اقتصادی

مفاهیم اقتصادی به بیان ساده؛ آزادسازی قیمت حامل های انرژی – قسمت پایانی

آزادسازی قیمت حامل های انرژی

شاید برخی بگویند که تجربه هدفمندی نشان داد که با بالا بردن قیمت بنزین در وضعیت ترافیک عملا تفاوتی ایجاد نمی شود. پاسخ به این دیدگاه این است که اتفاقا در ابتدای کار که خانوارها نسبت به کفاف سهمیه تعیین شده نگران بودند و مقتصدانه در استفاده از خودرو تصمیم می گرفتند مصرف بنزین کاهش یافت و ترافیک سبک شد اما به مرور زمان که قیمت آزاد بنزین باز هم نسبتا پایین تعیین شد و به مرور زمان قیمت بنزین ثابت ماند و تورم افزایش پیدا کرد قیمت واقعی بنزین کاهش یافت و مصرف خانوارها از خودرو شدت یافت که نتیجه آن به شکل ترافیک و آلودگی هوا مجددا ظاهر شد.

در مطلب روز گذشته در بحث آزادسازی قیمت حامل های انرژی گفتیم که آزادسازی قیمت بنزین اقدامی بسیار ضروری، معقول و موجه است. در برابر سیاست آزادسازی قیمت حامل های انرژی مخالفت های متعددی ابراز شده است که ما در مطلب قبلی در ۶ مورد این اعتراض ها را مطرح کرده و هر کدام را به صورت موردی مورد نقد قرار دادیم. امروز نیز قصد داریم به ادامه این انتقادات بپردازیم و موضوع آزادسازی قیمت حامل های انرژی را به پایان برسانیم.

۷- برخی می گویند اعمال سیاست آزادسازی قیمت حامل های انرژی توسط دولت به کاهش رفاه شهروندان منتهی می گردد، در حالی که دولت باید در جهت افزایش رفاه حال شهروندان گام بردارد. در پاسخ باید گفت رفاه مبتنی بر سیاست های درست اقتصادی پسندیده و مقبول است اما رفاه مبتنی بر سیاست غلط، رانت جویی و فساد قابل قبول نیست. در همین موضوع مورد بحث، دو گونه می توان رفاه را به ارمغان آورد:

گزینه الف: قیمت پایین بنزین و قیمت بالای خودرو

گزینه ب: قیمت بالای بنزین و قیمت پایین خودرو

گزینه اول در ایران رایج است. در ایران قیمت بنزین بسیار ارزان است اما قیمت خودرو به دلیل ممنوعیت واردات خودرو و انحصار شرکت های خودروسازی گران است. عکس این حالت در کشورهای دیگر رواج دارد. در کشورهای دیگر قیمت بنزین بسیار گران است ولی قیمت خودرو بسیار نازل است. معمولا هر کسی با یک سال کار می تواند یک خودرو خریداری کند اما به دلیل قیمت بالای بنزین در مواقع ضروری و یا تعطیلات از آن استفاده می شود. در کشورهایی که قیمت خودرو بسیار ارزان است مردم به دلیل قیمت بالای بنزین از خدمات حمل و نقل عمومی استفاده می کنند. اما در کشور ما ایران بسیار افراد حاضر نیستند به راحتی زیربار استفاده از حمل و نقل عمومی بروند. رواج چنین نگرشی در میان مردم ما تنها به دلیل سیاست گذاری های غلط و رانت جویی های ناشی از سوء مدیریت درآمد نفت ممکن گردیده است.

۸- برخی می گویند که افزایش قیمت بنزین و آزادسازی قیمت حامل های انرژی گرچه معقول است ولی به دلیل پیامد تورمی آن نباید انجام گیرد. استدلالی که معمولا انجام می شود آن است که چون بنزین برای نقل و انتقال انسان ها و کالاها مورد استفاده قرار می گیرد، وقتی قیمت بنزین افزایش یابد قیمت حمل و نقل افزایش می یابد. طبیعتا همه بخش های اقتصاد نیز به تبع آن قیمت خود را افزایش می دهند. این نوع استدلال یک تبیینی مکانیکی از رفتارهای اقتصادی و اجتماعی انسان ها ارائه می دهد در حالی که منطق حاکم بر رفتار اقتصادی – اجتماعی انسان ها به کلی متفاوت است. انسان ها از طریق جایگزین ساختن و همچنین تجدید نظر در رفتار، مطلوبیت خود را بهینه می سازند. وقتی قیمت حمل و نقل زیاد شود رفتار افراد مثل گذشته ثابت باقی نمی ماند بلکه افراد مجددا رفتارهای خود را به نحوی سامان می دهند که در محدودیت بودجه آن ها بیشترین مطلوبیت را برای آن ها فراهم سازد. به عنوان مثال وقتی که قیمت حمل و نقل زیاد می شود افراد با از ترددهای خود می کاهند و رفت و آمد کاری خود را به نحوی تنظیم می کنند که کمترین تردد را موجب گردد. همچنین می توان اقداماتی مختلفی که انسان ها اتخاذ می کنند را تصور کرد تا از اعمال این سیاست متضرر نشوند. بسیاری از افراد ترجیح می دهند مسائل خود را تلفنی حل کنند و یا از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.

برخی چون قیمت بنزین را از هزینه های مهم تولید تلقی می کنند افزایش قیمت بنزین را موجب افزایش قیمت کالا و خدمات و نهایتا افزایش تورم می دانند. اگر تحلیل فوق الذکر صحیح باشد و انسان ها به صورت مکانیکی رفتار خود را تنظیم کنند باید هر وقت قیمت بنزین X درصد زیاد شد، تورم نیز X درصد زیاد گردد. برای نفی این قاعده یک مثال نقض کافی است. در سال ۱۳۴۲ قیمت بنزین افزایش یافت اما تورم افزایشی نداشت. در سال ۱۳۷۸ قیمت بنزین از ۲۰ تومان به ۳۵ تومان افزایش یافت اما نرخ تورم نسبت به سال قبل تنها ۲ درصد افزایش یافت. حتی اگر بتوان تمام این افزایش ۲ درصدی را صرفا به افزایش قیمت نسبت داد، مشخص می شود که افزایش ۷۵ درصدی قیمت بنزین نرخ تورم را تنها ۲ درصد افزایش داده است. همین مسئله در مورد کشورهای دیگر نیز صادق است. اینکه افزایش بی سابقه بنزین و دیگر حامل های انرژی در غرب تورم چندانی را به دنبال نداشته نشان دهنده آن است که این مکانیزم مکانیکی در اقتصاد حاکم نیست. همان طور که قبلا گفته شد علت تورم افزایش نقدینگی و حجم پول است. اینکه تورم ایران پس از هدفمندی یارانه ها افزایش شدیدی یافت، بیش از آن که ناشی از اجرای هدفمندی باشد، ناشی از همزمانی این مسئله با دو پدیده اجرای مسکن مهر و همچنین تحریم ها و جهش قیمت ارز بود. پیش بینی ناصحیح از هزینه های هدفمندی و تعهد وسیع به پرداخت یارانه به همه مردم موجب شد تا کسری بودجه تشدید شود و تورم بالا رود. در واقع نمی توان همه تورم سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ را به پای هدفمندی یارانه نوشت.

۹- برخی گفته اند که چرا قیمت بنزین در ایران را با قیمت بنزین در کشورهای غربی مقایسه می کنید؟ مگر دستمزدها را هم با هم مقایسه می کنید که می خواهید قیمت بنزین را مقایسه کنید؟ و یا گفته شده که هر گاه نرخ دستمزد در ایران معادل کشورهای غربی شد نرخ بنزین نیز معادل با قیمت آن در کشورهای توسعه توسعه یافته گردد. پاسخ ساده به این سوال این است که اگر نرخ دستمزد و همه متغیرها در ایران مثل کشورهای توسعه یافته باشد دیگر چه فرقی میان ایران و کشورهای توسعه یافته وجود خواهد داشت. مفهوم در حال توسعه بودن ایران آن است که بهره مندی ایرانیان کمتر از کشورهای توسعه یافته باشد، ثانیا باید گفت نرخ دستمزد تابعی از بازار کار داخلی است اما قیمت کالا ها بیش از پیش تابعی از بازار جهانی است. در اقتصاد همواره دو دسته کالا وجود دارد: کالای تجاری و کالای غیرتجاری. قیمت کالاهای تجاری در سطح جهان کمابیش یکی است اما قیمت کالاهای غیرتجاری کاملا بستگی به عرضه و تقاضا در درون همان اقتصاد دارد. به همین دلیل قیاس میان این دو امر قیاس مع الفارق است و نمی توان نرخ دستمزد را با قیمت بنزین مقایسه کرد.

۱۰- نمایندگان مجلس هفتم در بررسی بودجه سال ۱۳۸۵ به این جمع بندی رسیدند که برای حل مشکل مصرف بنزین، یارانه ای که دولت به این کار اختصاص می دهد صرف ساخت پالایشگاه هایی شود که بنزین را از نفت خام استحصال کنند. در ارزیابی این تصمیم باید گفت که مسئله اصلی در ایران مصرف فوق العاده زیاد و غیرمتعارف بنزین است که باید برای آن تدبیر نمود اما محل تامین این مصرف زیاد اهمیت چندانی ندارد. اگر به مقوله هزینه فرصت توجه شود، در این صورت فرق زیادی وجود نخواهد داشت که بنزین وارد شود و یا از بازار داخل تامین شود. در هر دو صورت منابع زیادی صرف تامین بنزین می شود. در حالت اول این منابع صرف واردات می شود در حالی که در حالت دوم به دلیل عدم صادرات نفت و مصرف داخلی درآمد ارزی کشور کم می شود.

یکی از مسائلی که در بحث افزایش قیمت بنزین و آزادسازی قیمت حامل های انرژی مطرح می شود میزان افزایش آن است. بسیاری از افراد در مورد لزوم افزایش قیمت تردیدی ندارند اما در مورد میزان افزایش اختلاف نظیر زیادی وجود دارد. ساده ترین گزینه ای که مطرح می باشد قیمت جهانی آن است. به دلیل آن که اقتصاد ایران به طور روزافزونی در اقتصاد جهانی جذب می گردد و حجم واردات و صادرات ایران شدیدا افزایش یافته است. طبیعی است که قیمت کالاها در درون کشور به سمت قیمت جهانی میل کند. با توجه به اینکه با باز شدن اقتصاد و فراگیر شدن فرایند جهانی شدن اقتصاد میزان تعرفه های گمرکی رو به کاهش است و موانع غیرتعرفه ای به کلی حذف گردیده، قیمت کالاها داخل و خارج کشور به سمت همدیگر میل می کنند و تفاوت چندانی جز تفاوت حمل و نقل به شکل جدی وجود نخواهد داشت. به همین دلیل قیمت نهاده هایی چون انرژی نیز مشمول همین حکم خواهد بود. لذا باید با آزادسازی قیمت حامل های انرژی ، قیمت انرژی در ایران به سطح قیمت جهانی رساند. البته دولت می تواند به دلیل تبعات جانبی بنزین در آلوده کردن محیط زیست همانند کشورهای غربی بر مصرف بنزین مالیات وضع کند.

شاید برخی بگویند که تجربه هدفمندی نشان داد که با بالا بردن قیمت بنزین در وضعیت ترافیک عملا تفاوتی ایجاد نمی شود. پاسخ به این دیدگاه این است که اتفاقا در ابتدای کار که خانوارها نسبت به کفاف سهمیه تعیین شده نگران بودند و مقتصدانه در استفاده از خودرو تصمیم می گرفتند مصرف بنزین کاهش یافت و ترافیک سبک شد اما به مرور زمان که قیمت آزاد بنزین باز هم نسبتا پایین تعیین شد و به مرور زمان قیمت بنزین ثابت ماند و تورم افزایش پیدا کرد قیمت واقعی بنزین کاهش یافت و مصرف خانوارها از خودرو شدت یافت که نتیجه آن به شکل ترافیک و آلودگی هوا مجددا ظاهر شد.

 

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا