ریموند کارور ۱۹۸۸-۱۹۳۸
ادبیات جهان

مروری کوتاه بر آثار «ریموند کارور» ؛ ما مجبور به بودن و شدن هستیم…

انسان ها در داستان های “کارور” به نوعی مجبور هستند. آن ها مجبور هستند تا واقعیت هایی را بپذیرند و حتی اگر نپذیرند آن واقعیت آنقدر استوار و محکم وجود دارد که شخصیت ها در برابر آن ها چاره ای جز پذیرش ندارند. این انسان ها همواره سعی می کنند که اوضاع خود را بهبود بخشند اما اغلب در این امر موفق نیستند.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

»«ریموند کارور با نام کامل ریموند کِلِوی کاروِر جونیور (۱۹۳۸-۱۹۸۸) نویسنده و شاعر مشهور آمریکایی بوده است که به نوعی سبک جدیدی را در نوشتن “داستان کوتاه” ابداع کرد، وی را از تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم می دانند.

آیینه تهران

او خود را شاعر و نویسنده ی داستان کوتاه می داند و علاقه ی وافری به “ایجاز” در نوشتن دارد. به نظر می رسد که “ریموند کارور” بیشترین تاثیر پذیری را از “آنتوان چخوف” داشته است. داستان های او ممکن است مخاطب را به یاد داستان های کوتاه چخوف بیندازد با این تفاوت که کارور در یک جغرافیا و فرهنگ دیگر می نویسد. اما او مانند “چخوف” از تمام عناصری که  در داستان از آن ها حرفی به میان آمده، استفاده می کند.

“کاور” هیچ گاه توصیفی اضافه و بی استفاده را در آثار خود نمی آورد. سبک کارور را برخی “واقع گرایی کثیف” نامیده اند. جنبش “واقع گرایی کثیف” در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی توسط چند نویسنده رواج پیدا کرده بود. آن ها اغلب واقعیت های دردآور زندگی طبقه ی متوسط و پایین جامعه را بازگو می کردند. “ریموند کارور” نیز در آثار خود بیشتر تمایل به بیان کردن مسائلی چون فقدان، آسیب های روانی ناشی از فقر و به طور کلی زندگی روزمره ی انسان های معاصر را دارد.

“کارور” اولین داستان خود را به نام “فصل های سخت” در سال ۱۹۶۰ منتشر کرد. پس از این اثر که نقد و تحلیل های زیادی را  در برداشت “ریموند کارور” چندین مجموعه داستان دیگر را درطول حدود ۳۰ سال منتشر کرد. در تمام این مدت شاهد داستان هایی به اصطلاح “مینیمال” از این نویسنده بوده ایم. او هیچ گاه سبک نوشتن خود را تغییر نداد و همواره بر ایجاز و کم گویی در داستان مصمم بود.

در داستان های او خبری از تعلیق و هیجان زیاد نیست. غم انگیزترین و یا بزرگترین اتفاق ها به گونه ای رخ می دهد اما تزریق جزییات متن آرام و پیوسته صورت می گیرد. داستان های “ریموند کارور” به صورتی اتفاق می افتد که، خواننده آن را یک پایان قطعی نمی داند و ممکن است داستان تا مدت ها در ذهن مخاطب خود جاری باشد.

انسان ها در داستان های “کارور” به نوعی مجبور هستند. آن ها مجبور هستند تا واقعیت هایی را بپذیرند و حتی اگر نپذیرند آن واقعیت آنقدر استوار و محکم وجود دارد که شخصیت ها در برابر آن ها چاره ای جز پذیرش ندارند. این انسان ها همواره سعی می کنند که اوضاع خود را بهبود بخشند اما اغلب در این امر موفق نیستند.

داستان های “کارور” را می توان در عین حال که فضایی خاکستری رنگ و جبری است، دارای فضایی پویا است که همین امر باعث جلوگیری از کسالت آور شدن این داستان ها می شود. وی تصاویری شفاف و دقیق را با ایجاز ارائه می کند و بدون اینکه توضیحی اضافه بدهد دنیای آمریکایی های معاصر را به تصویر می کشد. همین توضیح ندادن باعث پویاتر شدن ذهن خواننده ی داستان نیز می شود. انتخاب ایده آل کلمات و اشیاء در آثار کارور گویای دقت او در رابطه با گزینش است. او هموار تلاش می کند واژه‌های بی‌تاثیر و حتی کم تاثیر را در داستان های خود بکار نبرد و بیشتر با فضاسازی دقیق مخاطب را به خواندن ترغیب کند. آثار مهم ریموند کارور که در ایران نیز ترجمه و منتشر شده اند عبارتند از: کلیسای جامع، فیل، فصل های سخت و  وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم!

مروری کوتاه بر آثار «ریموند کارور» ؛ ما مجبور به بودن و شدن هستیم...

ریموند کارور

 

مروری کوتاه بر آثار «ریموند کارور» ؛ ما مجبور به بودن و شدن هستیم... مروری کوتاه بر آثار «ریموند کارور» ؛ ما مجبور به بودن و شدن هستیم...

پاوو

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا