ادبیات جهان

ریچارد براتیگان: مروری بر زندگی و آثار نویسنده

ریچارد گری براتیگان یا ریچارد براتیگان Richard Brautigan شخصی که در سال ۱۹۶۷ قزل آلای پر سودی را صید می‌کند، در ۱۹۶۸ قند هندوانه می‌نوشد و جنینش را سقط می‌کند و در رویای بابل و یک زن بدبخت می‌ماند و در نهایت اتوبوس پیرش را می‌راند. یک نسل بیتی تمام عیار است. تنها و ولگرد و غیر مقید به زمان و مکانی مشخص. ادبیات او، ادبیات بی زمانی است. ریچارد براتیگان، نویسنده‌ای فارغ از چارچوب است.

ریچارد براتیگان از تیمارستانی ایالتی نامه‌های عاشقانه می‌فرستد.

علیرضا عراقی مترجم کتاب اتوبوس پیر معتقد است:

نوشتن درباره آثار ریچارد براتیگان سخت است. او زندگی نامه‌ای ندارد و آن چه هست خاطره‌های پراکنده است که از دوستان و آشنایانش جمع آوری شده است. زندگی‌اش درست مثل آثارش شلوغ، رنگارنگ و جذاب است و در عین حال فرار و دست نیافتنی است.

بیشتر بخوانید: رمان در رویای بابل اثر ریچارد براتیگان

نوشتن درباره آثار ریچارد براتیگان سخت است. او زندگی نامه‌ای ندارد و آن چه هست خاطره‌های پراکنده است که از دوستان و آشنایانش جمع آوری شده است. زندگی‌اش درست مثل آثارش شلوغ، رنگارنگ و جذاب است و در عین حال فرار و دست نیافتنی است.

نوشتن درباره آثار ریچارد براتیگان سخت است. او زندگی نامه‌ای ندارد و آن چه هست خاطره‌های پراکنده است که از دوستان و آشنایانش جمع آوری شده است. زندگی‌اش درست مثل آثارش شلوغ، رنگارنگ و جذاب است و در عین حال فرار و دست نیافتنی است.

ریچارد براتیگان به پارانوئید متهم شد و در تیمارستانی حبس می‌کشید. پارانوئید او مکتوباتش بودند. ذهنیت غیر پابند و بیگانه با قوانین و ریاضیات زندگی در زمان خود. هیچ قالبی، هیچ بستری و یا به بیان دیگر هیچ سبکی در برگیرنده متون او نمی‌شوند.

سوالی که همواره پیشکش آثار ریچارد براتیگان می‌شوند این است که؛ آیا داستان‌های او اساسا داستان به حساب می‌آیند و ادبیات داستانی دارند یا خیر؟ آیا واقعا شعرهای او شعر هستند؟ آیا ادبیات او تصویر سازی است و یا صرفا توشیحِ یک موقعیت ِ مملو از کنایه است؟

بیشتر بخوانید: هیولای هاوکلاین اثر ریچارد براتیگان , یک وسترن گوتیک

ریچارد براتیگان به پارانوئید متهم شد و در تیمارستانی حبس می‌کشید. پارانوئید او مکتوباتش بودند. ذهنیت غیر پابند و بیگانه با قوانین و ریاضیات زندگی در زمان خود. هیچ قالبی، هیچ بستری و یا به بیان دیگر هیچ سبکی در برگیرنده متون او نمی‌شوند.

ریچارد براتیگان به پارانوئید متهم شد و در تیمارستانی حبس می‌کشید. پارانوئید او مکتوباتش بودند. ذهنیت غیر پابند و بیگانه با قوانین و ریاضیات زندگی در زمان خود. هیچ قالبی، هیچ بستری و یا به بیان دیگر هیچ سبکی در برگیرنده متون او نمی‌شوند.

لویی آرمسترانگ موسیقی دان سبک جز و یکی از مهم ترین ترومپت نوازان به سال ۱۹۰۱ – ۱۹۷۱؛ معتقد است:

شما نمی‌توانید بگویید که این موسیقی جز خوب است یا بد؛ موسیقی جز فقط موسیقی جز است.

شاید شاکله‌‌ی این سخن را بتوان در خصوص آثار ریچارد براتیگان نیز بکار برد. «نوع آثار او فقط براتیگانی است بدون هیچ افزوده و کاستی ای.» در واقع سبک او، سبک خود محوری است. آثار براتیگان همواره مملو از تشبیه و کنایه است. او استاد این کار است. شبیه سازی می‌کند و کاریکاتور می‌نویسد. نوشته‌های او مانند خودش مدام بیزار از ثبات هستند و در هیچ شکل معینی قرار نمی‌گیرند.

اشعار او را

اشعار او را “بدوی گرا” می‌خوانند. واژه هایی که شبیه ادبیات نیستند و قرار هم نیست باشند. بیان ابتدایی دارند و تهی دست از اتفاقات روزمره هستند.

اشعار او را “بدوی گرا” می‌خوانند. واژه هایی که شبیه ادبیات نیستند و قرار هم نیست باشند. بیان ابتدایی دارند و تهی دست از اتفاقات روزمره هستند.

به من فکر می‌کن
همان قدر کم
که من فکر می‌کنم
به تو !

بیشتر بخوانید: پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد اثر ریچارد براتیگان

ریچارد براتیگان علاوه بر بی زمانی، بی مکان هم است. یعنی مانند نوشته هایش ثابت به محیط نیستند و محوریت متمرکزی را دنبال نخواهند کرد.

ریچارد براتیگان علاوه بر بی زمانی، بی مکان هم است. یعنی مانند نوشته هایش ثابت به محیط نیستند و محوریت متمرکزی را دنبال نخواهند کرد.

ریچارد براتیگان علاوه بر بی زمانی، بی مکان هم است. یعنی مانند نوشته هایش ثابت به محیط نیستند و محوریت متمرکزی را دنبال نخواهند کرد.

خبر؛ «ژاپنی‌ها بندر پرل را بمباران کردند.» براتیگان هفت ساله بود که درگیر این اتفاق شد و فوت عمویش که در این ماجرا مجروح شده بود را مدیون این حمله می‌دانست. این دو عامل کینه‌ای کهنه از آن دیار را در سینه او می‌پروراند. تا اینکه او در سال ۱۹۷۶به تاکوما سفر کرد.

سفر او برایش غیر قابل باور بود تا جایی که در مقدمه‌ای در شعر ۳۰ ژوئن ۳۰ ژوئن از بخشش ژاپنی‌ها می‌گوید. او در ۳۰ ژوئن ژاپن را به وسیله کشتی ترک می‌کند. این سفر او را تاحدی متاثر و متحیر ساخت که او وطنش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو می‌نامید.

ریچارد براتیگان Richard Brautigan ، نویسنده‌ی معاصر آمریکایی، در سال ۱۹۵۳ متولد شد و در سال ۱۹۸۴، در اوج جوانی با شلیک گلوله، پایان زندگی اش را رقم زد.

ریچارد براتیگان Richard Brautigan ، نویسنده‌ی معاصر آمریکایی، در سال ۱۹۵۳ متولد شد و در سال ۱۹۸۴، در اوج جوانی با شلیک گلوله، پایان زندگی اش را رقم زد.

ریچارد براتیگان عاشق شکار بود. در فصل شکار او به همراه دوستانش به مونتانا سفر می‌کرد. از جوانی به این کار علاقه مند بود، با این تفاسیر که او شکار نمی‌کرد و صرفا پوزیشن شکارچیان را تقلید می‌کرد. تا اینکه او در اکتبر ۱۹۸۴ تصمیم به شکاری واقعی می‌گیرد.

زمانی که فصل شکار سر می‌رسد به مونتانا نمی‌رود.  این بار بدون دوستانش و تنها. او با کالیبر ۴۴ شقیقه موجودی که ۴۹ سال سن داشت را مورد هدف قرار می‌دهد و شلیک می‌کند. در واقع تنها موجود زنده‌ای که ریچارد گری براتیگان به او شلیک کرد، خودش بود.

دوستانم نگران اند
و به من می‌گویند درباره اش
از پایان دنیا حرف می‌زنند
از ظلمات و فاجعه
من همیشه خونسرد می‌شنوم
و بعد می‌گویم نه، قرار نیست تمام شود
این تنها یک آغاز است
همان طور که این کتاب
تنها یک آغاز است.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا