1398-03-29
خلاصه رمان

خلاصه رمان فارسی «شوهر آهو خانم» به قلم علی محمد افغانی – قسمت اول

خلاصه رمان فارسی «شوهر آهو خانم» به قلم علی محمد افغانی

خوانندگان گرامی در این چند سطر قصد دارم تا نویسندگان معاصر کشورم و یکی از مشهورترین آثارشان را که تاثیر به سزایی بر ادبیات فارسی ایران زمین داشته را به شما معرفی کنم. قبل از آن ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. یکی از منبع جامع و کامل در این زمینه کتاب عالی جناب آقای دکترحسن میرعابدینی به نام صد سال داستان نویسی ایران است که پژوهشی کامل و بی نقص از نویسندگان و سبک آثارشان است و به حق این کتاب نخستین و کامل‌ترین فرهنگ موجود در حوزه ادبیات داستانی به شمار می‌رود.

انتخاب اینبار، علی محمد افغانی و کتاب بی نظیر شوهر آهو خانم می باشد. (بین این رمان و رمان همسایه ها اثر استاد احمد عطا (احمد محمود) جهت معرفی، در برزخ بودم که شوهر آهو خانم را فقط به خاطر زمینه قبلی که داشتم انتخاب کردم و رمان همسایه ها هم در آینده با عنوانی جداگانه معرفی میگردد.) این رمان در سال ۱۳۴۰ وبا هزینه شخصی خود نویسنده برای بار اول چاپ شده است و در همان سال به عنوان کتاب سال شناخته شد. در زمان خودش از پرفروشترین و پرخواننده ترین رمانهای فارسی شد .این یک رمان واقع گرایانه است.

ali mohammad afghani (4)

 کوتاه و مختصر از علی محمد افغانی

علی محمد افغانی، از پیشکسوتان ادبیات داستانی فارسی در کرمانشاه متولد، و در همان جا هم بزرگ شد. وی تحصیلات متوسطه را در کرمانشاه گذراند و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. علی محمد، به علت ممتاز بودن در دوره دانشگاهی، دوره تحصیلی آمریکا را دریافت کرد. علی محمد در آمریکا با ادبیات داستانی آشنا شد. عضو سازمان افسران حزب توده شد و به همین دلیل در سال ۱۳۳۳، زمانی که از آمریکا باز می گشت، دستگیر و به زندان قصر فرستاده شد. علی محمد تا آبان سال ۱۳۳۷ ، یعنی به مدت ۴ سال در زندان بود. در این دوران رمان شوهر آهو خان را نوشت. به گفته خودش، اگر به زندان نمی افتاد، هرگز نویسنده نمی شد. علی محمد و خانواده اش، سال هاست که در آمریکا زندگی می کنند.

ali mohammad afghani (3)

از آثار دیگر او میتوان شادکامان دره قره‏سو، شلغم میوه بهشته، سیندخت، بافته‏ هاى رنج، دختردایى پروین، صوفی صحنه، دزد کنگاور، دنیای پدران و دنیای فرزندان، حاج الل‍ه باشی، خداحافظ دخت‍رم، تراژدی نادر شاه ( به انگلیسی )، سنگی بر روی بافه نام برد.

خلاصه رمان شوهر آهو خانم

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
وآن شور که در دل بنهادم به در افتاد

شروع رمان در بعد از ظهر یک روز زمستانی در سال ۱۳۱۳ در کرمانشاه است. سید میران سرابی،نانوا و رئیس صنف نانوایان کرمانشاه، در مغازه اش و پشت ترازو نشسته بود که زنی با چهره ایی زیبا برای خرید نان وارد نانوایی میشود .میران که مرد متدینی است با دیدن او متغییر میشود ولی خودش راکنترل میکند.فردای آن روز، زن دوباره می آید او هما نام دارد و این بار میران سر صحبت را با او بازمی کند.زن میگوید پس از چهار سال زندگی وداشتن یک دختر ویک پسر به دلیل ستمهای شوهر وخواهر شوهرش مهرش را حلال و جانش را آزاد کرده است .میران به این می اندیشد که این زن بیوه ممکن است به راههای بد کشیده شود و تصمیم میگیرد اورا به عقد شاگردش در آورد.
میران کانون خانواده گرمی دارد. زنش آهو خانم همیشه یار ویاور او در زندگی بوده است وباکمک اوبوده است که میران از نان فروشی به نانوایی و سپس به ریاست صنف نانوایان رسیده است.آهو و میران چهار بچه دارند ودر کرمانشاه یک خانواده نمونه محسوب میشوند.
هفته بعد میران هما را در خیبان میبیند وبا او به گفتگو می پردازد. هما میگوید الان سه ماه است که به خانه حسین خان ضربی پناه برده ام. حسین خان ضربی مطرب ماهری است و بساط عیش وطرب مجالس عروسی را به پا میکند.میران به بهانه اینکه از طرف شوهر هماو برای بازگرداندن او به خانه آمده است پیش حسین خان ضربی میرود . مطرب میگوید این زن فقط به درد رقاصی میخورد ونه شوهر هر کس با اوازدواج کند بدبخت میشود.
میران فردای آنروز دوباره به خانه حسین ضربی میرود ولی میبیند حسین خان می زند وهما هنرمندانه میرقصد،او از آمدنش پشیمان میشود و از آنجا میرود ولی میران نمی تواند هما وزیباییش را فرا موش کند.میران به هما پیشنهاد میدهدکه در خانه خودش مستاجر او شود .هما اول چند روز ناز میکند ولی بعد به میران پیشنهاد ازدواج موقت میدهد.میران می پذیرد و با این بهانه که اواز شوهرش طلاق گرفته و پیشنماز مسجد اورا به من سپرده تا کس و کارش پیدا شود به خانه می آورد و آهو هم مادرانه به او کمک می کند.
اقامت هما در خانه میران به درازا می کشد آهو میفهمد که هما گذشته خوبی نداشته است وبه رابطه او با میران مشکوک میشودو بگو مگو بین او و میران شروع میشود .میران در جواب سوالات آهو و برای پایان دادن به حرف و حدیث مردم تصمیم میگیرد او را صیغه کند.در هنگام صیغه هما ازآتش عشق میران استفاده میکندو اورا وادار میکند تا به جای صیغه عقدش کند.آهو با شنیدن خبر عقد تا فکر خودکشی پیش میرود. آهو دست به دامان کربلایی عباس ،مشاور همیشگی میران و میرزا نبی،دوست صمیمی و همکار او میشود و از آنها میخواهد تا با میران صحبت کنندو او را سر عقل بیاورند.اما میران اجازه دخالت به آنها نمی دهد.آهو روز بهروز در چشم میران خوار میشود ودر مقابل هما بیشتر در چشم میران مینشیند.میران حتی آهو را مقابل چشم همسایگان میزند تا به او بفهماند که هما زن خانه است.
پس از مدتی هما متوجه نازایی خویش میشود.

پایان قسم اول

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا