روانشناسی و موفقیت

اگر انتقاد پذیر نیستید هرگز مدیر نشوید!

اگر انتقاد پذیر نیستید، مدیریت نکنید

اگر انتقاد پذیر نیستید هرگز مدیر نشوید! ده سال پیش در یک سخنرانی بودم که سخنران گفت انتقاد پذیر بودن و داشتن سعه­ صدر، دروازه­ قدرت واقعی است.

ده سال پیش در یک سخنرانی بودم که سخنران گفت انتقاد پذیر بودن و داشتن سعه­ صدر، دروازه­ قدرت واقعی است. چند سال بعد با بنیانگذار Lululemon، چیپ ویلسون، مصاحبه کردم. وقتی از او پرسیدم که اگر راز موفقیت شما یک چیز خاص باشد، آن چیست؟ در پاسخ گفت: توانایی گفتن جمله­ “آیا می­ توانید به من کمک کنید”؟ راز موفقیت من بود، سپس در سال ۲۰۱۰ با محقق برن براون در کنفرانس TED که درباره­ قدرت انتقاد پذیر بودن صحبت می ­کرد. همه چیز برایم شروع شد.

روز بعد من یک بررسی سالانه را با یک تیم مدیریتی رهبری کردم. از آن­جایی که این جلسه، یک جلسه­ تدارکاتی بود، من موضوع تمرین کردن درباره­ انتقاد پذیر بودن را معرفی کردم. این تمرین وقتی که تعدادی خانم در اتاق باشند، بهتر جواب می ­دهد، از آن­ جایی که بسیاری از مردها از زمان تولد به انتقاد پذیری به عنوان یک ضعف نگاه می ­کنند و ضعف نیز غیر قابل قبول است. با این حال در این مورد خاص، هیچ زنی در جلسه وجود نداشت.

یکی از اعضای تیم که من او را جک صدا می­ کردم، اظهار داشت که من برای یک جلسه­ دو روزه درباره کسب و کار آمده­ ام و علاقه ­ای به درمان با روانشناسی گروهی ندارم، آن­ جا بود که من فهمیدم نظراتی مانند نظر جک در طرح این موضوع بسیار رایج هستند.

در طی این تمرین یکی از اعضای تیم وقتی درباره­ مشکلاتی که در یادگیری خواندن و نوشتن داشته است حرف زد، شروع به گریه کردن کرد و سپس یکی دیگر از اعضای تیم از این که او یک همجنس گرا بوده است، حرف زد.

این کار باعث شد که جک شکایت خود را بیشتر کند و بگوید: ببینید این کار سازنده نیست و فقط همه ناراحت می ­شوند.

من با دو سوال به جک پاسخ دادم و گفتم جک کدام تیم قوی ­تر است؟ تیمی که نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می ­داند یا تیمی که نمی ­داند؟ جک بدون تردید پاسخ داد تیمی که از نقاط ضعف و قوت یک دیگر با خبر است.

سپس پرسیدم چگونه می­ توانیم نقاط ضعف همدیگر را بشناسیم، اگر هیچ­ کس نخواهد یا نتواند آسیب پذیری را تحمل کند و انتقاد پذیر نباشد؟ جک برای چند ثانیه چیزی نگفت، در نهایت شروع کرد به حرف زدن و فهمیده بود که کار درستی انجام می­ دهیم، ولی هیچ کدام از اعضای تیم طرز فکر او را دنبال نمی ­کردند.

اگر شما یک مدیر هستید و یکی از اعضای تیم­تان در حال تلاش و کوشش بو،د دو کار برای انجام دارید: شما می ­توانید کارهایی که او اشتباه انجام می دهد را بگویید و راه درست انجام دادن آن را نشان دهید، یا شما می ­توانید سعه­ صدر از خود نشان دهید و می ­توانید به اعضای تیم­ تان بگویید که من نیز در شروع احساس ناامیدی می ­کردم، همچنین می ­توانید جزئیات آزمایش ­ها و کوشش­ های خود، لحظات شرمندگی و محنت و سختی و شکست های خود را توضیح دهید، در ضمن این­که شما به فرد کمک می ­کنید تا اشتباهات خود را تصحیح کند، در عین حال او بیشتر به شما اعتماد می ­کند و بهتر سخنان و مشاوره ­های شما را می ­پذیرد و از آن ­ها استفاده می ­کند.

توانایی پیاده کردن این رویکرد به خودآگاهی و علاقه­ واقعی به درک افراد برای هرچه بهتر کردن اعضای تیم نیاز دارد.

در انتهای تمرین وقتی از گروه خواستم که فردی را برای کمک کردن انتخاب کنند، همه با فردی که از اتفاقات زندگی ­اش گفته بود موافقت کردند چون او فردی شفاف به نظر می ­رسید و در نتیجه اعتماد به آن شخص نیز راحت­­ تر بود.

در کسب و کار و در زندگی ما به افرادی که با خودشان روراست هستند و شجاعت و جرئت گفتن چالش­ ها و شکست­ هایشان را دارند، اعتماد می ­کنیم چون بهتر با آن­ ها ارتباط برقرار می­ کنیم، به ما این راحتی را می­ دهند که آن­ها در یک شیوه­ سودمند و بدون قضاوت با ما روراست هستند، چرا که آن ها هم به دنبال حقیقت هستند که ممکن است این حقیقت مغایر با آن چیزی باشد که از آن به عنوان درست و صحیح یاد می ­کنند.

این جلسه نشان داد که بروز دادن این رفتار، خود باعث می ­شود فضای راحت ­تر و ایمن ­تری ایجاد شود که بقیه نیز توانایی گفتن حرف­ هایشان را داشته باشند. اگر فردی در ابتدا این کار را انجام نمی ­داد، چنین فضای قابل اعتمادی نیز به وجود نمی ­­آمد.

همان ­طور که برن راون می ­گوید: لذت بردن و خوش­حالی و ارتباط و اعتماد از طریق بروز دادن و سعه­ صدر نشان دادن  و انتقاد پذیر بودن است، یک مدیر استثنایی می داند که این رفتارها نقش مهمی در کارآمدی اعضای گروه دارد.

 

 

نویسنده: عبدالرئوف صابری

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا