آرت کیوسک

کیم کی دوک: مروری بر آثار و زندگی کارگردان، نویسنده و فیلمنامه‌نویس کره‌ای

کیم کی دوک Kim Ki-duk

یکی از مهم ترین کارگردان‌های آسیایی که با فیلم‌های spring summer fall winter and spring , time, dream, bad guy ,the bow و… توانسته است جایگاه خاص خود را پیدا کند کیم کی دوک Kim Ki-duk است. این کارگردان، فیلم ساز و فیلمنامه نویس مشهور که اهل کره جنوبی می‌باشد ویژگی‌های خاصی در آثارش به جا گذاشته است. در ادامه با مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک در نت نوشت همراه باشید.

ویژگی فیلم‌های کیم کی دوک، تصاویر بکر و نقاشی مانند و دیالوگ‌های کم و قصه گویی کمرنگ است. شاید یکی از دلایل خلق تصاویر خوش رنگ و لعاب و به سان تابلوی نقاشی در فیلم هایش این است که این کارگردان خوش ذوق اهل نقاشی است.

 کیم کی دوک Kim Ki-duk

کارگردان، نویسنده و فیلمنامه نویس کره‌ای

کیم کی دوک Kim Ki-duk که به نقاشی علاقمند بود، برای دوره‌ی آموزش نقاشی به مدرسه‌ی هنرهای زیبا در پاریس می‌رود و  پس از بازگشتش از پاریس، مسیر هنریش عوض می‌شود. فی الواقع نگاه ویژه‌ی او و احساساتش به نقاشی در قالبی دیگر نمود پیدا می‌کند، در قالب سینما.

کیم کی دوک پس از بازگشتش به وطن در سال ۱۹۷۳، علاقه‌اش به سینما باعث می‌شود، فیلم نامه ‌نویسی را شروع کند. اولین فیلم نامه ‌ی وی، به نام یک نقاش و یک جانی محکوم به مرگ، مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جایزه‌ی انجمن فیلمنامه ‌نویسان را برایش به ارمغان آورد.

با مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک ، در می‌یابیم که وی به مدت ۳سال متوالی جایزه‌ی فیلم نامه نویسی را دریافت کرد، فی الواقع بعد از اولین جایزه‌ی فیلم نامه نویسی‌اش که در سال ۱۹۹۳ دریافت کرد، در سال ۱۹۹۴ برای Double Exposure و در سال ۱۹۹۵ هم برای Jaywalking، از معتبرترین انجمن فیلم نامه نویسی کره جنوبی، جایزه دریافت کرد.

کیم کی دوک پس از بازگشتش به وطن در سال ۱۹۷۳، علاقه‌اش به سینما باعث می‌شود، فیلم نامه ‌نویسی را شروع کند.

کیم کی دوک پس از بازگشتش به وطن در سال ۱۹۷۳، علاقه‌اش به سینما باعث می‌شود، فیلم نامه ‌نویسی را شروع کند.

Kim Ki-duk اما در سال ۱۹۹۶ استارت کارگردانی را با فیلم کروکودیل، زد. در واقع این فیلم را الهام گرفته از زندگی خودش ساخت. طی مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک ، می‌رسیم به این که وی هر سال، یک فیلم با هزینه‌ی کم می‌ساخت و به گونه‌ای نام خودش را بر سر زبان‌ها می‌انداخت.

فیلم بعدی او اما، wild animals حیوانات وحشی بود که در سال ۱۹۹۶ در پاریس فیلمبرداری شد. کیم کی دوک تا اینجای کار مسیر را درست آمده بود. ۲ سال بعد، سومین فیلمش، مسافرخانه‌ی بردکیج birdcage inn را ساخت ولی هنوز خبری از مطرح شدن جهانی او در فیلم سازی نبود.

فیلم خوش ساخت و معناگرا یا بهتر است بگوییم مفهومی از این کارگردان که در تلویزیون ایران هم بارها پخش شد، و سینمای کیم کی دوک را در جهان با عنوان سینمای شاعرانه و معناگرا مطرح کرد: بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و دوباره بهار بود،

فیلم خوش ساخت و معناگرا یا بهتر است بگوییم مفهومی از این کارگردان که در تلویزیون ایران هم بارها پخش شد، و سینمای کیم کی دوک را در جهان با عنوان سینمای شاعرانه و معناگرا مطرح کرد: بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و دوباره بهار بود،

با مروری بر زندگی و آثار  کیم کی دوک ، می‌رسیم به موفقیت ‌جهانیش که سرانجام با فیلم جزیره the isle  در سال ۲۰۰۰ در جشنواره ونیز شکل گرفت و ظهور یک کارگردان زیبایی شناس آسیایی در بین فیلمسازان روشنفکر اروپایی، صورت گرفت.

در حالی این فیلم، وی را مطرح کرد که منتقدین کره ‌ای شدیدا در برابر این آن موضع گرفتند. کیم کی دوک این روند را در پیش گرفت و یک سال بعد با فیلم آدرس ناشناخته address unknown  و پسر بد bad guy، بار دیگر مطرح شد و فیلم ‌bad guy علاوه بر اینکه در جشنواره‌‌ی برلین و ونیز خوش درخشید، او را در کشور خودش هم مطرح کرد.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی آنا گاوالدا و همذات پنداری زنان با آثار او

مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک

مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک

فیلم خوش ساخت و معناگرا یا بهتر است بگوییم مفهومی از این کارگردان که در تلویزیون ایران هم بارها پخش شد، و سینمای کیم کی دوک را در جهان با عنوان سینمای شاعرانه و معناگرا مطرح کرد: بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و دوباره بهار بود، که مضامین معنوی و عرفانی و اعتقادی را مانند رستگاری، تاوان، بخشش و حتی مسئله تناسخ را دستمایه‌ی فیلمش قرار داد و با خلق داستانی آرام و لذت بخش، با نماهای بلند و نقاشی مانند، اثری زیبا خلق کرد.

با بررسی و مروری بر زندگی و آثار کیم کی دوک ، می‌رسیم‌ به نقطه‌ای که جوایز بین المللی را از آن خود کرد. دوک بالاخره در سال ۲۰۰۴، جایزه‌ی خرس نقره‌ای برلین را برای بهترین کارگردانی برای فیلم ساماریا برد.

فیلم ساماریا داستان دختر نوجوانی است که با پدرش زندگی می‌کند و در پیدا کردن مشتری، برای بهترین دوستش که یک فاحشه است کمک می‌کند. هدف این دو دختر جمع کردن پول برای سفر به اروپا است ولی اوضاع آن طور که می‌خواهند، پیش نمی‌رود.

کیم کی دوک در همین سال، شیر نقره‌ای ونیز را برای فیلم خانه‌ی خالی ۳iron، از آن خود کرد و سینمایش را در جهان تثبیت کرد. از فیلم‌های دیگر این کارگردان که در جشنواره‌های ونیز، برلین، کن و کاستندورف، کارلووی واری و… در رشته‌های مختلف نامزد شدند و یا جوایزی بردند می‌توان به فیلم‌های pieta ،arirang ،breath و… اشاره کرد.

بیشتر بخوانید: مروری بر آثار و زندگی برایان اونسن ؛ ژانر Dark fiction یا فراتر از وحشت

کیم کی دوک یکی از  معدود کارگردانان کره‌ای است که آثارش، در خارج از کشور با استقبال زیادی چه از سوی منتقدین، چه جشنواره‌ها و چه مخاطب عام، مواجه شده است، ولی این محبوبیت را در کشور خودش ندارد.

کیم کی دوک یکی از  معدود کارگردانان کره‌ای است که آثارش، در خارج از کشور با استقبال زیادی چه از سوی منتقدین، چه جشنواره‌ها و چه مخاطب عام، مواجه شده است، ولی این محبوبیت را در کشور خودش ندارد.

کیم کی دوک یکی از  معدود کارگردانان کره‌ای است که آثارش، در خارج از کشور با استقبال زیادی چه از سوی منتقدین، چه جشنواره‌ها و چه مخاطب عام، مواجه شده است، ولی این محبوبیت را در کشور خودش ندارد.

سینمای کیم کی دوک، سینمایی است خلاقانه، شاعرانه، ایده پردازانه و سمبولیستی. اصول قصه پردازی پررنگی در  سینمای کیم کی دوک نمی‌بینیم، ولی به سبب تصاویر اثر گذاری که در سینمایش وجود دارد، خواه ناخواه نوعی ایده پردازی و هنر مفهومی پررنگ برای مخاطب شکل می‌گیرد.

Kim Ki-duk

Kim Ki-duk

شخصیت‌های که کیم کی دوک خلق می‌کند، انسان‌های منزوی، گوشه گیر و تنهایی هستند که گویی در برهه‌های مختلف زندگی، پذیرفته نشده اند و به حاشیه رانده شده اند. کاراکترهای فیلم‌های او، کاراکترهای خوشحالی نیستند و مدام در سیکل‌های متفاوتی قرار می‌گیرند که نهایت، خوشی را برایشان رقم نمی‌زند.

انواع و اقسام خشونت‌ها و صحنه‌های بی پروای جنسی در آثار این کارگردان به چشم می‌خورد، و با این که به نوعی تبعات سنگین این اعمال را در آثارش نشان می‌دهد، ولی کاراکترهایش، از غم رهایی نمی‌یابند.

ویژگی بارز سینمای این کارگردانِ نقاش را می‌توان ارائه تصاویر زیبا و داستان‌های بدون دیالوگ یا کم دیالوگ و سکوت‌های طولانی و پلان‌های بلند دانست. شاید به نوعی این حجم از سکوت، در آثار این هنرمند، اعتراضی باشد به جهانی که دوستش ندارد.

شاید برای بهتر درک کردن و لذت بردن از آثارش، باید به سان یک تابلوی نقاشی، از آن فاصله گرفت و دوباره به آن نزدیک شد و دوباره فاصله گرفت و نگاهی عمیق تر به آن داشت.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا