سمفونی مردگان نوشته عباس معروفی
ادبیات ایران

سمفونی مردگان کتاب تحسین شده عباس معروفی، مرگ عشق، روشنفکری، برادری،روح، جسم!

سمفونی مردگان رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی حکایت شوربختی مردمانی است که مرگ را مدام بردوش می کشند و در جنون ادامه می یابند.

زمان مطالعه: < ۱ دقیقه

عباس معروفی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی در تهران متولد شد. فارغ‌التحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک است و حدود یازده سال دبیر ادبیات دبیرستان‌های تهران بوده است. نخستین مجموعه داستان او با نام «رو به روی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستان‌های او در برخی مطبوعات به چاپ می‌رسید اما با انتشار سمفونی مردگان بود که نامش به عنوان نویسنده تثبیت شد. در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی گردون را پایه‌گذاری کرد و به طور جدی به کار مطبوعات ادبی روی آورد. سبک و روال وی در این نشریه با انتظارات دولت ایران مغایر بود و موجب فشارهای پی در پی و سرانجام محاکمه و توقیف آن شد.

آیینه تهران

معروفی در پی توقیف گردون، ناگزیر به ترک وطن شد. او به آلمان رفت و مدتی از بورس خانه هاینریش بل بهره گرفت. اما پس از آن برای گذران زندگی دست به کارهای مختلف زد. مدتی به عنوان مدیر یک هتل کار کرد و پس از آن خانه هنر و ادبیات هدایت را که کتابفروشی بزرگی است، در خیابان کانت برلین، بنیاد نهاد و به کار کتابفروشی مشغول شد. و کلاس‌های داستان نویسی خود را نیز در همان محل تشکیل داد.

سمفونی مردگان؛

درقسمتی از پشت جلد رمان سمفونی مردگان آمده است:

سمفونی مردگان رمان بسیارستوده شده عباس معروفی حکایت شوربختی مردمانی است که مرگ را مدام بردوش می کشند و در جنون ادامه می یابند.

این کتاب حکایت مردمانی است مسخ شده درخشم وهیاهوی سال های برفی سیاسی ۱۳۱۳تا ۱۳۵۵ که سرما از روح و پیکره ساختمان های شهر اردبیل بالا رفته است. (حتی کلاغ ها هم میگویند برف برف!)

فضای داستان سمفونی مردگان بسیار غم انگیز و تراژیک است که شخصیت ها را می توان در شکوه یک سمفونی درگیر همان حال و هوای کوری ژوژه ساراماگو یافت. روایت کتاب در تناوب سیال گونه، گاهی از دید اول شخص و گاها سوم شخص که ابد و ازل در آن معنایی ندارد، درگذشته و آینده رفت و آمد می کند و پرده آخر هر یک از شخصیت ها را یکی یکی پایین می کشد که مرگ با شکوه، توصیفی تصویری پررنگش در تم داستان را به ایستگاه آخر میرساند.

در معرفی شخصیت های داستان می توان گفت؛ جامعیتی از انسان های سال های جنگ جهانی دوم داریم که می توان رگه هایی از هرکدام آنان در زندگی خود بیابیم.

قهرمان داستان آیدین است، جوان روشنفکر عاشق کتاب و شعر و نوشتن و نوشتن، شاید پیامبری راه گشا در جامعه ای غفلت زده و یخ زده که خرافه پرستی های پدر و حسادت های برادر کوچکتر برای مالکیت تمام جایگاه پدر و دو اتفاق پر رنگ زندگی او یعنی خودسوزی همتای دیگرش آیدا و آتش سوزی زیر زمین شعر و شاعریش توسط پدر او را به جنون میکشاند …

اورهان با درون ماترلیاسیتی اش و در نهایت حسد و حس مالکیت در خانواده او را به قابیل قصه تبدیل می کند. یوسف، فرزند اول، جانور مسخ شده ای که تنها می بلعد، را میکشد و آیدین را به جنون می کشاند که در برزخ ایستگاه پایانی قصه هر آنچه را که بوده است مجسم می بیند، در میان برف بیرون از قهوه خانه خارج از شهر گرفتار گرگ های درنده ای می شود که آن ها را همیشه درون او دیده ایم.

پدر؛ جبار اورخانی شخصیت پینه بسته ای که مذهب، لایه ای کم رنگ در بن مایه روح اوست و ما خرافه پرستی را به صورت سایه های پررنگ می بینیم. آجیل فروشی که پسر را ادامه دهنده راه خود می داند و همین دلیلی است برای نپذیرفتن آیدین. آیدا؛ خواهر آیدین و تای دیگر او دختری زیبا که در گوشه ی آشپزخانه می پوسد و به خانه بخت می رود با مخالفت پدر! مطرود! خودسوزی شاید انتخاب ناعادلانه ی نویسنده برای پایان اوست. مادر؛ موجودی به تعریف ضعیفه همان سال ها که در آتش قدرت جبار اورخانی می سوزد و آسم او را از پای در می آورد.

باید اضافه کرد که داستان از داشتن شخصیت هایی با سایه های کم رنگ و پررنگ دیگری رنج می برد که گاها سرنوشت شخصیت های اصلی را آن ها رقم زده اند. درباره ی سمفونی مردگان بارها نوشته اند وبارها خواهند نوشت اما آن را میتوان سال ها خواند.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید

پاوو

۳ دیدگاه

3 دیدگاه

  1. sina

    ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ at ۲۳:۱۲

    1+

    ممنون بابت این مطلب جالب و مفید??

  2. امین

    ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ at ۱:۲۱

    0

    عالی بود واقعا…خسته نباشید میگم به خانم گرایی ???

  3. faezeh

    ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ at ۷:۴۱

    0

    بسیار سلیس و زیبا

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا