ادبیات جهان

تحلیل کتاب روزی که رهایم کردی نوشته‌ی النا فرانته، تغییر شکل کلیشه ها

روزی که رهایم کردی نوشته ی النا فرانته

النا فرانته (۱۹۴۳) نویسنده ی ایتالیایی است که کسی از هویت واقعی او خبر ندارد. النا فرانته تنها نامی است که این نویسنده به عنوان نام مستعار برای خود برگزیده است. همین ناشناس بودن او نیز یکی از دلایلی است که مخاطب آثار او را هر چه بیشتر کنجاو کرده است. عده ای هویت او را حدس زده اند اما النا فرانته آن را تکذیب کرده است. کتاب های او به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، اسپانیایی، هلندی و غیره ترجمه شده‌اند. یکی از آثار محبوب وی، روزی که رهایم کردی نام دارد.

النا فرانته (۱۹۴۳) نویسنده ی ایتالیایی است که کسی از هویت واقعی او خبر ندارد. النا فرانته تنها نامی است که این نویسنده به عنوان نام مستعار برای خود برگزیده است. همین ناشناس بودن او نیز یکی از دلایلی است که مخاطب آثار او را هر چه بیشتر کنجاو کرده است. عده ای هویت او را حدس زده اند اما النا فرانته آن را تکذیب کرده است. کتاب های او به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، اسپانیایی، هلندی و غیره ترجمه شده‌اند. یکی از آثار محبوب وی، روزی که رهایم کردی نام دارد.

فرانته در سال گذشته در فهرست ۱۰۰ نویسنده ی پر مخاطب جهان جای گرفت. روزی که رهایم کردی که نامزد جایزه بوکر نیز بوده است، روایتی پر فراز و نشیب از یک رابطه ی عاطفی است. در ابتدای داستان روزی که رهایم کردی اتفاق اصلی داستان حادث می شود و پس از آن مخاطب با شخصیت اصلی داستان که زنی ۳۸ ساله است همراه می شود.

می توان گفت که داستان با رویکردی روانشناسانه و در این زمینه بسیار با دقت روایت می شود. در ابتدای داستان یک شوک بزرگ به شخصیت اصلی داده می شود. سپس واکنش او به این شوک با توجه به تجربه های کودکی او آغاز می شوند. شاید این شوک و پس از آن واکنش های شخصیت اصلی مهمترین وجه داستان است که نویسنده با دقت بسیار به آن پرداخته است. پس از یک غافلگیری که البته غافلگیری منفی است، انسان معمولا واکنش هایی تعریف شده از خود بروز می دهند و در این داستان نیز به یکی از واکنش های معمول یک انسان پرداخته می شود اما این پرداخت و تصویر سازی به گونه ای است که احتمالا همذات پنداری بسیاری را در مخاطب ایجاد می کند که البته این همذات پنداری به هیچ عنوان شکل تکراری ندارد.

در خود داستان، شخصیت اصلی هنگام بروز بحران در زندگی خود، کتابی به نام وانهاده را که اثر سیمون دوبووار است به یاد می آورد اما در همان جا نیز ذکر می کند که فاصله ی زیادی بین این داستان و داستان وانهاده وجود دارد. شاید مخاطب در مواجهه با روزی که رهایم کردی احساس کند که با قصه ای تکراری طرف شده است اما با پیشرفت داستان احتمالا این سوتفاهم برطرف می شود. به نظر می رسد که نویسنده نیز بر این موضوع اشراف کامل دارد زیرا بارها و بارها به داستان هایی شبیه و نزدیک به داستانی که روایت می کند، اشاره می کند. اما چه چیز روزی که رهایم کردی را از دیگر آثار نزدیک به خود متمایز می کند؟ نقاط مختلفی در این داستان وجود دارد که پاسخ این سوال باشد.

شخصیت اصلی زنی از زنان امروز است او تا قبل از این اتفاق به کلی خود را از زنان سنتی قدیمی جدا می داند اما ناگهان پس از اینکه بحرانی عاطفی در زندگی اش پدید می آید در می یابد که تا چه اندازه به زن همسایه ی قدیمی خود در دوران کوکی شبیه شده است. وی حتی مدام خواب او را می بیند. زنی که تا امروز فکر نمی کرد که دیگر در دنیای مدرن و امروزی وجود داشته باشد. این نکته شاید قابل تامل ترین نکته ی رمان روزی که رهایم کردی باشد. زیرا همواره ما  این گونه می اندیشیم که دیگر مانند افراد سنتی و نسل قدیم نیستیم اما ناگهان در موقعیت های حساس همان واکنش آن ها را بروز می دهیم. فاصله ای که تنها به ظاهر با تفکرات ریشه دار ایجاد شده است در این رمان به گونه ای ریشه یابی می شود. زنان و مردان فکر می کنند که شبیه پدران و مادران خود نیستند اما در یک سنی در جایی و یا در موقعیتی در می یابند که همان تراژدی نسل های گذشته و همان الگوها هنوز وجود دارند و انگار خیال رفتن از زندگی و شخصیت آن ها را ندارند.

“روزی که رهایم کردی” توسط انتشارات نون با ترجمه ی شیرین معتمدی منتشر شده است.

روزی که رهایم کردی نوشته ی النا فرانته

روزی که رهایم کردی نوشته ی النا فرانته

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا