آرت کیوسک

فردریش شیلر ، نویسنده ی ایده آلیست و آزادی خواه

یوحنا کریستف فردریش شیلر

یوحان(یوحنا)کریستف فریدریش شیلر در سال ۱۷۵۹ میلادی (یعنی ده سال بعد از تولد بزرگترین سخنور دانشمند آلمانی گوته) در قصبه ی مارباخ ورتمبرگ آلمان به دنیا آمد و در سال ۱۸۰۵ در چهل و پنج سالگی درگذشت. در ادامه با مختصری از زندگی و آثار فردریش شیلر با نت نوشت همراه باشید.

یوحان(یوحنا)کریستف فریدریش شیلر در سال ۱۷۵۹ میلادی (یعنی ده سال بعد از تولد بزرگترین سخنور دانشمند آلمانی گوته) در قصبه ی مارباخ ورتمبرگ آلمان به دنیا آمد و در سال ۱۸۰۵ در چهل و پنج سالگی درگذشت. در ادامه با مختصری از زندگی و آثار فردریش شیلر با نت نوشت همراه باشید.

زندگی فردریش شیلر

پدرش یوحان گاسپار، مردی کارگزار و هوشیار بود و از شغل سلمانی گری به سربازی و از آن به مقام نویسندگی رسید و تالیفاتی در اقتصاد و درختکاری بوجود آورد و رساله ای به منظور دعا و نماز خانوادگی نوشت. مادرش الیزابت دوروتئا زنی ساده و مهربان و خانه دار و بسیار نازک دل و خداشناس و مورد علاقه و پیوستگی خاص شوهر و فرزند بود.(رضازاده شفق، ۱۳۴۱:۱) فردریش شیلر خیلی ضعیف و لاغر متولد شد و در دوره ی زندگانی هم هیچگاه روی صحت ندید.( فلسفی ۱۳۴۱:۱۸۸) نخستین تحصیلات را فردریش شیلر در روستای لودویگزبورگ در دبستان لاتینی آغاز کرد، سپس در یک آموزشگاه دینی به آموزش پرداخت و در تأثیر آنجا فاجعه نامه ای به نام یسوعیان بسلک تحریر کشید که در آن موقع هنوز چهارده سال خود را به پایان نبرده بود.

بیشتر بخوانید: مروری بر نمایشنامه های راهزنان و ویلهلم تل اثر شیللر ، تلاقی نورهای خیره ی پلیدی و پاکدلی که در شبی تاریک چشم را می زند

بعد از آن به آموزشگاه نظامی ورتمبرگ داخل شد که در آنجا علاوه بر تعلیمات نظامی، علوم کشوری هم می آموختند و فردریش شیلر در این مدرسه به فراگرفتن علم حقوق همت گماشت و در ادامه تحصیل حقوق را به پزشکی تبدیل نمود و هشت سال در آنجا ماند و به سمت جراح نظامی خدمت می کرد. در خلال این مدت شیلر که قریحه ی خداداد شعر و فلسفه داشت به مطالعه ی آثار و افکار برخی از نامداران عالم ادب مانند روسو و اوسیان و گوته پرداخت. (رضازاده شفق، ۱۳۴۱:۲)

فردریش شیلر در آن مدرسه بدون اینکه از دنیا و حقیقت اطلاع کاملی داشته باشد، فقط بر اثر تصورات شاعرانه ی خویش و در نتیجه ی خواندن آثار روسو، با نوع بشر و تمدن او دشمن غریبی پیدا کرد. چنانکه این خصومت و بدبینی در کلیه ی آثار ایام جوانی شیلر اعم از راهزنان، خدعه و عشق و… به خوبی ظاهر است.( فلسفی ۱۳۴۱:۱۸۸)

فردریش شیلر و ملاقات با گوته

فردریش شیلر در اشتوتگارت برای نخستین بار با گوته ملاقات کرد و تحت تأثیر شخصیت قدرتمند او قرار گرفت و از همان اوان جوانی به مرحله ی اول مکتب طوفان و تلاش که آن را دوره ی عصیان بر ضد سبک کهنه می توان نامید، قدم نهاد و اولین نمایشنامه ی خود راهزنان را نوشت. یک سال بعد درام فیسکو را نوشت و یکی از سوانح زندگانی فردریش شیلر در همین زمان اتفاق می افتد. آشنائی با بانوئی به نام شالوته فن کالب که این آشنائی منجر به معاشقه شد و شاعر در شور حال دلدادگی شعری ساخت و در آزادی عشق ورزی بحث نمود اما چندی نگذشت که فطرت بلند پایه ی او تقوی را بر شهوت رجحان داد.

بیشتر بخوانید: مکتب رمانتیسم , بررسی مؤلفه ها , بیماری رنه : بیماری قرن

بعدها دون کارلوس را نوشت که باز صحبت از مبارزه در راه حق و آزادی و جدال بین عشق و وظیفه در یک محیط بیمار و فاسد است. نیز جریان وقایع نمودار می سازد که بهترین شخص با بهترین نقشه ممکن است در نتیجه ی شهوات نفسانی و خودپرستی شکست خورد و نابود شود. بعد از آن به اصرار گوته کلاس های درسی را دائر می کند با وجودیکه به کم اطلاعی خود در زمینه ی تدریس اذعان داشت و در خلال این احوال شارلوته لنگفلد را محرمانه نامزد می کند و با نیروئی که از زندگی زناشوئی می گیرد به کار تألیف می پردازد و تاریخ جنگ سی ساله را می نویسد و در این هنگام بیمار می شود و با مسافرت کوتاهی به وضعیت عادی بر می گردد. در همین دوره است که شروع به مطالعه ی عقاید فلسفی کانت می کند و مهمترین رسالات فلسفی خود را مانند «رساله ی دلبری و متانت»، «شعر ساده و احساساتی» و «نامه ها درباره ی پرورش طبیعی بشر» را به سبک تحریر در می آورد.(رضازاده شفق، ۲-۱۰ :۱۳۴۱) ورود در محیط تاریخ و فلسفه افکار و عقاید فردریش شیلر را بکلی تغییر داد.

وی دیگر دشمن جماعات نبود و از تمدن کینه ای در دل نداشت.(فلسفی ۱۳۴۱:۱۸۸) شاید مهم ترین واقعه ی این دوره از زندگی فردریش شیلر که تا ۱۸۰۵ یعنی پایان زندگی او ادامه داشت، دوستی و همکاری بین او و گوته باشد.گوته که در کار تکمیل و طبع یکی از نامیت رین رمانهای خود یعنی «ویلهلم مایستر» است از شیلر می خواهد آن را قبل از چاپ بخواند تصحیحی که لازم است به عمل آورد و شیلر آن را خیلی می پسندد و به ستایش آن می پردازد. در عین حال فردریش شیلر سالنامه ای ادبی برای سال ۱۷۹۵ تنظیم می کند که در آن قسمتی از اشعار خود و گوته را منتشر می کند. بعداً هم آن را هر دو شاعر تحت عنوان یونانی کسه نین xenien انتشار دادند که تقریباً معنی ارمغان را داشت و از عقاید ادبی ناشرین دفاع می کرد.

بیشتر بخوانید: نیم نگاهی به تاثیر مکتب فرمالیسم روسی در بررسی ادبیات با نگرشی زبان شناسانه

فردریش شیلر و ترجمه

مرگ خواهر، پدر و مادر بر شاعر تأثیر عمیقی می گذارد. بعد از آن فردریش شیلر نیز مانند گوته به ترجمه ی آثار دیگر نویسندگان می پردازد و مکبث شکسپیر را ترجمه می کند و در سال ۱۸۰۰ دوشیزه ی اورلئان را می نویسد و شور و هیجان و فداکاری و کامیابی و پایان غم انگیز دوشیزه ی قهرمان فرانسوی یعنی ژاندارک را بیان و عیان ساخت. در ۱۸۰۳ درام ویلهلم تل را می نویسد و روح میهن پرستی و ملت دوستی را در آن می پروراند. فردریش شیلر  با توانائی معنوی که داشت به صعوبات زندگانی فائق می آمد و بنفس خود مالک و افکار و روانش بر پاکدلی و صمیمیت استوار بود. گوته درباره ی وی گفته است :

در کلیه ی آثار فردریش شیلر فکر آزادی جلوه می کند و این فکر با تحول احوال شیلر تحول یافت. در اوان جوانی آزادی از نظر او آزادی شخصی بود ولی در سنوات رشد او آزادی عبارت بود از کمال مطلوب و آزادی روحانی.

فردریش شیلر مردی حق پرست و بلندمایه و ایده آلیست بود که جهان را یک امر معنوی می پنداشت و در هر رشته پی کمال می گشت. لذایذ کوتاه مادی او را سیراب نمی کرد و نظرش متوجه ماوراء آفاق محسوس بود. (رضازاده شفق، ۱۳۴۱:۱۱)

عقاید فلسفی فردریش شیلر / شعر ساده و احساساتی :

معاصرین فردریش شیلر از جمله نامداران شعر و فلسفه بودند و او با افکار آنها آشنائی حاصل نمود و با بعضی نظیر کانت و گوته و فیخته و هردر معاشرت یا مخابره داشت و با عقاید سایر فلاسفه و نویسندگان مانند روسو و لایب نیتز و شکسپیر و شافتسبری انس داشت. فلسفه ی کانت بنیان فکر او و فرهنگ شاعرانه ی گوته روش هنری او را تشکیل می داد. گوته و کانت هر دو از پی تألیفات خود به دنبال دو عالم محسوس و معقول می گشتند؛ کانت از راه انتقاد فلسفی و گوته از راه توحید هنری. یکی از تعلیمات اساسی فردریش شیلر که در آن در بادی امر از کانت الهام گرفت همانا پرورش بدیعی است. که در شعر هنرمندان وی مشهود است. همچنان که می گوید :

افسون مقدس شعر و هنر است که بهترین نقش جهان را به وجود می آورد و ما را آهسته به اقیانوس وحدت و هماهنگی بزرگ رهبری می کند.

فردریش شیلر نیز مانند شفتسبری خوبی و درستی و زیبائی را در حقیقت از یک مبدأ می دانست. تقوی و جمال یا اخلاق و زیبائی توأم و با همند و پرورش بدیعی که پاکی را با زیبائی و شهوات جسمانی را با لطایف روحانی هماهنگ می کند و مرد کاملی بوجود می آورد. این معنی را شیلر با بهترین وجه در مقاله ی خود بنام «دلبری و عفت» می پروراند. زیبائی و دلبری تأثیری بدیعی در روح آدمیزاد دارد به شرطی که با متانت و عفت و ارجمندی توأم باشد. تقویت ذوق و زیبائی و ظرافت و نیرومند ساختن حس فهم و تقدیر هنر می تواند ما به چنین سازش بین محسوس و فوق محسوس برساند ودر چنین مقامی است که دارای روان زیبا می گردیم. از نظر فردریش شیلر هنر نه تنها واسطه ی تذهیب نفس بلکه خود مظهر کمال هم هست. این دو معنای هنر را شاعر در مقاله ی خود موسوم به «پرورش بدیعی انسان» به بهترین وجه بیان نمود. فردریش شیلر، هدف تعالیم اخلاقی کانت را که آزادی از قیود مادی بود، به هنر و زیبائی متصل کرد. در حقیقت آزادی در عالم ظاهر در هنر و زیبائی جلوه می کند. زیبائی به نظر شیلر که پیرو کانت است، همان رمز نیکخویی است. وقتی خلقیات در نهاد آدمی سرشته شد یعنی اخلاق و وظیفه جزو طبیعت او گشت عمل او زیبا خواهد شد. به عقیده ی فردریش شیلر در زندگی ما سه محرک بزرگ وجود دارد :

یکی محرک مادی (Soft Terieb) که امیال نفسانی ما از آن است، دیگر محرک صوری(Form Trieb) که اسلوب محض و صور نوعیه را می نمایاند، ولی عامل سوم یعنی عامل هنر و زیبائی (Spiel Trieb) لازمست که ماده و صورت و جسم و روح را به هم پیوند دهد که شخص در عالم زیبائی هم از لذائذ جسمانی برخوردار گردد و هم از مزایای روحانی تا کامل شود.

شیلر دارای نظر پهناور تألیف و توحید بود و جهان را به دیده ی وحدت می نگریست و طبایع آدمی را در یک تناسب معقول هماهنگ می دانست و انسان کامل را کسی می دانست که جسم و روح و عقل و اراده در او یکسان و هم ساز به کار رود. او می کوشید نه تنها در عالم فلسفه و نظر، کثرت را به وحدت و منافات را به موافات رساند بلکه در زندگی خودش نیز آن را تطبیق کند.(همان،  ۱۵-۱۲) فردریش شیلر در مقاله ی معروفش «در باب شعر ساده و احساساتی» بین شعر ساده ی نخستین و شعر احساساتی بعدی تفاوتی بزرگ قائل می شود. احساساتی معنای نامعمول و جدیدی می یابد و تقریباً با اندیشمندانه یا خودآگاه معادل می شود. شعر هومر و یونانیان مخصوصاً سرمشق ادبیات ساده قرار می گیرد و ادبیات احساساتی بالقوه به سرتاسر ادبیات دوران مسیحی اطلاق می شود، ولی به نظر می رسد که با رمانتیسم( و بویژه رمانتیسم آلمانی ) ارتباط نزدیک تری داشته باشد. تفاوتی که فردریش شیلر می بیند میان پیوستن و گسستن است.

شاعران ساده با طبیعت یکی هستند اما شاعران احساساتی ستایشگر طبیعتند، دقیقاً به این خاطر که آن را چیزی جدا و از دست رفته می دانند. شاعر ساده اشیا را در توصیفی ملموس، به طور عینی و غیر شخصی ارائه می دهد؛ شاعر احساساتی اشیاء را همیشه از درون خویش، یعنی ذهنی و خودآگاهانه عرضه می دارد. شاعر احساساتی بر تأثیری که اشیاء بر او می گذارند تعمق می کند و احساسی که خود تجربه کرده است و سپس در ما بر می انگیزد تنها در بستر این تعمق ریشه دارد. گسستگی های دیگر عبارت است از بریدگی شاعر از جامعه و تفرق بین توانائی های احساسی و عقلی او. در وجود شاعر احساساتی، ذهن و روح غالب است و شاعر آرمان گراست؛ آرمانی که دست نیافتنی است. پس در جائی که شعر ساده در چارچوب دنیای واقعی خود آرام و راضی و هماهنگ سیر می کند، شعر احساساتی وجودی است آکنده از نیروهای نامتعادل و تمنائی در طلب بی نهایت. شیلر امیدوار بود میان نیروهای انگیزشی شعر ساده و احساساتی وحدتی برقرار شود و اشله گل و شلینگ آفرینش اسطوره ای اصیل را طالب بودند. و در نهایت ناقدان رمانتیک توانستند حال و هوای راستین شعر رمانتیک را که جذابیتی غریب یافته بود در تمنائی بی سرانجام بنمایانند .(هارلند، ۱۱۴-۱۱۵: ۱۳۹۳)

منابع:
هارلند، ریچارد. (۱۳۹۳). درآمدی بر نظریه ی ادبی از افلاطون تا بارت، ترجمه ی علی معصومی، شاپور جورکش. چاپ چهارم. تهران: چشمه.
رضا زاده شفق. (۱۳۴۱). « شیلر و آثار و افکار او». مجله ی دانشکده ادبیات. ۴:۲-۱۳٫
فلسفی، نصراله. (۱۳۴۱). «شیلر». نشریه ی آینده. ۱۴: ۱۸۸-۱۹۰٫

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندیدبه صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا