به کارگردانی حمید نعمت الله ؛ اتفاق‌های تصنعی و آبی بر آتش

پاوو

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا