حال با یک حساب ساده با توجه به این که میزان ارزش دلار در انتهای سال 96 رقمی در حدود 4800 داشته است ارزش واقعی دلار در سال 97 بین 5200 تا 5500 خواهد بود.
اقتصادی

رشد حباب گونه دلار تا کجا ادامه دار خواهد بود؟

حال با یک حساب ساده با توجه به این که میزان ارزش دلار در انتهای سال ۹۶ رقمی در حدود ۴۸۰۰ داشته است ارزش واقعی دلار در سال ۹۷ بین ۵۲۰۰ تا ۵۵۰۰ خواهد بود.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در دو روز گذشته در کوچه و خیابان، مترو، اتوبوس، ادارات هر کسی را که می بینی دیگر خبری از بازی مردم با گوشی موبایل نیست. همه سعی می کنند هر چند دقیقه با refresh کردن صفحات اینترنت و فضای مجازی جدیدترین قیمت دلار و سکه را جویا شده و در گروه های تلگرامی به اشتراک بگذارند. عده ای نیز با بی تفاوتی به خالی شدن جیب مردم، سعی می کنند با مطالب طنزآمیز نسبت به افزایش قیمت دلار و طلا ثابت کنند که در جامعه ما همه مسائل به سخره و خنده گرفته می شود.

آیینه تهران

چه این موضوع افزایش قیمت دلار باشد چه افزایش قیمت تخم مرغ. عده دیگری نیز از ترس سقوط ارزش سرمایه ریالی خود، سعی می کنند اندک موجودی حساب های بانکی خود را در بازار آزاد به دلار، یورو و سکه تبدیل کنند. در پشت صرافی ها صف های طولانی از مردمی می بینیم که همگی با مشاهده تابلوی “خرید و فروش ارز نداریم” مواجه هستند ولی عرصه را ترک نکرده و سعی می کنند در بازار سیاه پول و سرمایه خود را به هر قیمتی که دلالان بازار ارز پیشنهاد می دهند به چوب حراج بگذارند. به نظر می رسد به جای ترس از جنگ با کشورهای خارجی باید از مردم خودمان بیشتر بترسیم. مردمی که وقتی با هر کدام آن ها پای صحبت می نشینی نمی توانند یک دلیل منطقی جهت ایستادن در صف خرید دلار و یورو بازگو کنند.

گویی کشور در ورطه سقوط است و ملت ایران به دنبال فرار از کشور هستند. فراموش می کنیم خود ما هستیم که باعث کوچک شدن جیب خودمان می شویم. خودمان هستیم که حاضریم سرمایه خود را بدون هیچ تحلیل و منطقی به حراج بگذاریم. عده دیگری از مردم هم هستند که از حالت عوام فاصله دارند و در زمره کارشناسان سیاسی و اقتصادی در طی این دو روز در صفحات خبرگزاری و گروه های تلگرامی در ایجاد اخبار ناامیدکننده گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند. عده ای وعده دلار ۱۲۰۰۰ تومانی می دهند و عده ای وعده دلار ۷۰۰۰ تومانی. عده ای هشدار بابت ونزوئلایی شدن می دهند و عده ای نیز به طنز از همین حالا زیمباوه ای شدن ایران را به هم وطنان تبریک می گویند. چهره های سیاسی همچون تاج زاده، حسام الدین آشنا نیز با پیام های توئیتری خود افزایش نرخ ارز را به دست های پشت پرده مرتبط می دانند. این دسته از مردم معتقدند تقابل دولت پنهان با حجم عظیم سرمایه و دولت آشکار با حجم عظیم سرمایه در سمت دیگر در حال نزاع و درگیری در پشت پرده هستند. با خواندن این خبرها و تحلیل های سیاسی ناخودآگاه یاد قسمتی از شعر دولتشاه میفتیم که می گوید” تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد”

از این ها که بگذریم همه به دنبال یک استدلال منطقی و اقتصادی و یافتن یک راه حل صحیح جهت برون رفت از آشوب به وجود آمده در بازار ارز هستند. هم اکنون که در حال نگارش این گزارش هستیم هر دلار آمریکا در بازار آزاد ۶۱۰۰ تومان قیمت گذاری شده است. این قیمتی است که در بازار آزاد عنوان می شود ولی دلاری وجود ندارد که قابل معامله باشد. روز ۲۰ فروردین سالروز جشن فن آوری هسته ای بود. در حالی که همه نگاه ها به سخنرانی دوم شخص کشور ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دکتر حسن روحانی بودند، ایشان از هر دری سخن گفتند جز یک واکنش خشک و خالی نسبت به افزایش افسار گسیخته قیمت ارز. تنها خبری که می توان از این سخنرانی برجسته کرد همان حرف های تکراری روزها و ماه های گذشته. تا قبل از امضا شدن برجام، ماه ها و سال ها شاهد اخبار مذاکرات هسته ای بودیم. به طوری که مذاکرات هسته ای حالت فرسایشی برای مردم پیدا کرده بود. حال که برجام امضا شده، روزها و ماه ها شاهد اخبار خروج از برجام هستیم. به طور کلی هیچ گاه نتوانستیم از دستاوردی که به دست می آوریم به صورت قاطع دفاع کنیم.

کلا عادت کرده ایم در طول این ۴۰ سال در حالت انتظار به سر ببریم. جای بسی تاسف است که طی دو روز گذشته ارزش دلار تا رقم ۶۰۰۰ تومان رسیده است ولی به جز معاون اول ریاست جمهور و سخنگوی دولت که به ذکر تنها یک جمله و آن هم جمله ای تکراری مبنی بر آرام کردن وضع در آینده بوده است، هیچ مقام مسئولی در این زمینه به ارائه یک راه حل عملی و فوری اقدام نمی کند. همان طور که مستحضرید نرخ ارز در بازار ایران توسط بانک مرکزی نرخ گذاری می شود. نه تنها ارز بلکه قیمت سکه نیز طبق فرمولی ارائه شده بانک مرکزی بر اساس طلای جهانی و قیمت دلار قیمت گذاری می شود. نیک می دانیم که در اقتصاد زمانی که میزان تقاضا از عرضه پیشی بگیرد، قیمت رشد پیدا خواهد کرد. در خصوص ارز همواره متقاضی آن مردم هستند و عرضه کننده های اصلی سرمایه داران بزرگ و بانک مرکزی به پشتوانه درآمدهای حاصل از فروش نفت و صادرات غیرنفتی است.

به طور معمول در کشور، زمانی که شرایط کشور خالی از هیجانات سیاسی باشد، در ایام تعطیلات و ایام اربعین حسینی به دلیل سفرهای خارجی و زیارتی، میزان تقاضا از سوی خانواده های پردرآمد و زائرین نسبت به شرایط و روزهای عادی کمی بالاتر می رود لذا قیمت ارز نیز به فراخور آن با شیب مناسبی و به اندازه منطقی تحت تاثیر قرار گرفته و رشد می کند. همچنین در ماه های آخر سال طبق سنت هر ساله تمامی ادوار در بین دولت های جمهوری اسلامی، دولت ها به منظور جبران کسری بودجه خود به صورت دستی اقدام به افزایش دستی نرخ ارز می کنند تا بتوانند از افزایش نرخ ارز، کسری بودجه خود را جبران کنند. با نگاهی به تاریخ قیمت های دلار در ادوار گذشته می بینیم به طور متوسط از ابتدای دولت مقام معظم رهبری در سال های شروع انقلاب تا انتهای دولت محمود احمدی نژاد، نرخ ارز در پایان دولت ها به طور متوسط از رشد ۴ برابری برخوردار بوده است. پس می بینیم که طبق اصول اقتصادی، در یک اقتصاد سالم رشد نرخ ارز بایستی همواره وجود داشته باشد. اینکه دولتی قصد داشته باشد نرخ ارز را به صورت اجباری ثابت نگه دارد اثرات شدید مخربی در آینده خواهد داشت. به طور کلی در اقتصاد هیچ دستوری قابل اجرا نیست. اقتصاد سالم باید بر مبنای میزان عرضه و تقاضا شکل بگیرد. هر خللی در این سیکل منجر به پیامدهای منفی خواهد شد. در زمان دولت مقام معظم رهبری افزایش نرخ ارز به دلیل شرایط اقتصادی کشور به علت وجود جنگ و اثرات اقتصادی آن زمان بر کشور نرخ ارز از مقدار ۲۷ تومان در انتهای دولت به رقم ۱۲۰ تومان رسید. یعنی چیزی در حدود ۴٫۵ برابر.

دو دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی نیز به دلیل اعتقاد راسخ ایشان به سیاست های توسعه ای و توجه به قشر سرمایه دار جهت بازسازی کشور جنگ زده، دلار در انتهای دولت با رشد ۴ برابری همراه شد. شاید بتواند بهترین و طلایی ترین دوران اقتصادی ایران را دوران اصلاحات نامید. در این دوره پس از تحویل دولت به محمود احمدی نژاد، میزان رشد دلار نسبت به شروع دوره اصلاحات ۲ برابر گردید. اما بحرانی ترین دوران اقتصاد ایران را می توان در دوران احمدی نژاد ذکر کرد. در آن ایام همانند دو روز گذشته قیمت دلار به صورت لحظه ای نرخ گذاری می شد. به طوری که قیمت دلار در ابتدای سال ۸۸ ، ۹۶۷ تومان و در انتهای سال ۹۲، ۳۱۸۳ تومان رسید.

عده ای این افزایش قیمت ارز را از سیاست های دولت احمدی نژاد قلمداد می کردند. چرا که ایشان اعتقاد داشت به دلیل تحریم های شدید نفتی ایران و کاهش درآمد نفتی ایران، جهت افزایش درآمدهای حاصل از صادرات غیرنفتی و به منظور تشویق شرکت های تولیدی به صادرات محصولات، نرخ ارز را افزایش داد. این امر موجب شد با توجه به افزایش نرخ ارز شرکت های تولید کننده جهت خرید مواد اولیه خود با نرخ بالاتری از دلار مواد اولیه خود را وارد کشور کنند و از آن جایی که دولت اجازه افزایش قیمت مصرف کننده را به شرکت های تولیدی داخل نمی داد، آن ها تمایل بیشتر به صادرات محصولات خود داشتند. از این راه درآمد صادرات غیرنفتی رشد کرد منتها به قیمت اینکه اجناس در داخل کشور دچار کمبود شدید شد و دولت مجبور شد به منظور تامین نیازهای مردم اقدام به واردات کند. همان طور که می بینیم عملا افزایش نرخ ارز منفعتی برای کشور نداشت.شرکت های تولیدی که توان صادرات نداشتند به دلیل افزایش هزینه های تولید خواستار افزایش قیمت مصرف کننده بودند که دولت به علت جلوگیری از رشد تورم اجازه افزایش نرخ را به شرکت های تولید کننده نداد.

لذا هر روزه شاهد بسته شدن و تعطیلی کارخانه ها در کشور بودیم. شرایط به گونه ای پیش رفت که نرخ تورم در سال پایانی دولت احمدی نژاد با نرخ تورم بالای ۴۰ همراه با رکود شدید اقتصادی و رشد منفی ۶ درصد شرایط بسیار اسفباری را برای کشور رقم زد. بعد از انتخاب حسن روحانی در سال ۹۲ به سمت رئیس جمهور، ایشان به سیاست های تنش زدای خود با کشورهای غربی، باب مذاکرات با کشورهای غربی و آمریکا را مجددا آغاز کرد و سعی کرد با حل پرمناقشه ترین پرونده سیاسی تاریخ سیاسی ایران، فضای جنگ و ناامیدی را از بالای سر ایران بردارد و با ایجاد سیاست های منطقی و شفاف توانست رشد ایران را از رقم منفی ۶ درصد در سال ۹۲ به رشد مثبت ۴ درصدی در سال ۹۶ برساند. همچنین سیاست های منطقی روحانی باعث گردید از سال ۹۲ تا سال ۹۵ نرخ ارز روند بسیار ملایم و آرامی را در جهت افزایش طبیعی نرخ ارز داشته باشد. به طوری که آرامش در کشور باعث شد قیمت ارز، سکه و مسکن در کشور در یک ثبات قرار گیرد و با سیاست های انبساطی منجر شد بورس اوراق بهادار نیز روزهای خوبی را سپری کند به طوری که در پایان سال ۹۶ بازدهی بورس در انتهای سال به رقم ۲۵ درصد برسد. در سال ۹۶ وضعیت کشور به ظاهر آرام پیش می رفت که در اواخر سال ۹۶ در دی ماه پس از افزایش اعتراضات سپرده گذاران صندوق های اعتباری مبنی بر کلاه برداری موسسات اعتباری، روحانی در گفتگوی زنده تلویزیونی اعلام کرد که دولت مجبور است برای جبران پرداخت خسارت سپرده گذاران از ملت این هزینه را جبران نماید و ضرر سپرده گذاران را پرداخت کند. پس از آن بود که نرخ ارز از اواخر پاییز ۹۶ با جهش قیمتی همراه شد. به نظر می رسید دولت قصد دارد به منظور پرداخت زیان سپرده گذاران، منبع درآمد آن را از افزایش نرخ ارز تامین کند.

افزایش ناگهانی نرخ دلار منجر به تشکیل ناآرامی و اغتشاشات مردمی در دی ماه شد. اعتراضاتی که پس از گذشت چند روز از آن مشخص شد، دست های پشت پرده سعی در ناکارآمد جلوه دادن دولت روحانی برای امور کشور هستند. شرایط به ظاهر آرام بود که این بار ترامپ در گزارش زمستانی خود در خصوص برجام اعلام کرد در صورتی که برجام تا ۲۲ اردیبهشت ۹۷ اصلاح نشود آمریکا از برجام خارج خواهد شد و تمامی تحریم های لغو شده هسته ای را از حالت تعلیق خارج خواهد کرد. از آن زمان به بعد اثر این پیام، روی بازار اوراق بهادار، بازار ارز و سکه نشان داد.وعده ترامپ مبنی بر خروج از برجام باعث شد بازار بورس سهام که دماسنج اقتصادی کشور است در هاله ای از شک و ابهام و انتظار قرار گیرد. ارزش معاملات و حجم معاملات انجام گرفته در تالار بورس به طرز چشم گیری کاهش پیدا کرد. سهامداران از دید بلند مدت خارج شده و با دید کوتاه مدت و یکی دو روزه اقدام به سرمایه گذاری و خرید و فروش سهم کردند. به طوری که در روزهای پایانی سال گذشته رئیس کمیسیون اقتصادی اعلام کرد که سرمایه هنگفتی از کشور خارج  شده است. مطلبی که روز گذشته صندوق بین المللی پول جهانی در گزارش خود این امر را تائید کرد. حال مشخص نیست سرمایه خارج شده از کشور توسط چه ارگان و سازمانی انجام گرفته است. حال وقتی که قطعات پازل را در کنار یکدیگر قرار می دهیم می بینیم در کشوری که بودجه فروش نفت آن در سال ۹۶ به حدود ۷۰ میلیارد دلار است، دولت و بانک مرکزی می توانند با تامین تقاضای کاذب به وجود آمده در بازار ارز، آرامش را به سطح جامعه بازگردانند و باعث تعدیل قیمت ها شوند. همان طور که در ماه های انتهایی سال ۹۴ پس از این که دلار با جهش قیمتی به ۵۰۰۰ تومان رسید، دولت با عرضه دلار نفتی در بازار، قیمت را مجددا به سطح ۴۵۰۰ رساند.

در گزارش روز گذشته گفتیم که در حالت بدبینانه به نظر می رسد دولت آشکار یا دولت پنهان به صورت تعمدی سعی در افزایش نرخ ارز دارند و از این آشفته بازار به وجود آمده هراسی ندارند. چون در پشت پرده اوضاع طبق پیش بینی ها پیش می رود. با توجه به پیش بینی صندوق بین المللی رشد اقتصادی ایران در سال ۹۷ در حدود ۳٫۵ درصد است و نرخ پیش بینی تورم در انتهای سال ۹۷ رقمی بین ۱۲ تا ۱۵ است. حال با یک حساب ساده با توجه به این که میزان ارزش دلار در انتهای سال ۹۶ رقمی در حدود ۴۸۰۰ داشته است ارزش واقعی دلار در سال ۹۷ بین ۵۲۰۰ تا ۵۵۰۰ خواهد بود. ولی با ارقامی که این روزها به خصوص در روز گذشته در بازار شاهد بودیم رقم ۶۲۰۰ یک رقم حباب گونه و اقدام به خرید دلار در این قیمت ها توسط مردم فوق العاده از ریسک بالا و خطرناک است. از آنجا که هر لحظه با ترکیدن حباب دلار این مردم نگون بختی هستند که در این قیمت ها اقدام به خرید دلار نموده اند. اما عده ای افزایش نرخ ارز را به علت شرایط نامساعد خارجی و ترس از بازگشت تحریم ها عنوان می کنند ولی باید توجه داشت جمهوری اسلامی ۴۰ سال تحت شدیدترین تحریم های نفتی و غیرنفتی بوده است.

به جرات می توان گفت شرایط امروز کشور از لحاظ وضع تحریم ها به مراتب بهتر از ادوار گذشته است. لذا نمی توان صرفا به دلیل تنش های سیاسی و ترس از تحریم های آمریکا افزایش دقیقه ای نرخ دلار را با آن مرتبط دانست. حالت به وجود آمده در بازار بیشتر شبیه یک جو روانی منفی به وجود آمده در بین مردم است. اگر بخواهیم طبق آمار ادوار گذشته اقدام به پیش بینی کنیم در پایان دولت روحانی نرخ دلار در بهترین حالت ۲ برابری نسبت به دولت اصلاحات رقم ۷۲۰۰ تومان در انتهای سال ۱۴۰۰ دست یافتنی خواهد بود و در بدترین حالت ۱۴۰۰۰ تومان را می توان در انتهای سال ۱۴۰۰ تصور نمود. منتها هیچ چیز برای جامعه کنونی بهتر از آرامش و صداقت نیست. شخص رئیس جمهور محترم بهتر است با شجاعت تمام مثل روزهای انتخابات، تمامی حرف و حدیث های ارائه شده در این روزها را برای مردم بازگو کند. ارائه جملات کلیشه ای دردی از ماجرا درمان نخواهد کرد. در صورتی که دولت نتواند به سرعت یک راه حل منطقی جهت برون رفت از این اوضاع پیدا کند، شاید ایران در مسیری گام بردارد که نتوان به راحتی شرایط اقتصادی را به حالت اولیه بازگرداند.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید

پاوو

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا