روانشناسی و موفقیت

راز روابط بی سرانجام و کوتاه مدت امروزی چیست؟ چگونه دچار رابطه های سمی نشویم؟

راز رابطه های کوتاه مدت روابط بی سرانجام

چرا در جامعه ای که سعی می‌کند با آخرین دستاوردهای فن‌آوری در همه زمینه‌ها هماهنگ و هم‌صدا شود، شاهد پروفاشی هر چه بیشتر ساختار خانواده، روابط دوستی و رابطه های بی سرانجام هستیم؟ این مشکل فقط مختص به ایران نیست. ولی برای سرزمینی با سابقه طلایه داری پایه گذاری تمدن جهانی دیدن وضعیت امروزی رابطه های بی‌سرانجام و سمی دردآور است.
چه گونه خود را از گرداب رابطه های تکراری، سمی و بی سرانجام نجات دهیم؟

امروزه برخی از چیزها به نوعی زننده و آزاردهنده شده‌اند. یکی از این همین چیزهای زننده و آزاردهنده روابط بی سرانجام امروزی است. بسیاری را می‌بینیم که مدام در حال عاشق شدن و فارغ شدن اند و امروز را با کسی اند و هفته‌ای دیگر را با کسی دیگر. به راستی چیست که موجب آن شده که برخی از دختران و پسران، این‌سان، به آسانی رابطه آغاز کنند و به سهولت رابطه را پایان دهند؟ چیست آن که موجب می‌شود دختران و پسران روح و جسم خویش را به راحتی به یکدیگر تقدیم کنند و به آسانی آن را بازپس گیرند؟ این روابط بی سرانجام ناشی از یک علت نیستند، بلکه دسته‌ای از علل و عوامل مختلف اند که موجب به وجود آمدن روابط بی سرانجام و کوتاه مدت شده‌اند. در واقع، گسستن خیلی سریع انسان‌ها از هم در روابط بی سرانجام امروزی ناشی از عوامل مختلفی است. 

ولم کرد رفت. این معروف‌ترین جمله در داستان عشق ها و دوست داشتن های امروز است. داستان دل شکسته و تاسف در ایمیل ها و پیام های تلفنی، داستان تکراری ما به درد هم نمی‌خوریم و فکر نمی‌کردم نتونیم با هم کنار بیاییم که بارها و بارها شنیده ایم و خواهیم شنید. امروزه که شبکه های اجتماعی مختلف هم به کمک گذاشتن این کامنت های دل شکسته آمده و کسی نیست که آن ها را نخوانده باشد. قرار بود عشق های امروز در دنیایی که روز به روز شاهد پیشرفت های مختلف هستیم؛ محل دوست داشتن های بی غل و غش باشد، و علاوه بر یک عشق رمانتیک، یک شادی دو طرفه باشد که به ازدواج و تشکیل خانواده منجر شود. مختص جامعه ما هم نیست. در آمریکا از سال ۲۰۰۴ تا به امروز چیزی در حدود ۷۰۰ ستون مقالات روزنامه ها به موضوع قلب شکسته در نتیجه قطع ارتباط اختصاص داشته است. در طی یک ماه که راز عشق‌های امروزی در یکی از مجلات آمریکا بررسی شد چیزی حدود ۰۰۰ر۸۰ مقاله از افراد مختلف به دستشان رسید. چه شد که عشق‌ها و دوست داشتن های دنیای امروز به جای آن که در برگیرنده و کامل کننده افراد باشد به بلای شکستن دل و رها کردن و روابط بی سرانجام تبدیل شده است. در نت‌نوشت امروز دنبال کنید.

بیشتر بخوانید: نشانه های زندگی ناموفق ، اشتباهات زوجین و رفتارهای اشتباه در زندگی مشترک را بشناسید

بیشتر بخوانید: پایداری عشق بعد از ازدواج با یک راه حل ساده

بررسی روابط بی سرانجام و کوتاه مدت امروزی

عشق های عجیب و غریب دنیای امروز

مقاله هایی که از طرف بعضی از خوانندگان برای مجلات و روزنامه ها فرستاده می‌شود علاوه بر آن که لحظات مهم زندگی نویسنده و ضربه ای را که از جدایی خورده به نمایش می‌گذارد، یک نکته مهم دیگر را هم به صورت همه جانبه نشان می‌دهد : در دنیای پر سرعت امروز که همه وقت کم دارند برای خواندن هر پست تقریبا ۹ ساعت زمان صرف شده است.

در سال جاری در آمریکا، به طور تقریبی زمانی که مردم صرف خواندن داستان های شکست عشقی در مجلات و روزنامه ها، پست های شبکه های اجتماعی و پادکست ها کرده اند برابر با ۱۴۰ سال بوده است. دانلود نوشته ها و داستان های دل های شکسته از نظر زمانی ۶۰۰ سال برآورد شده است.  در واقع این موضوع آن قدر برای خواننده سرگرم کننده و جذاب است و حتی می‌توان گفت شاید با نوعی همدلی همراه که مردم این همه زمان را صرف دانلود و خواندن آن‌ها می‌کنند. این روزها در بسیاری از جوامع از جمله ایران زیاد می‌بینیم : از عشق یک دختر ۲۵ ساله به مردی دو برابر سن خودش یا برعکس، از عشق مردی متاهل به زن یا زنانی خارج از دایره ازدواج، عشق پسران و دختران جوان که همه و همه این سوال را به ذهن می‌آورد آیا این ها واقعا عشق است؟

بیشتر بخوانید: راه های تحکیم رابطه زناشویی : انجام این کارها در تحکیم پایه‌ های ازدواج و رابطه‌تان مفید است!

بیشتر بخوانید: تفاوت عشق و هوس چیست؟ آیا واقعا عاشق شده اید یا فقط یک هوس زودگذر است؟

بی سرانجامی رابطه ها

گم گشتگی و نداشتن هویت فردی و عدم شناخت صحیح و کافی و عمیق از خود خویشتن، ترس از تنهایی، عدم عزت نفس، عدم اعتماد به نفس، مستقل نبودن، وابستگی های روحی که بیشتر می‌توان آن را با تاسف آویزان روحی نام نهاد، کمبود شخصیت همه و همه دست به دست هم داده تا رابطه های به اصطلاح عاشقانه امروزی پس از چندی از هم بپاشد و به سرانجامی نرسد.

بگوییم خنده آور است یا فاجعه بار که پس از چند سال زن و مردی می‌گویند اختلاف سنی بین ما زیاد بود. خوب از همان اول متوجه نشدید. چرا متوجه شدیم ولی یک دیگر را دوست داشتیم. خوب اگر دوست داشتید چرا کارتان به جدایی کشید. پاسخی ندارند.

مردی متاهل مدام به زنی ابراز علاقه می‌کند. زن بالاخره باورش می‌شود مرد او را دوست دارد. عشق افلاطونی که خود را حتی دل خوش می‌کند به یک احوال پرسی ولی بعد از سال ها می‌فهمد این مرد این بازی را با خیلی ها کرده است. زن شناسنامه ای را جانب احتیاط نگه می‌دارد و زیرکانه و مخفیانه با دیگران ارتباط می‌گیرد. بدتر از همه زنانی هستند که پا به حریم خانوادگی زنان دیگر می‌گذارند. این که یک زن چگونه می‌تواند موجود مظلومی چون خودش را قربانی خوشبختی خودش کند همیشه یک علامت سوال بزرگ است. غافل از این که مردی که به چنین خیانتی دست زده با او هم همین کار را خواهد کرد. طی یک بررسی آماری از مردانی که به زنان خود خیانت می‌کردند سوال شد: چرا به همسران خود خیانت می‌کنید؟ خیلی از آن ها گفتند : خود زنان می‌خواهند.  و وقتی از آن ها سوال شد که شما حق همسران تان را پایمال می‌کنید؟ گفتند : چه حقی؟ ما که کلیه امکانات رفاهی را برای آنها مهیا کرده ایم؟!!!

شنیدن چنین جملاتی از مردان قرن ۲۱ که تحصیلکرده و مدعی هستند، به احتمال زیاد آخرین مدل تلفن همراه هم دارند و عضو ثابت شبکه های اجتماعی‌اند و در دوره قاجار هم زنده نمی‌کنیم واقعا دردناک است.

دیدن خیانت زنان که حافظ خانواده اند باز هم دردناک است. طی یک بررسی آماری از زنانی که خیانت کرده بودند سوال شد چرا دست به خیانت زده اند؟ جواب این بود چون همسرمان به ما خیانت کرده بود. درست مثل این که بشنویم چون فلانی قاتل، دزد، … بود من هم می‌خواهم تلافی کنم.

طی چندسال اخیر حتی روابط زناشویی که پیش از این، معمولا پس از هفت سال به عنوان یک رابطه مستحکم تلقی می‌شد به رابطه شکننده ای در جامعه ایران تبدیل شده است. از طلاق های یک روزه تا ۲۰ سال پس از ازدواج؛ به عمق فاجعه پی می‌بریم. تقریبا روزی نیست که خبر جدایی زوجی را نشنویم. طلاق عاطفی، ازدواج سفید، جشن طلاق مدهای جدیدی که بدون توجه به فرهنگ چندین هزار ساله این مرز و بوم به تقلید از بیگانگان آن هم به شکل اشتباهش گریبان جامعه را گرفته است. یک سوال مطرح است در قرن ۲۱ که همه تلاش می‌کنند آخرین مدل موبایل، یا سایر تجهیزات مدرن را داشته باشند، عضو شبکه های اجتماعی باشند تا از جامعه عقب نیفتند چرا روابط به جای آن که مثل ابزارهای زندگی مان کامل تر شود هر روز به بن‌بست های جدیدی می‌رسد؟

بیشتر بخوانید: علل ناپایداری ازدواج و زندگی مشترک چیست؟ 

بیشتر بخوانید: فواید تشکر از همسر : چرا قدردانی و تشکر به جا زندگی مشترک را مستحکم تر می کند؟

چه کنیم تا در گرداب روابط بی سرانجام و کوتاه مدت امروزی نیفتیم؟

هر چند روان شناسان و روانکاوان سعی در حل مشکل دارند و جلسات مشاوره تشکیل می‌دهند، در روزنامه ها و مجلات مقاله ارائه می‌کنند، تا آگاهی بیشتری در مورد روابط سالم به افراد بدهند؛ ولی هنوز خیلی از افراد جامعه به خصوص مردان رفتن به دفترهای مشاوره را قبول ندارند. از طرف دیگر هزینه های مشاوره آنقدر زیاد است که بسیاری از خانواده ها اگر بخواهند نمی‌توانند از این خدمات استفاده کنند. تازه این در مورد افراد متاهل است. در مورد مجردهایی که رابطه های دوستی دارند که اصلا بحث مشاوره و صحبت با یک متخصص اهل فن مطرح هم نمی‌شود، چه برسد به مراجعه و کمک گرفتن از آنها برای به سرانجام رساندن یک رابطه.

اگر شما هم در گرداب روابط بی سرانجام افتاده اید، قبل از هر چیز روحیه خودتان را بررسی کنید تا دوباره اسیر یک رابطه تکراری نشوید. برای یک رابطه جدید یا تجزیه تحلیل رابطه کنونی شاید پرسش های زیر به شما کمک کند تا شناخت بهتری از خودتان پیدا کنید و بفهمید آیا این رابطه سالم است یا یک رابطه بی سرانجام و سمی.

بیشتر بخوانید: حرفهایی که هرگز نباید به همسرتان بگویید و راهکارهایی برای بحث‌های زن و شوهری

بیشتر بخوانید: نگرانی درباره اتمام یک رابطه احساسی را تمام کنید، به این دلیل!

پرسش های گروه اول: شناخت بیشتر از خودتان

۱- اگر قدرت انتخاب داشته باشید، چه کسی را برای شام دعوت می‌کنید؟

۲- دل تان می‌خواهد مشهور باشید؟ به چه طریقی و از چه راهی و به چه شکلی ؟

۳- از نظر خودتان یک روز کامل و عالی چه ویژگی های باید داشته باشد؟

۴- آخرین باری که برای خودتان آواز خواندید کی بود؟ برای دیگران چه طور؟

۵-بین شما و کسی که دوست دارید ده موضوع مشترک را که هر دو به آن علاقه مند هستید، نام ببرید؟

۶- چه چیزی در زندگی باعث می‌شود همیشه حس سپاسگزاری داشته باشید؟

۷- اگر قرار بود دوباره شما را تربیت کنند، دوست داشتید چه چیزی به شما یاد داده می‌شد؟

۸- اگر در حال حاضر کسی را در زندگی تان دوست دارید در ۴ دقیقه به جزییات تمام زندگی تان را برایش تعریف کنید. می‌توانید؟

۹- امشب که می‌خوابید دل تان می‌خواهد فردا صبح با چه ویژگی و توانایی از خواب بیدار شوید؟

۱۰- هیچ وقت به مرگ خودتان فکر کرده اید؟

بیشتر بخوانید: ۶ علامت که می گویند شما در یک رابطه‌ خشونت آمیز به سر می‌برید!

پرسش های گروه دوم: شناخت از خودتان و دوستی ها

۱- اگر یک گوی کریستال پیش گو را جلوی شما بگذارند دوست دارید در آینده چه چیزی در باره خود بشنوید؟

۲- چیزی هست که سال هاست آرزویش را دارید ولی موفق به انجامش نشده اید؟ چرا نتوانسته اید به سرانجامش برسانید؟

۳- بهترین دستاورد شما در زندگی تان چه بوده است که با افتخار از آن صحبت می‌کنید؟

۴- مهمترین ارزش در یک رابطه دوستی برای شما چیست؟

۵- بهترین و بدترین خاطره زندگی تان چیست؟

۶- دوستی برای شما چه معنی دارد؟

۷- ۵ ویژگی برجسته را در کسی که دوستش دارید نام ببرید.

۸- رابطه خانوادگی تان چه طور است؟ گرم و دوست داشتنی یا سرد و بی عاطفه؟ بیشتر با دوستان تان وقت می‌گذرانید؟

۹- رابطه تان با مادرتان چه گونه است؟

۱۰- اگر به شما بگویند فقط یک سال فرصت دارید زندگی کنید چه چیزی را در زندگی تان تغییر می‌دهید؟ و چرا؟

بیشتر بخوانید: تست میزان علاقه همسر و ویژگی های زوج های خوشبخت: آیا الویت همسرتان هستید؟

پرسش های گروه سوم: شناخت بیشتر از کسی که دوستش دارید

۱- پنج حس مشترک را بین خودتان و کسی که دوستش دارید نام ببرید. مثلا وقتی به پارک ….. می‌رویم این حس را داریم که ……

۲- این جمله را کامل کنید: ای کاهش کسی بود که می‌توانستم ……..

۳- صادقانه به کسی که دوست دارید بگویید چه چیزی را در او بیشتر دوست دارید. از او هم بخواهید تا به شما بگوید چه چیزی در شما باعث شده تا او جذب شما شود؟

۴- آخرین باری که جلوی کسی گریه کردید کی بود؟ آن فرد چه کسی بود؟

۵- اهداف مشترک تان برای آینده چیست؟ چه نقشه هایی برای آینده به کمک یگدیگر کشیده اید؟

۶- اگر کسی که دوستش دارید، قرار است به عنوان شریک زندگی وارد زندگی شما شود از میان اشیایی که متعلق به شماست چه چیزی را انتخاب می‌کنید تا نگهش دارید؟ چرا؟

۷- یکی از مشکلاتتان را به کسی که دوست دارید بگویید و از او کمک بخواهید. چه گونه مشاوره می‌دهد و راهنمایی تان می‌کند؟

۸- یکی از زیباترین تجربیات زندگی تان را برای کسی که دوست دارید تعریف کنید؟ ( او در این تجربه همراه شما نبوده است) عکس العمل او چیست؟

۹-  وقتی دچار مشکل هستید کسی که دوستتان دارد یا فکر می‌کنید دوستتان دارد چه واکنشی نشان می‌دهد؟ به شما کمک می‌کند یا به طرق مختلف بهانه می‌آورد تا از کمک کردن به شما طفره برود؟ ( دقت کنید این مشکل شخصی است و مشترک نیست فقط مربوط به شماست)

۱۰- اگر به شما بگویند امروز بعدازظهر قرار است بمیرید و هیچ فرصتی هم برای صحبت یا دیدن کسی ندارید، حسرت دیدار چه کسی یا چه صحبتی به دل‌تان می‌ماند؟ دل تان می‌خواست به او چه می‌گفتید؟ چرا تا به حال در این مورد با او صحبت نکرده اید؟

یک پرسش مهم که در آخر باید از خود بپرسید این است: آیا اگر در شرایط دیگری قرار بگیرید، در زمان دیگری مثلا ۵ یا ۱۰ سال دیگر دوباره همین انتخاب را خواهید داشت؟

جواب ها را جایی بنویسید. شناخت بیشتر و بهتری از خودتان و کسی که دوست دارید پیدا می‌کنید. اگر احساس می‌کنید یک جای کار مشکل دارد حتما از یک مشاور یا روان‌درمان‌گر کمک بگیرید.

ولی همیشه یادتان باشد اگر برای خودتان ارزش قائل باشید، هدفمند باشید، مستقل باشید، وابسته نباشید؛ هیچ وقت خود را اسیر روابط بی سرانجام و اشتباه نمی‌کنید. تنهایی سخت است. هیچ کس تنهایی را دوست ندارد. ولی تنها بودن بهتر از گذران عمر با یک همراه اشتباه است که بعد از چند سال متوجه شوید عمر خود را تلف کرده اید.

بیشتر بخوانید: نگرانی درباره اتمام یک رابطه احساسی را تمام کنید، به این دلیل!

علت روابط بی سرانجام امروزی چیست؟

۱- یک‌دیگر را به مثابه‌ی ابزار دیدن:

امروزه به دلایلی اکثر انسان‌ها به دنبال آن اند که در هر کاری چیزی عایدشان شود و این خود یک علت روابط بی سرانجام است. آن‌ها به گونه‌ای وسواسی، دیگر به دنبال آن نیستند که خود را برای دیگری در معرض ناراحتی قرار دهند. به همین دلیل است که زمانی که رابطه‌ها اندکی دشوار می‌شوند، به زودی بندشان گسسته می‌شود و عیان می‌گردد که تا به چه اندازه‌ بر پایه‌هایی سست بنا شده بودند.

ما نمی‌بایست در روابطی که داریم در اندیشه‌ی آن باشیم که شریک‌مان چه تبعات و فوایدی برای‌مان دارد. مهم آن است که او در قلب ما باشد، دوستش داشته باشیم و به سبب ارزشی که برای او قائل ایم با او رابطه داشته باشیم. او باید برایمان ارزش داشته باشد و بخواهیم، گاه با فداکاری، سعی در حفظ رابطه داشته باشیم و نه آن‌که همچون یک ابزار بنگریم‌اش.

بیشتر بخوانید: آیا زوج‌هایی که در تظاهر به عشق می‌کنند بیشتر عاشق یکدیگرند؟

۲- عدم صمیمیت:

اگر هر یک از شما صرفاً به دنبال آن اید که یک دوست‌دختر و یا دوست‌پسر داشته باشید که زمان‌تان را پر کند و با او بتوانید سینما یا کافه بروید، شما نه به دنبال عشق که به دنبال یک همدم و یک هم‌نشین هستید. اما این کارها را یک دوست هم می‌تواند انجام دهد. البته نمی‌گوییم که از شریک‌تان در رابطه نباید چنین انتظاراتی داشته باشید. نه! سخن اصلی این است که انتظار از یک شریک، از کسی که با او رابطه‌ی عاشقانه برقرار می‌کنیم، می‌بایست بالاتر از این حرف‌ها باشد. او می‌بایست دریابد عمق سکوت‌مان را، او می‌بایست دریابد رنج‌مان و علل رنج‌مان را، و می‌بایست قادر به درک‌مان باشد. (البته این موارد دوطرفه هستند.)

بیشتر بخوانید: راههای جلوگیری از طلاق عاطفی چیست؟ رفتارهایی که منجر به طلاق عاطفی می شود را بشناسید

۳- به دنبال رضایت فوری بودن:

اگر به دنبال آن ایم که خیلی سریع به خشنودی و رضایت برسیم، همان بهتر که در شبکه‌های اجتماعی با یک نفر صحبت کنیم. مطمئن باشید دست‌آخر یک نفر پیدا می‌شود که بتوانیم چند ساعت با او حرف بزنیم و احساسی خوب به ما دست دهد. اما آیا واقعاً این آن چیزی است که ما می‌خواهیم؟ در ظاهرِ ماجرا، اینگونه است و به همین دلیل است که رابطه‌ها زود از هم می‌پاشند. چرا که پس از مدتی کوتاه آن شوق و اشتیاق فرو می‌نشیند و از آن‌جا که رابطه قادر به جلب رضایت فرد نیست، به زودی از هم می‌پاشد. اما می‌بایست در نظر داشته باشیم که یک رابطه‌ی درست در دو روز یا دو هفته‌ یا حتی دو ماه اول نمی‌تواند موجب احساس رضایت در ما شود. مدت‌ها طول می‌کشد که بتوانیم با درک متقابل از یک‌دیگر به احساس خشنودی و رضایت دست پیدا کنیم.

۴- نبود پایه و اساس:

در دنیای امروز، گزینه‌ها فراوان اند و البته رسیدن به آن‌ها نیز آسان و این خود یک علت برای روابط بی سرانجام و کوتاه مدت است. منظور این است که در گذشته برای جلب توجه کسی که باب میل انسان بود، کسی که انسان دوستش داشت، نیاز بود که شخص کارهایی دشوار انجام دهد تا بتواند دل‌اش را به دست آورد. اما در دنیای امروز چند دقیقه صحبت کردن در فضای مجازی می‌تواند موجب یک قرار ملاقات شود. رابطه‌ها آسان آغاز می‌شوند و به سهولت از هم می‌پاشند. در واقع روابط امروزی به سبب آن که با کمترین جاذبه آغاز می‌شوند، مادامی که یکی از طرفین شخصی بهتر را می‌یابد رابطه‌ی پیشین را بر هم می‌زند و رابطه‌ای نو می‌آغازد، البته اگر دست به این کار نازیباتر نزند که هم رابطه‌ی پیشین را حفظ کند و هم رابطه‌ای نو بیاغازد!!

بیشتر بخوانید: رفتارهایی که باعث طلاق می شود را بشناسید و از آنها دوری کنید

۵- ارتباط مجازی:

نکته‌ای دیگر که در روابط بی سرانجام امروزی دیده می‌شود و در گذشته دیده نمی‌شد این است که روابط امروزی در اغلب مواقع، روابطی مجازی هستند. در واقع طرفین رابطه در اکثر مواقع با یکدیگر از طریق گوشی در ارتباط اند و خیلی کم یکدیگر را به صورت حضوری ملاقات می‌کنند. اما هزار دقیقه رابطه‌ی مجازی به ده دقیقه رابطه‌ی حضوری نمی‌شود.

۶- رابطه‌ی جنسی، عشق نمی‌آورد:

از هر لحاظ که بنگریم، در دنیای امروز روابط جنسی به نسبت قبل آزادتر شده‌اند. اما پنداری که برخی از انسان‌ها دارند این است که با رابطه‌ی جنسی با شریک خود می‌توانند کم‌کم عاشق او شوند و میان‌شان عشق برقرار گردد. اما این یک پندار است، یک وهم است، یک تصور غلط در روابط بی سرانجام است. نیاز به رابطه‌ی جنسی، یک نیاز  طبیعی است و در صورت ارضاء، تنها بدن است که ارضاء می‌شود. اما عشق حاصل شور و اشتیاق است، عشق ناشی از تحقق امری فکری است. عشق از وابستگی می‌آید و این امر چیزی نیست که با چند بار رابطه‌ی جنسی برقرار کردن حاصل شود. عشق آن هنگام می‌آید که طرفین به یکدیگر متعهد باشند.

نویسنده: آرش شمسی – پوران ریاضی پور

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندیدبه صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا