ادبیات

تحلیل کتاب شیطان و دوشیزه پریم نوشته پائولو کوئیلو ، همه ما گنهکاریم و گناه نکردن در نتیجه در دسترس نبودن گناه است.

پائولو کوئلیو متولد ۱۹۷۴

چهره ای که کوئیلو در کتاب شیطان و دوشیزه پریم از جهان به نمایش می گذارد، چهره ای تاریک است که با چیرگی شرارت و ظهور پلیدی ها همراه است و رگه های این تفکر را در این کتاب می توان به روشنی دید.

یکی ازسه گانه های پائولو کوئیلو است که طبق گفته خود نویسنده باید به دنباله ی کتاب های “کنار رود پیدار نشستم و گریستم، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد.” خوانده شود. پی رنگ اصلی کتاب که تقریبا بن مایه تمام نوشته های کوئیلو را شامل می شود، نگاهی فلسفی –دینی، نسبت به نیکی و بدی، پاکی و زشتی در هستی و انسان است. او به دنبال نتیجه ای برای این نظریه است که، آیا انسان ذاتا شر است؟ در کتاب شیطان و دوشیزه پریم علاوه بر پرداخت به موضوع بالا نویسنده این موضوع را در تمام مسیر داستان به دوش می کشد که آیا:

“همه ما گنهکاریم و گناه نکردن در نتیجه در دسترس نبودن گناه است ؟”

هریک از کتاب های این سه گانه، در مدت زمان یک هفته زندگی سه شخصیت مختلف را نشان می دهد و در این مدت آن ها را با واقعیت هایی چون مرگ و نیستی، مبارزه ذات انسان با خود و خصائص درونی، روبرو می کند. او به دنبال شفاف سازی این نکته است که همه ی انسان های خوب و بد درظاهر! در افکار یکی هستند. البته باید این نکته را مد نظر قرار داد که کوئیلو در کتاب شیطان و دوشیزه پریم به دنبال تایید قطعی هیچ یک از نظریاتش نیست به طوری که در پایان داستان شیطان و دوشیزه پریم به دیدگاهی برخلاف آنچه که در طول داستان روی آن پافشاری می کرد خواهیم رسید. این کتاب روایت گر درگیری یک دهکده خالی از جوانان (بجز پریم) با وحشت های درونی خود است.

” وحشت در تک تک آدم های آن دهکده زیبا در غروب نفس گیر موج می زد وحشت از تنها ماندن، وحشت از تاریکی که تخیل را پراز دیو ها می کند، وحشت از داوری خدا، وحشت از هر عدالتی که هر خطایی را مجازات می کرد، وحشت ازخطر کردن و شکست خوردن، وحشت ازپیری از مردن و… وحشت وحشت وحشت! زندگی حکومت وحشت بود.”

زنگ این مبارزه در داستان، از ابتدای داستان و از ورود مردی میانسال که تصور می شود توریستی است از دیار دور برای گذراندن تعطیلات به صدا در می آید.  او که اولین دام خود را برای تنها جوان دهکده پهن می کند در قبال از دست دادن تمام ثروتش به دنبال تایید این اندیشه است که همه ی انسان ها گنه کارند فقط باید زمینه گناه مهیا باشد، و  تا جایی پیش می رود که سایه مرگ را بر دهکده پیر و تک تک شخصیت ها می توان احساس کرد اما…

پائولو با تمام جبر گرایی اش در داستان و متقاعد کردن و همراه کردن خواننده با اندیشه هایش در پایان مخاطب را بدون نتیجه گیری شخصی رها نمی سازد و راه را برای ادامه دادن خود خواننده آن طور که می خواهد باز می گذارد.

چهره ای که کوئیلو از جهان به نمایش می گذارد، چهره ای تاریک است که با چیرگی شرارت و ظهور پلیدی ها همراه است و رگه های این تفکر را در این کتاب می توان به روشنی دید.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا