روانشناسی و موفقیت

با هوش عاطفی تان افراد پررو و قلدر را مدیریت کنید!

به کارگیری هوش عاطفی برای مدیریت افراد و محیط های سمی

بی و برگرد همه ما در موقعیت های شخصی یا کاری قرار گرفته ایم که شخصی قصد ارعاب، زورگویی و قلدری دارد. طوری رفتار می کند تا همه از او بترسند و آرامش ما را می دزد. با هوش عاطفی این وضعیت و چنین افرادی را مدیریت کنیم.

بیشتر ما رفتار یک فرد قلدر و زورگو را حداقل یک بار هم شده در زندگی مان تجربه کرده ایم. شخصی که از دیگران سوءاستفاده می کند، تحقیرشان می کند، ایجاد ترس و وحشت و ارعاب می کند، استرس به وجود می آورد، آرامش روانی را از دیگر افراد می گیرد. سوء استفاده های او محدود به کلام نمی شود، حتی رفتارش و دخالت او در کارها و اظهار نظر های مداخله گرانه ، پشت هم اندازی یا فشار بیش از حد برای انجام کاری نوعی سوء استفاده اخلاقی است که متاسفانه بعضی در آن خیلی هم حرفه ای شده اند. وقتی چنین فردی قدرتی هم از نظر مالی، کاری مثل یک رئیس یا مدیر داشته باشد وضعیت بدتر هم می شود. امروزه روان شناسی با مطرح کردن هوش عاطفی که به نام های هوش احساسی و هوش هیجانی هم نامیده می شود، به کمک ما آمده است. با نت نوشت همراه باشید تا بتوانید افراد زورگو، پررو و قلدر را در محیط کار و زندگی با هوش عاطفی مدیریت کنید.

مشخصه یک آدم قلدر و زورگو

وقتی وارد محیط کار یا دفترتان می شود، یا وقتی زنگ تلفن ثابت یا همراه تان به صدا در می آید و می دانید او است، ناخودآگاه ضربان قلب تان افزایش پیدا می کند، و حتما به خودتان می گویید این بار قرار است چه بشنوم. حتی سلام هم نمی کند، شروع می کند به داد و بیداد کردن در مورد کاری که خواسته و قبل از اتمام موعد می خواهد آن را سریع تر انجام بدهید. یا این که کار قبلی که طبق درخواست خودش کلی زحمت کشیده و دارید به سرانجام می رسانید، کنسل می کند و کار دیگری به شما واگذار می کند.

صبح به اداره می آیید و می بینید کاری را که به عنوان فوریت دیروز به شما داده و شما تمام وقت خود را صرف آن کرده اید، شبانه به کس دیگری گفته است انجام دهد.

حتی در یک درخواست کوچک تحقیرتان می کند،‌ مدام به شما می گوید شخصیت شما مشکل دارد. حتی اگر کارتان را تمام و کمال انجام دهید با کلمات خرد کننده تحقیر آمیز اجازه نمی دهد لحظه ای در محیط کار احساس آرامش کنید.

خلاصه کلام شما نه تنها از کارتان لذت نمی برید، بلکه احساس آرامشی ندارید و همیشه دچار اضطراب و استرس خواهید بود.

هوش عاطفی به کمک می آید

هوش عاطفی از ۴ رکن اساسی تشکیل شده که ابزار خوبی به ما می دهد تا بتوانیم رفتار این نوع انسان های زورگو، پررو و قلدر را کنترل و مدیریت کنیم.

رکن اول هوش عاطفی : آگاهی از خود

دقیقا ببینید وقتی تحقیر می شوید یا  ترس و وحشت در شما ایجاد می شود، چه احساسی پیدا می کنید؟ عصابی می شوید یا می ترسید؟ ضربان قلب تان چه تغییر ی می کند؟ بینایی تان چطور؟ تار می شود؟ خوب نمی بینید؟ احساس نفس تنگی می کنید؟ سرتان گیج می رود و احساس می کنید دنیا روی آن خراب شده است؟ احساس شکستگی می کنید؟ احساس می کنید شخصیت تان خرد شده است؟

شما دچار دزدیدن یا ربودن آمیگدال amygdala hijack شده اید. درست مثل کسی که هواپیمایی می کند. فرد مسموم هم آرامش ذهن شما را می دزد و احساساتتان را جریحه دار می کند. آمیگدال یا بادامه بخشی از مغز است که واکنش های احساسی ما را کنترل می کند. در چنین مواقعی ناچار است آرامش را نادیده بگیرد تا بتواند وضعیتی را که در آن گیر افتاده اید به نحوی اداره کند. وقتی آمیگدال تحریک شود واکنش های مختلفی مثل غش کردن، شوکه شدن، فرار از محیط یا احساس جنگ و دعوا به شما دست می دهد. کارهایی که بعد از تمام شدن موقعیت باعث سرخوردگی و حتی احساس پشیمانی شما می شود. ولی این ها پاسخ های بسیار طبیعی آمیگدال برای حفاظت از مغز و شما است. حالا باید یاد بگیریم چگونه این موقعیت را مدیریت کنیم.

رکن دوم هوش عاطفی : مدیریت خود

بدون هوش عاطفی ، آمیگدال با پاسخ هایی مثل فرار، غش و ضعف، شوکه شدن و یا جنگ و دعوا کنترل اوضاع را در دست می گیرد. درست در همین لحظه شما باید با هوش عاطفی وارد معرکه شوید و کنترل را به دست بگیرید. روش هایی مثل مدیتیشن و آرامش دادن به خودتان اولین قدم است.

سعی کنید بلافاصله حتی اگر شده چند قدم از محیط دور شوید و نفس های عمیق بکشید. حداقل ۱۰ نفس عمیق. ۴ ثانیه دم و ۴ ثانیه بازدم. توصیه می کنیم حتی وقتی خانه هستید این روش تنفس را تمرین کنید. جان گوتمن John Gottman روانشناس ایده جالبی دارد. او از همسرانی که با هم زیاد بحث و جدل می کنند می خواهد تا قبل ازا دامه دعوا حداقل ۲۰ دقیقه به خودشان زمان استراحت بدهند.

این زمان استراحت باعث می شود تا فشاری که در آن محیط غیرقابل تحمل است کاهش یابد. در محیط های کاری که تهدیدات و سوء استفاده و ترس و ارعاب بیشتر است ممکن است شما به چند ساعت تا چند روز یا چند هفته به استراحت نیاز داشته باشید. متاسفانه گاهی این نوع رفتارها آن قدر زننده است که  کارمند نیاز به یک سال فرصت دارد تا دوباره به حالت عادی بازگردد.

ولی باید یاد بگیرید زمانی را که به شما حس آرامش می دهد پیدا کنید.

رکن سوم هوش عاطفی : آگاهی اجتماعی

هسته اصلی آگاهی اجتماعی احساس همدردی و یکدلی empathy است. این که بتوانید درک کنید دیگران چه فکر می کنند، چه احساسی دارند و حتی بتوانید در قالب کلمات احساس و تفکر آن ها را بیان کنید.

آیا شما تنها کسی هستید که مدیرتان به او زور می گوید؟ یا همکاران دیگران نیز همین احساس را دارند؟ آیا در محیط کارتان کسی هست که در برابر رفتارهای آزاردهنده مدیر کمتر اذیت شود؟ در این صورت به رفتار او توجه کنید و ببینید چه می کند تا آرامش خود را حفظ کند؟

متاسفانه رفتار قلدرمآبانه اگر در محیط کار همیشگی باشد عادی می شود و افراد با وجود آن که از آن رنج می برند هیچ واکنشی برای تغییر آن انجام نمی دهند. در این صورت بهتر است با یکی دو نفر از همکارانتان صحبت کنید تا بتوانید راهی برای مبارزه با رفتار سواستفاده گرانه و زورگوی مدیر پیدا کنید. در غیر این صورت مطمئن باشید بعد از مدتی همه دچار بیماری ها ذهنی و روحی و روان تنی خواهید شد.

کار شما تجزیه و تحلیل شخصیت رئیس تان نیست، وظیفه تان هم تغییر شخصیت او و کمک به او برای شخصیت بهتر نیست. ولی هوش عاطفی و کاربرد آن ابزاری است که به شما کمک می کند تا بتوانید در محیط کارتان کمتر اذیت شوید و تعامل درستی با رئیس و همکارانتان داشته باشید.

رکن چهارم هوش عاطفی : مدیریت ارتباط

زیست شناسی اعصاب فردی interpersonal neurobiology رشته ای جدید از عصب شناسی که توسط دان سیگل Dr. Dan Siegel بنیان گذاری شده است. این رشته به ما کمک می کند تا درک بهتری از «مغز اجتماعی» social brain داشته باشیم.

مغز ما به طور ناخودآگاه با مغز دیگر افراد دور و برمان ارتباط برقرار می کند که اتوماتیک است و تحت اختیار ما نیست. نورون های آینه ای  Mirror Neurons این مکانیزم را برای این ارتباط به عهده دارند. رفتار افرادی که با ما در ارتباط هستند باعث تحریک نورون های آینه ای شده و بر رفتار و حتی حالات چهره ما تاثیر می گذارد. در یک محیط مسموم فرد قلدر «فرستنده» پیام های مخرب احساسی است. و ما «گیرنده» آن.

Sigan Barsade محققی از دانشگاه وارتون پنسیلوانیا پیشنهاد می کند وقتی در معرض رفتار یک فرد سمی قرار می گیرید سعی کنید به طور مستقیم به در چشمان او نگاه نکنید. با این کار هم تاثیر او را کم کرده اید و هم انرژی دریافتی از او را که به طرف شما ارسال می شود منحرف می کنید. برای چند لحظه ای محیط را ترک کنید و نفس های عمیق بکشید. با این کار اکسیژن بیشتری به مغز می رسد، احساس آرامش می کنید و کنترل آمیگدال را در دست می گیرید.

منبع:

danielgoleman.info

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا