ادبیات ایران

تحلیل و بررسی روش های هنجارگریزی در زبان شاعرانه گنجینه‌ی ادبیات فارسی

روش های هنجار گریزی در زبان شاعرانه

قواعد حاکم بر زبانِ معیار همواره دارای هنجارها و روش های از پیش تعیین شده، عناصری متعارف را از میان امکانات بالقوه زبانی خود بر می گزیند.

قواعد حاکم بر زبانِ معیار همواره دارای هنجارها و روش های از پیش تعیین شده، عناصری متعارف را از میان امکانات بالقوه زبانی خود بر می گزیند. در این میان نظریه پردازان حوزه نقد ادبی فرمالیسم هرگونه انحراف از هنجارهای حاکم بر زبان معیار را هنجار گریزی نامیده اند. باید توجه داشت که هرگونه انحراف از قواعد زبان معیار، هنجار گریزی تلقی نشده و تنها به ساختی غیر دستوری منجر می شود که فاقد ارزش ادبی هم می باشد و اصلا خلاقیت محسوب نمی شود. بنابراین اساس همانگونه که لیچ زبان شناس اروپایی از مکتب ساختارگرایان میان انحراف خلاق یا هنجارگریزی و انحراف غیر خلاق تمایز قائل است؛ اینکه گوینده نسبت به قواعد زبان فارسی آشنایی داشته یا نداشته باشد در جهت دهی انحراف زبانی موجود بسیار موثر است. لذا هر انحرافی را که در زبان رخ می دهد هنجار گریزی حساب نمی کنیم.

روش های هنجارگریزی در زبان شاعرانه

به اعتقاد لیچ هنجارگریزی باید بیانگر منظور نویسنده باشد و آگاهانه صورت پذیرد. آنچه تحت عنوان هنجارگریزی مطرح است غایت مند، معنادار، آگاهانه باید باشد که همواره نوآوری هایی را به همراه داشته باشد. با توجه به تقسیم بندی لیچ هنجارگریزی در ذیل هشت گروه جای می گیرند که عبارتند از: آوایی، نوشتاری، معنایی، نحوی، واژگانی، سبکی، گویشی، زمانی
در بررسی هنجارگریزی آوایی در بیشتر موارد به ضرورت حفظ وزن و یا مراعات قافیه آن را دچار لغزش ها می یابیم. شاعر باتوجه به اختیارات خود، صورت های آوایی واژه را تغییر می دهد. حذف و یا تبدیل واج دو گونه از این اختیارات محسوب می شوند.

بیشتر بخوانید: تحلیل و تفسیر بر زبان مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

در این شعر نیما می بینیم که مصوت i به e بدل شده است.

بس وقت گذشت و تو همانطور استاده به شکل خوف آور (ایستاده تبدیل به استاده شده است)

حذف صامت ” دال” در اوستا و ایستا

چو شد اوستا جانب مسکنش بدو گفت استا: نه جای شگفت

در هنجارگریزی سبکی نیز با گونه ای از زبان مواجهیم که متناسب با موقعیت های اجتماعی در گفتار و نوشتار کاربرد پیدا می کند. عوامل گوناگونی چون نابرابری های سنی و طبقاتی و شغلی و میزان صمیمیت، وسیله گفتار در آن سبک می شود. هاج، چهار سبک متفاوت برای زبان فارسی را در نظر گرفته و معتقد است دو سبک رسمی و غیر رسمی وجود دارد. سبک غیر رسمی در دو گروه محاوره ای و محتاطانه و سبک رسمی در دو گروه عادی و محترمانه طبقه بندی می شود.

امکانات آوایی واژگان سبب بکارگیری گونه های سبکی متفاوت است. هرفردی باتوجه به عوامل انتخاب سبک می تواند از این امکانات استفاده کند به لحاظ آوایی همچون حذف و اضافه و قلب در واج ها سبب پیدایی سبک های گوناگون می شوند.

دارند می پرند زنبور از لونه بابا از خونه (لونه و خونه صورت های گفتاری واژگان هستند)

داریم بهم هزارها رازو نیاز ( بهم به معنای یکدیگر ) هنجارگریزی سبکی در حوزه بهره بردن از واژگان عامیانه است.

بیشتر بخوانید: روان شناسی رنگ در اشعار منوچهری دامغانی براساس نظریه لوشر

در هنجارگریزی زمانی، از آنجائی که زبان ها پیوسته در حال تغییر هستند و معمولا سه دوره زبان فارسی باستان و میانه و جدید را در تحلیل نظام زبانی، زبان شناسان مد نظر قرار می دهند. لیکن تعیین مرزهای زمانی در زبان مساله ای پیچیده است. شاعر می تواند از گونه زبانی زبان هنجار بگریزد و صورت هایی را بکار ببرد که قبلا در زبان، متداول بوده اند و امروزه واژگان و ساخت های نحوی مرده اند. شاعر با کاربرد کلماتی که امروزه در زبان معیار بکار نمی رود مرزهای زمانی و مکانی زبان را شکسته و الفاظی را استعمال می نماید که گویی در زبان روزمره جایگاهی ندارند. احیای واژه هایی که در دسترس عامه نیست، باعث تشخیص زبان شعری شاعر می شود.

واژگانی چون حضرت به معنی درگاه، هیجا به معنی جنگ، بارو به معنی دیوار قلعه نمونه هایی از این گونه هنجار گریزی هستند.

بهره بردن از گویش در شعر، گونه ای دیگر از هنجار گریزی است که می تواند در جهت دهی شعر شاعران به سمت خلاق آن گام بردارد.
بهره بردن از یک گویش معین در شعر رنگ و بویی دیگر به ظاهر آن داده و به لحاظ زبانی آن را غنی و متمایز می سازد.
سیولیشه در گویش مازندران به معنای سوسک سیاه در اشعار نیما یوشیج دیده می شود. سیولیشه نک می زند روی شیشه…
یکی دیگر از عوامل موثر در شعر آفرینی هنجارگریزی معنایی است. با به تعویق انداختن نشانه های زبانی درک معنا را نیز به تعویق می اندازد. در بحث های بلاغی اشعار وجود تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه به صورت سنتی در چهارچوب علم معانی و بیان مطرح می شوند در هنجار گریزی معنایی قابل بررسی اند.

چشم تو می شنود گوش تو می بیند

شنیدن و دیدن مخصوص انسان است لذا از هنجار، گریز زده و فهم و دریافت آن را دچار دیر فهمی ساخته است.
آنجا که الگوها و روابط دستوری مطرح می شوند نحو یک کلام است. هنجارگریزی نحوی یعنی ساختمان یک کلام به لحاظ قواعد آن با جا به جایی و کاربرد نا به جای عناصر روبرو شود. اگر چه لیچ آن را از انواع شعر آفرینی می داند اما دکتر کوروش صفوی در آن تردید داشته است و آن را بیشتر به جانب وزن شعر سوق می دهد و در معنا آفرینی و هنجار گریزی شاعرانه موثر نمی داند.
مانده پای آبله از راه دراز ( فعل است به قرینه معنوی حذف شده و ساختمان نحوی جمله را ناقص کرده است)

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا