ادبیات جهان

رمان غرور و تعصب نوشته جین آستن

رمان غرور و تعصب نوشته جین آستن

رمان غرور و تعصب اثر جین آستن که در سال ۱۷۹۶ نوشته شده است اما تا سال ۱۸۱۳ چاپ نشد، همواره در فهرست بهترین رمان های جهان قرار داشته است و از پر طرفدارترین رمان های ادبیات کلاسیک انگلستان به شمار می رود.

رمان غرور و تعصب اثر جین آستن که در سال ۱۷۹۶ نوشته شده است اما تا سال ۱۸۱۳ چاپ نشد، همواره در فهرست بهترین رمان های جهان قرار داشته است و از پرطرفدارترین رمان های ادبیات کلاسیک انگلستان به شمار می رود. این رمان توسط فیلمسازان متعددی به روی پرده رفته که در نسخه آخر آن خانم کیرا نایتلی و آقای متیو مک فادی در سال ۲۰۰۵ نقش های الیزابت و درسی را ایفا کرده اند.

آستن با اینکه از سنین کم نوشتن را آغاز کرده است به طوری که این اثر شاهکارش را تنها در سن ۲۱ سالگی نوشته اما، به خوبی زندگی واقعی و واقعیت آدم ها را می شناخته آن گونه که می توان به جرات او را راوی زندگی با همه خوشی ها و ملال هایش که بوی زندگی های روستایی و کوچه پس کوچه های پایین شهرها را می دهد معرفی کرد.

بیشتر بخوانید: فدریکو گارسیا لورکا ، یک شاعر اندلسی با خرده فرهنگ کولی

رمان غرور و تعصب ، همه‌ی زنان با این که در نهایت زن هستند اما…

الیزابت فرزند ارشد از پنج دختر آقای بنت، شخصیت اول داستان محسوب می شود و با وجود روایت از دید دانای کل اما بیشتر اوقات داستان از پس ذهن الیزابت روایت می شود، شخصیتی که در خلاف جریانات عرفی و فرهنگی جامعه اش قدم بر می دارد.

“تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم. هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد…”

بیشتر بخوانید: هنر سیر و سفر نوشته آلن دوباتن ، فلسفه سفر و مشاهده و ادراک

در رمان های قرن هجده ام همیشه آن پی رنگ رمانتیسم و سانتی مانتالیسم داستان توی ذوق می زند زمانه ای که همیشه شخصیت ها سیاه و سفید بوده اند اما شجاعت جین در آن زمان با خلق شخصیت های چند بعدی و خاکستری و تسلطش بر واقعیت جامعه و حفظ آن در اثرش! در مسیر کنار زدن فرهنگ جامعه قدم برداشت تا جایی که او را به نویسنده ای فراسوی زمان تبدیل کرد.

رمان غرور و تعصب با آن که رمان عاشقانه است اما نه عشقی سانتی مانتال، بلکه او روایت کننده عشقی کاملا زمینی است و هیچ یک از شخصیت هایش را پاک و منزه معرفی نمی کند و هیچ یک قهرمان داستان نیستند.

در داستان رمان غرور و تعصب شخصیت ها آنقدر درگیر خرده روایت ها و ماجرا ها و اتفاقات می شوند که برای خواننده رها شدن از این همه گره کاری غیر ممکن به نظر می رسد. نکته جالب داستان لحن منحصر به فرد هر یک از شخصیت ها است که هر کدام با زبان خود داستان را پیش می برد و به روش خودش به هدف می رسد. جین آستن به خوبی توانسته است از شخصیت های رمانش سخن بگوید کاملا با حوصله و شرح توصیفات طولانی وصف نشدنی که در نهایت کتابش را “فرزند دلبند من ” صدا می زند.

بیشتر بخوانید: رمان بابا گوریو نوشته بالزاک

داستان رمان غرور و تعصب در بستری کاملا اعتقادی پیش می رود و از همان شروع نویسنده این را برای خواننده با گفتن این جمله: “صغیر و کبیر فرضشان این است که مرد مجرد پول وپله دار قاعدتا زن می خواهد.” روشن می سازد. جامعه ای روستایی که بر این باورند که دختر را باید برای شوهر دادن بزرگ کرد و خانواده آقای بنت با داشتن پنج دختر دم بخت از این قاعده مستثنی نخواهد بود.

جین آستن به زیبایی هریک از آن پنج دختر را آن چنان خلق می کند که آدم هایی واقعی را لمس میکنی، با همان تفاوت ها و ویژه گی ها و خلق و خوی منحصر به فرد، و این گونه راه را برای اعتراض در برابر باور های غلط جامعه اش باز می کند این که “همه ی زنان با این که در نهایت زن هستند اما هریک جهانی کاملا متفاوت در پیش روی خود می خواهد .”

بیشتر بخوانید: گیرنده شناخته نشد نوشته کاترین کرسمن تیلور

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندیدبه صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا