تیاتر

برتولت برشت و نقد اجتماعی هنر، “بهتر نیست زیبایی شناسی را نابود کنیم؟”

برشت و نقد اجتماعی هنر

برتولت برشت هنرمند (کارگردان،نمایش نامه نویس) و نظریه پرداز آلمانی است که در نقد اجتماعی هنر، با مطرح کردن ایدئولوژی چپ انتقادی نامش بر سر زبان ها افتاد و یکی از اساسی ترین سبک های تئاتری را بر اساس همین ایدئولوژی به وجود آورد.

برتولت برشت هنرمند (کارگردان،نمایش نامه نویس) و نظریه پرداز آلمانی است که در نقد اجتماعی هنر، با مطرح کردن ایدئولوژی چپ انتقادی نامش بر سر زبان ها افتاد و یکی از اساسی ترین سبک های تئاتری را بر اساس همین ایدئولوژی به وجود آورد، تئاتر حماسی.

برتولت برشت در کارش، تمرکز را روی مخاطب و مسئله ی تاثیر قرار می دهد و نظریه ی نمایش حماسی را که مطرح می کند که در واقع نقدی است بر نمایش دراماتیک و پذیرش منفعلانه. در این تئوری، برشت تاکیدش را روی آگاهی مخاطب می گذارد و عنوان می کند، نمایش نه به قصد سرگرم شدن و گذشتن وقت و مستحیل شدن در درام، بلکه باید آگاهی مخاطب را بالا ببرد. برشت معتقد است هنر یا می تواند ایدئولوژیک باشد، یا سرگرم کننده.
از دل این آگاهی که برشت در نمایش که مطرح می کند، ایدئولوژی چپ انتقادی مطرح می شود.

ایدئولوژی چپ انتقادی:

در این تئوری، برتولت برشت دو آگاهی را مطرح می کند:

۱-آگاهی کاذب:
ساختی از آگاهی است که انسان های ستم دیده توانایی درک سلطه ی طبقاتی را ندارند. طبقات متوسط و پایین چیزی از موقعیت شان نمی دانند و در همین حالت، از موقعیت و طبقه شان رضایت دارند.
در این بین؛ فشار جهان سرمایه داری، از خود بیگانگی را بوجود می آورد و این امر و نداشتن آگاهی از موقعیت، شی وارگی را به وجود می آورد و به تبع آن افراد تبدیل می شوند به یک نوع شی وارگی.

۲-آگاهی راستین:
در آگاهی راستین، آگاهی طبقاتی و خود آگاهی را داریم و طبقه ی متوسط و پایین از موقعیت اجتماعی و جایگاهشان آگاهی کامل دارند.
برشت معتقد است، نمایش باید به درک کامل از موقعیت اجتماعی و جهان پیرامون، کمک کند و این از طریق سیستم فاصله گذاری میسر است.

برشت، گرایش ضد زیبایی دارد و جمله ی معروفش از این گرایش تبعیت دارد.

“بهتر نیست زیبایی شناسی را نابود کنیم؟”

برشت در پی آموزندگی هنر بود.

برشت، هنر برای هنر را رد می کند چرا که این نظریه را توام با حذف بنیادی ارتباط با جهان خارج می داند و به تبع آن، هنر تبدیل می شود به مخدر و مسکن .(در این نظریه به وضوح مخالفتش را با تئاتر استانیسلاوسکی مطرح می کند.) تئاتر حماسی که برشت مطرح می کند، ارائه دهنده واقعیت موجود و تغییر آن است. در این تئاتر که صرفن کارکرد اجتماعی و سیاسی دارد، مخاطب با فاصله و از بیرون به زندگی می نگرد و آگاهی عمومی (بیرونی) نسبت به شرایط و موقعیت ها پیدا می کند.

مجموع دستاورد برشت در این تئاتر:

پیروزی خرد بر احساس، در واقع خردِ معطوف به اجتماع؛
نمایش حماسی، اندیشه ی وابسته به وجود اجتماعی، فعالیت و تحرک فکری است (نمایش به منزله ی گفت و گو درباره ی واقعیت های اجتماعی)
سیستم فاصله گذاری برشت، در واقع فاصله گیری از روایت کلاسیک است.
البته افکار و تئوری های برشت طی سال ها دچار باژگونه خوانی شده و سیستم فاصله گذاری او طور دیگری تعریف شده؛ به جای این که از زندگی فاصله گرفته شود، از اثر فاصله گرفته می شود و این بی شک کارکرد زیباشناسی دارد و ضد ایدئولوژی برشت است.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا