ادبیات جهان

جنس ضعیف نوشته اوریانا فالاچی، برده ها در طول تاریخ آزاد شدند ،زنان اما نه!

اوریانا فالوچی ۲۰۰۶-۱۹۲۹

جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان در جهان)،از نخستین اثر نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی، خانم اوریانا فالاچی است که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۱میلادی به چاپ رسیده است .

جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان در جهان)،از نخستین اثر نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی، خانم اوریانا فالاچی است که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۱میلادی به چاپ رسیده است . فالاچی در این کتاب از وضعیت زنان جهان (هند، ژاپن، چین، مالزی، آمریکا) یک گزارش توصیفی خلق کرده است که دور از گزارشات تصویری و بی گمان بی شباهت به قسمتی از دفترچه خاطراتش نیست. نام این کتاب در ترجمه لغت به لغت عنوان جنس بی فایده و یا حتی بی مصرف را می رساند.

هرچند کتاب جنس ضعیف در لایه ای مستندی از زنان تاریخی نزدیک به ۶۰ سال پیش می گوید و احتمالا بسیاری از مواردی که فالاچی به آن ها به عنوان فرهنگ بومی-عمومی زن در جوامع شان اشاره کرده است تغییر کرده اند اما شرح قضاوت او در مورد زن در این جوامع همچنان باقی است.

او میگوید:

“وقتی به اوضاع زنان دورتا دور دنیا فکر کنیم ،می بینیم اکثرشون دارن تو باتلاق اشتباه و بی خبری دست و پا می زنند،چه مثل حیوونای باغ وحش جدا از مرداشون زندگی کنن،چه مثل کلاغا خودشونو از چشم مردا پنهون کنن ،چه مثل جنگجو های افسانه ای از خودشون شجاعت نشون بدن؛ اما هیچ کدوم باید و شاید به اونچه که حق خوشبختی شونه نرسیدن. من نمی تونستم بین غم دیدن عروس کراچی و غم دیدن پاهای کوچک زنان چین فرقی بذارم و بگم یکی از اونا از اون یکی ناراحت کننده تر بود.”

نکته قابل توجهی که می توان در مسیر معنوی کتاب جنس ضعیف مشاهده کرد این است که جامعه ای که فالاچی از زن بنا می کند حقوق او را در تحقق رعایت مساوات بین همه انسان ها با هر جنس و نژاد، قومیت و مذهب که باید رسمیت پیدا کند مورد ارزیابی قرار می دهد تا زنان بتوانند دنیای جدیدی بسازند نه برای اثبات خود بلکه برای تعالی بخشیدن.

در شرح گزارشات زنان در کتاب داریم: زنان پاکستان را تحت شرایطی سخت به صورتی غیر قابل باور دچار خود باختگی و ضعف در شناخت هویت‌شان‌ و زیر استثمار نظام مرد سالار حاکم بر جامعه نشان می‌دهد.

زنان هند را مبارزانی می‌بیند که در مسیر به دست آوردن استقلال کشورشان با دفاع از فرهنگ ملی، هویت و ارزش تازه یافته‌اند، اما به عنوان بخشی از همان فرهنگ «نظام پروانگی» حضورشان نهایتاً آهنی شده، و همچنان در بند قوانین عرفی و مقرراتی گرفتارند که برای مثال حتی با به رسمیت شناختن حق ازدواج مجدد برای ایشان اجازه ازدواج مجدد را به آن ها نمی‌دهد.

زن‌ سالارهای مالزیایی نیز در نگاه او بخشی از همان فقر شناختی جامعه و زن نسبت به خود هستند، که خوشبختی فوق‌العاده‌شان در انزوا و طردشان از جامعه به عمق جنگل‌ها و خانواده‌های کوچک چندنفره‌ای معنا یافته، و تنها راه درآمدن از محاصره مردان را در مردانه زندگی کردن و در محاصره گرفتن مردان در نقش زنان می‌بینند.

در چین نیز زنانی که خبرنگار ایتالیایی می‌بیند سه گونه رنج متفاوت دارند. زنان قایق‌نشین هنگ‌گنگ که سرنوشت غم‌انگیزشان باعث شده هویت انسانی خود را فراموش کنند و چیزی فراتر از وضع فعلی خود را برای زنانگی متصور نباشند. زنان جامعه هنگ‌کنگ که اگرچه در میان‌شان چهره‌های سرشناسی در جایگاه‌های خاص اجتماعی هم دیده می‌شود، اما دچار خودباختگی یا تن‌باختگی شده‌اند که فشار خروج از شرایط سخت جامعه سنتی چین در ایجاد محدودیت برای ایشان موجب آن بوده، مثال آن نیز زندگی مالک بزرگ‌ترین روزنامه هنگ‌کنگ است. زنی که جدای از زندگی اجتماعی خود در زندگی شخصی تفاوت چندانی با زنان قایق‌نشین ندارد و زنان کمونیست که جامعه چین سرخ در قبال دادن جایگاه برابر اجتماعی به ایشان عواطف‌شان را به قالب‌های آهکی بی‌جانی مبدل کرده که دیگر در آن از احساس و عاطفه غریزی زنانه خبری نیست.

فالاچی زنان ژاپنی را طبق تعریف فرهنگنامه‌ای بهترین زنان دنیا می‌داند که زندگی واقعی‌شان شباهتی با آن تعریف‌ها ندارد؛ زنانی سرگردان میان دنیای جدید و دنیای قدیم که گیشا‌ها آن ها را با خانواده و عواطف‌شان پیوند می‌دهد. روایت اوریانا فالاچی از شرایط مراسم ازدواج فرزند دختر امپراتور ژاپن با یک کارمند ساده بانک به خوبی روشن‌کننده این سرگشتگی است.

اما جالب‌ترین بخش مشاهدات نگارنده کتاب جنس ضعیف در مورد زن نیویورکی (امریکایی) است که به قول او: «غروبا مترو مثل یک اژدها اونا رو قورت میده تا جلوی آپارتمانایی که با پول آزادی و استقلال خریدن بالاشون بیاره، یه غصه و یأس بزرگ تو قلبشون می‌شینه و آه شون نیویورک رو با همه عظمتش می‌لرزونه… پس دوباره از آپارتماناشون بیرون می‌زنن تا از اون یأس و غصه رها بشن و به این حقیقت زهرماری فکر کنن که قدرت برتری اونا به مرداشون- یعنی همون چیزی که توجه همه دنیا رو جلب کرده- چقدر براشون گرون تمام شده.» و نتیجه آن همه دیده و شنیده تعارض های ناشی از مغفول ماندن هویت و ماهیت زنانگی در دنیای جدید است.

زنانی که هرچند در باز ستانی حق و ارزش خود موفق بوده اند اما همچنان برای حضور در جامعه باید روزها مردانه راه بروند، مردانه صحبت کنند و مردانه بجنگند و شب ها به هیبت زنانه خود بازگردند، و این گونه می شود که زن همیشه در هویتی خاکستری بین تاریکی و روشنی ردو بدل می شود .

در آخر باید گفت فالاچی شاید با روحیه فمنیستی در مفهوم معنوی کتابش جنس ضعیف به دنبال این اعتراض باشد.

“برده ها در طول تاریخ آزاد شدند ،زنان اما نه!” دکتر نوال سعداوی

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
۲ دیدگاه

2 دیدگاه

  1. اتابک نیکفر

    ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ at ۱۷:۳۳

    0

    باسلام نگارنده محترم ؛ درخصوص برده بودن زنان لطفا بیشتر تحقیق نمایید . انسانها و مخصوصا زنان اگر طبق دین اسلام باشند و عمل کنند شادترین و آزادترین می شوند ولی یا راه را نمیدانند یا میدانند و بیراهه می روند و آنها که به ریسمان الهی چنگ زدند رستگار شدند. یاعلی

    • فاطمه گرایی

      فاطمه گرایی

      ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ at ۰:۴۵

      0

      متشکرم ازنظر شما نوشته فقط تحلیل کتاب است خارج از قضاوت شخصی بنده

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا