ادبیات جهان

تحلیل کتاب تماشای رنج دیگران نوشته‌ی سوزان سانتاگ، تماشای بدن های مرده و خانه های ویران

سوزان سانتاگ ۲۰۰۴-۱۹۳۳

تحلیل کتاب تماشای رنج دیگران نوشته‌ی سوزان سانتاگ، تماشای بدن های مرده و خانه های ویران. چرا ما همیشه اخبار آتش سوزی های وحشتناک و قتل های شوک آور را در روزنامه ها دنبال می کنیم؟ و پاسخ می دهد: « به این دلیل که در وجود بشر، عشق به شر و سنگدلی، به اندازه ی عشق به ترحم ، طبیعی است.»

تماشای رنج دیگران عنوان کتابی از سوزان سانتاگ است. او نویسنده، نظریه پرداز ادبی، فعال سیاسی، اجتماعی است. سوزان سانتاگ ملیت آمریکایی دارد. نام کامل او پیش از ازدواج سوزان روزنبلت بود. نام فامیل او پس از ازدواج با افسری ارتشی به سانتاگ تغییر یافت. او یکی از بانفوذترین منتقدان نسل خود بود. سانتاگ در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، ادبی مطالب مختلفی را در نشریات گوناگون به چاپ رسانیده است.
در کنار تمام دغدغه های اجتماعی و انسانی سوزان سانتاگ، او در کتاب “تماشای رنج دیگران” تمام آنچه را که از عکاسی جنگ می خواهیم در اختیار ما قرار می دهد. اطلاعاتی چون نام عکاسان، مشهورترین عکس های جنگی، چگونگی گرفته شدن عکس، و اینکه ازاین عکس چه استفاده هایی شده است. سانتاگ به دنبال پرسش خود در باب عکس و تاثیر آن منابع بسیار زیادی را جستجو و مطالعه کرده است. عکس ها، فیلم ها و کتاب های مختلفی را کاویده است. برخی از مهم ترین عکس هایی که در این کتاب به آن ها ارجاع داده شده در پایان کتاب به صورت ضمیمه وجود دارد.

سانتاگ در کتاب تماشای رنج دیگران به مساله بازنمایی تصویر جنگ و خشونت در جامعه ی معاصر پرداخته است. و تاثیر آن را به خوبی از لحاظ روحی، روانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی مورد موشکافی قرار داده است. اما در تمام این فصل های کتاب یک دغدغه و یک سوال همواره به عنوان موضوع اصلی مد نظر او بوده است. که آیا نمایش این عکس ها موجب ترویج خشونت نمی شود؟ آیا باعث نمی شود که ما به کرختی احساس برسیم؟ او به شدت نگران از بین رفتن عواطف و احساسات انسانی است. و این دغدغه او را در تمام نُه فصل این کتاب لحظه ای رها نمی کند و دائما از خود و ما سوال می پرسد واندیشه ی خوانندگانش را به چالش می کشد. کتاب “تماشای رنج دیگران” در کنار تاریخ نگاری عکاسی جنگی، کتابی در مورد احساسات عمیق انسانی است و معصومیتی که هر روز با هجوم رسانه ها، اخبار و تصاویر بیش از پیش از بین می رود. و راه را بیش از پیش به سوی عاطفه و عمل انسانی و ساختن دنیایی بهتر می بندد.

در جهانی که با تصویر اشباع نه! از آن مالامال شده است، کم کم از ابهت عکس های مهم کم می شود: ما بی رحم می شویم (پوست کلفت می شویم) و در نهایت جای کمی برای تاسف و قلقلک وجدان باقی می ماند.

تماشای رنج دیگران با ارجاع دادن و صحبت کردن از کتاب سه گینی نوشته ی “ویرجینیا وولف” آغاز می شود. ویرجینیا وولف نویسنده ی زن مشهور انگلیسی است. او کتاب سه گینی را در ژوئن سال ۱۹۳۸ در پاسخ به سوال یک وکیل سرشناس در لندن نوشته و به چاپ رسانیده است. آن سوال این بود: به نظر شما چگونه باید مانع وقوع جنگ شویم؟ این شروع کتاب سوزان سانتاگ است. شروعی که به سرعت و بدون هیچ مقدمه ای ما را وارد مضمون اصلی کتاب می کند. البته سانتاگ نیز مانند بسیاری دیگر وقوع جنگ را اجتناب ناپذیر می داند. او در این فصل و هشت فصل دیگر کتاب به جنگ، علل به وجود آمدن آن، تاثیر آن بر زندگی، فرهنگ و هنر می پردازد. مبنای تمام نوشته های او عکس است. و عکس هایی که توسط عکاسان مختلف جنگ از جنگ های مختلف، در نقاط گوناگون دنیا و در طی سالیان مختلف گرفته شده است. این عکس ها بهانه ی او به پرداختن به وجوه مختلف جنگ و تاثیرات آن بر زندگی انسان ها شده است.
قسمت اعظم کتاب و تقریبا می توان گفت تمام کتاب در مورد جنگ و عکاسی از جنگ است. اما در معدود قسمت هایی از کتاب مانند فصل ۴، به بررسی تاثیر عکس و پند آموزی از آن در جهت مواردی چون عدم استعمال دخانیات می پردازد و از خلال این موضوع تاثیرپذیری مخاطب از عکس های تبلیغاتی را مورد بررسی اجمالی قرار می دهد.
سانتاگ با دیدی انتقادی، کلمات و لحنی کوبنده به جنگ و سایر فجایع بشری می تازد. و در کنار آن از دولت ها و افراد مختلفی شدیدا انتقاد می کند. از جمله از عکاسان و عکس ها و نویسندگانی که در خدمت دولت هستند انتقاد می کند.
او با ارائه ی اسناد، شواهد تاریخی اذعان می دارد که بسیاری از عکس های جنگی گرفته شده اند تا تصویر قدیس وار از جنگ و جنگجویان ارائه دهند و چهره ی کریه جنگ را به نفع مقاصد سیاسی دولت ها تغییر دهند.
از نظر تاریخی، در ابتدای امر، عکاسان بیشتر تصاویری خوش بینانه از کسب و کار جنگ خلق می کردند که رضایتی حاکی از شروع و یا ادامه ی جنگ با خود همراه داشت. اگر دولت ها حق انتخاب داشتند عکاسی جنگ هم، مانند بیشتر شعرهای جنگ، وسیله ای برای جذب حمایت از ایثار و بزرگواری رزم آوران تبدیل می شد.

در حقیقت عکاسی جنگ با چنین ماموریتی به عرصه ی وجود پا گذاشت و چه ننگی!

تصویرگری رنج، تاریخی بسیار طولانی دارد. سانتاگ این تاریخ را از تصویرهای مذهبی تا نقاشی های گویا و تا عکس های اخیر عکاسان خبری، اجتماعی مرور می کند. او به دلیل نیاز انسان به ثبت، نمایش و مشاهده ی این تصاویر از گذشته ها تا به امروز با توجه به مشاهدات و یافته های خود و با از کمک مشاهدات و یافته های سقراط، افلاطون، فروید و ژرژ باتای و … پاسخ می دهد.

چرا ما همیشه اخبار آتش سوزی های وحشتناک و قتل های شوک آور را در روزنامه ها دنبال می کنیم؟ و پاسخ می دهد: « به این دلیل که در وجود بشر، عشق به شر و سنگدلی، به اندازه ی عشق به ترحم ، طبیعی است.»

در نهایت در تمام این فصول کتاب به دنبال پاسخ این پرسش است که اساسا چرا باید این عکس ها گرفته شود؟ چرا باید نمایش داده شود؟ و نمایش این عکس ها چه سودی دارد؟ او نگران چگونگی واکنش انسان ها به موج روز افزون اخبار فجایع انسانی و بخصوص جنگی است، او از دلسوزی و ترحم بیزار است و معتقد است که ترحم احساسی است که باید به کنش تبدیل شود والا می خشکد:

“ترحم احساسی سست است. باید به کنش تبدیل شود والا می خشکد. و اما سوال این است که با این احساسات خروشان چه کنیم؟ با این آگاهی که منتقل شده است؟ اگر کسی فکر کند که از دست «ما» هیچ کاری بر نمی آید- آن «ما» که هستند؟ – و «آن ها» هیچ کاری نمی توانند بکنند- و آن «آن ها» کیستند؟ – و آن موقع است که سرخورده، بی اعتنا و منفی باف می شویم.”

او خود از مخالفان سرسخت جنگ ویتنام به شمار می رود و در مقاله هایش با افشای سیاست های جنگ افروزانه می پرداخت. و از معدود روشنفکرانی بود که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر بی پرده به سیاست های دولت آمریکا می تاخت.

سوزان سانتاگ در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ در سن ۷۱ سالگی بر اثر بیماری درگذشت. آثار گوناگونی از او به زبان فارسی ترجمه شده است. یکی از مشهورترین آثار او علیه تفسیر است که مجموعه مقالات چاپ شده از او در نشریات مختلف است. از آثار دیگر او می توان به درباره ی عکاسی، ایدز و استعاره هایش، در آمریکا اشاره کرد.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا