آرت کیوسک

دیوید ممت و نوشته هایش، نوشته هایم سیاسی نیست

ممت و نوشته هایش

بسیاری از کارهای ممت انتقادی اند ولی او همیشه انکار کرده است که یک نمایش نامه نویس سیاسی است و اعتقاد دارد که نمایش نامه هایش دراماتیک اند .
او تئاتر را وسیله ی مناسبی برای بحث و جدل سیاسی نمی داند چون اعتقاد دارد تئاتر در این زمینه آنقدر که باید، موثر نیست .

دیوید ممت متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ در شیکاگو می باشد. از کودکی در رادیو و تئاتر محلی شرکت می کرد. در گودارد کالج، ایالت ورمانت در رشته ی ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. در طول تحصیل آشنایی او با “سانفورد مایزنر” استاد تئاتر، شکل گرفت و پس از فارغ التحصیلی، یک گروه تئاتر را بوجود آورد. ممت ابتدا بازیگر بوده است و بعد کارگردان. بعدها به تدریس روی می آورد و در آخر نویسنده ای تمام عیار می شود. در واقع استارت نوشتن را برای روشن کردن نکاتی که می آموخت، می زند.

دیوید ممت به علت مشکلات مالی نمی توانست حق اجرای نمایشنامه های بزرگ را بپردازد بنابرین نمایش نامه نویسی را شروع می کند. دیوید ممت اولین بار اواسط دهه ی ۷۰ مطرح می شود، دوره ای که میلر و ویلیامز مدت هاست نمایش نامه هایشان را نوشتند و از نسل بعد، ادوارد البی هم جا افتاده است. دیوید ممت و سام شپرد در این دوره کمبود نیروی جوان را در تئاتر آمریکا پر می کنند.

آثار دیوید ممت

در سال ۱۹۹۷، جایزه ی ” اوبی ” را برای نمایش “انحراف در شیکاگو ” می گیرد. نمایش نامه ای که روابط پر تنش میان ۲ زن و ۲ مرد را مطرح می کند که پیش درآمد روابط خصمانه ی فمینیست های آمریکایی با جامعه مرد سالار آمریکا در دهه های ۸۰ و ۹۰ است. در سال ۱۹۸۱ فیلمنامه ی اقتباسی “پستچی همیشه دو بار زنگ می زند” را می نویسد که باب ریفلسن آن را کارگردانی می کند (با بازی جک نیکلسون و جسیکا لنگ) و صحنه های پرتنش و بی پرده ی متن ممت و فیلم ریفلسن بار دیگر جنجال به پا می کند.

در سال ۱۹۸۲ برای دومین بار جایزه ی “اوبی” را برای نمایشنامه ی “ادموند” دریافت می کند. ادموند داستان سقوط مردی جوان در دنیای تبهکاران و جنایتکاران نیویورک است و در واقع ممت اینجا جامعه ای بیمار را نشان می دهد که افراد را مبتلا می کند. در سال ۱۹۸۳ نمایش نامه ی “گلن گری، گلن راس” در “نشنال تیاتر” لندن افتتاح می شود و جایزه ی “جامعه ی تئاتری وست اند” و جایزه ی “الیویر” را می برد. در سال ۱۹۸۴ هم در نیویورک افتتاح می شود و جایزه ی منتقدان بهترین نمایش نامه ی سال و نیز جایزه ی پولیتزر را می برد. گلن گری، یکی از تلخ ترین نمایش نامه های ممت است و نشان دهنده ی دوره ی ریاست جمهوری “رونالد ریگان” افراطی ترین و دست راستی ترین حکومت بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکاست.

در دوره ی ریاست جمهوری ریگان چند اتفاق مهم وجود دارد؛

لغو کمک های دولتی و بیمه، برداشتن موانع سر راه سرمایه داری به شکل وحشیانه که تبعاتش برد و باختی تلخ بود. برندگان، قشر فوقانی و پولدار بودند و بازندگانِ بزرگ، قشر متوسط و فقیر جامعه. در واقع در این دوره برای اولین بار در آمریکا، نسل جدید فقیرتر از نسل قبلی می شوند و هم زن و هم مرد برای گذران زندگی کار می کنند.
در سال ۱۹۸۹ فیلم “ما فرشته نیستیم” نوشته ی ممت به کارگردانی نیل جوردن ساخته می شود. داستان دو زندانی فراری که خود را در لباس کشیش پنهان می کنند تا از شر قانون در امان باشند. در سال ۱۹۹۲ نمایش نامه ی اولئانا را روی صحنه می برد که واکنش های افراطی از سوی فمینیست ها و ضد فمینیست ها بوجود می آورد، طوری که در بین پرده ها درگیری میان افراد شکل می گرفت.
یکی از برترین فیلم های ساخته شده توسط خود ممت “اسپارتان/spartan ” است با بازی وال کیلمر، ( بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر است، زمانی که اقداماتی علیه تروریست ها به عمل می آید و لایحه وطن پرستی مطرح می شود) اسپارتی، ماجرای دزدیده شدن دختر رئیس جمهور توسط خود رئیس جمهور است که می خواهد از شر دخترش خلاص شود و او را به عنوان برده ی جنسی به دبی می فرستد. در طول این پروسه ی ساختگی ماموری را درگیر این ماجرا می کنند ولی مامور اعزامی تمامی نقشه ها را می فهمد و جان دختر رییس جمهور را نجات می دهد و من بعد مجبور است باقی عمر خود را پنهانی و بدون هویت بگذراند. در فیلم اسپارتان یا اسپارتی، ریاست جمهوری منجی نیست بلکه جانی است و کاخ سفید مرکز فساد معرفی می شود.

دیوید ممت و نوشته هایش ؛

بسیاری از کارهای ممت انتقادی اند ولی او همیشه انکار کرده است که یک نمایش نامه نویس سیاسی است و اعتقاد دارد که نمایش نامه هایش دراماتیک اند. او تئاتر را وسیله ی مناسبی برای بحث و جدل سیاسی نمی داند چون اعتقاد دارد تئاتر در این زمینه آنقدر که باید، موثر نیست.
در بوفالوی آمریکایی بر اثر فشار فقر، شخصیت ها نقشه ی دزدی می کشند ولی به جایی نمی رسند و به جان هم می افتند.
فروشندگان املاک در گلن گری افرادی درمانده اند و نقشی را بر عهده دارند که از پس آن سخت بر می آیند و همه بر اثر فشار مادی دست به کارهایی می زنند و تلاش هایشان نیز نتیجه نمی دهد.
در اولئانا، شخصیت ها انگار حرف هم را نمی فهمند و ارتباط واحدی را تشکیل نمی دهند و این عدم ارتباط کار را به جاهای باریک می رساند.
بیشتر آثار ممت، طرح برجسته ای ندارند و بیشترین تاکید ممت روی شخصیت ها و گفت و گوهاست. شخصیت ها مدام در حال حرف زدن و تکرار کردن حرف هایشان اند و کلمات رکیک هم به زبان می آورند.
گفت و گو در آثار ممت با گفت و گوهای دراماتیکی که بارها مطرح شده است متفاوت است (فشرده گی، عاطفی، تاثیرگذار و …) و منتقدان عنوان خاصی برای گفت و گوهای ممت در نظر گرفته اند: mamet speak.

دیوید ممتاز برترین و پر آوازه ترین نویسندگان ِ نسل سوم نمایش و ادبیات نمایشی در آمریکاست که همه ی آثارش چه در تئاتر و چه در سینما، همیشه جزو جنجالی ترین و اثر گذارترین ها بوده است.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا