ادبیات جهان

مکتب رمانتیسم , بررسی مؤلفه ها , بیماری رنه : بیماری قرن

مکتب رمانتیسم

مکتب رمانتیسم یک جریان ادبی- فرهنگی و یک نحله ی فکری است که به طور عمده در آلمان تحت عنوان حلقه ی ینا توسط شلگل در مجله ی آتنائوم و در فرانسه از نیمه ی دوم قرن هجدهم آغاز و تا سده ی نوزدهم ادامه میابد و با مفاهیمی چون انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی در انگلیس و احیای مسیحیت و سیاست مرتجعانه در آلمان درگیر است.

مکتب رمانتیسم یک جریان ادبی-فرهنگی و یک نحله ی فکری است که به طور عمده در آلمان تحت عنوان حلقه ی ینا توسط شلگل در مجله ی آتنائوم و در فرانسه از نیمه ی دوم قرن هجدهم آغاز و تا سده ی نوزدهم ادامه می یابد و با مفاهیمی چون انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی در انگلیس و احیای مسیحیت و سیاست مرتجعانه در آلمان درگیر است.

مؤلفه های مکتب رمانتیسم

از افراد اثرگذار بر مکتب رمانتیسم می توان از نویسندگان، شاعران و فیلسوفان بسیاری چون گوته، شیللر، فردریش اشله گل، هردر، مادام دواستال، هگل و کانت نام برد و در انگلیس از شاعران موثر چون وردزورث کالریج و در فرانسه می توان از شاتوبریان و لامارتین و ژان ژاک روسو نام برد.

پایه های مکتب رمانتیسم بر اساس تقابلی سازنده بر علیه سنت های خشک و قواعد طبقه بندی شده ی کلاسیک و نئوکلاسیک بنا شد و در مقابل عقل گرائی تک بعدی آن روزگار قد علم کرد و احساس همراه با درک را جایگزین آن کرد.

بیشتر بخوانید: تاثیر مکتب فرمالیسم روسی در بررسی ادبیات با نگرشی زبان شناسانه

دوران قرون وسطی به جای ادبیات یونان و روم به عنوان منابع جدید ادبی جایگزین شد. این منابع و سرمشق ها اغلب از شمال اروپا، افسانه های اسکاندیناو و منظومه های کهن آن بدست آمد. همین طور مجموعه اشعار ossian که از بهترین منابع ادبی این دوره تلقی می شود و در عرصه هائی مثل شعر، موسیقی، تئاتر و رمان به فعالیت میپردازد و تحت تأثیر افسانه ها، حماسه های گمنام کهن قرون وسطی با اشعار غنائی، شوالیه ها، افسانه ها و زندان های زیرزمینی، کشیش های گناهکار و قصرهای مرموز این دوره عجین می شود.

همان طور که ویکتور هوگو، گوژپشت نتردام ، قوی ترین اثر منثور خود را به صورت حماسه ی گوتیک خلق می کند. اتفاقاتی که در شعر و موسیقی، در تئاتر بر اساس مقدمه ی مشهور ویکتور هوگو بر درام کرامول، مکتب طوفان و تلاش در آلمان و نظریات ادبی- فلسفی کانت، هگل و شلایرماخر با مبحث هرمنوتیک، می افتد از عمده فعالیت های جریان ساز این دوره است که پایه های مکاتب بعد از آن را بوجود می آورد.

بیشتر بخوانید: انتخاب درون مایه با توجه به نظریه توماشفسکی

رمانتیک ها بیشتر از آنکه از چهارچوب خشک قواعد کلاسیک فراری باشند، از آزادی دروغین و رشد سرمایه داری نوپا می گریختند. رمانتیک که همیشه سردمدار مبارزه با قواعد و قراردادهای خشک و طبقه بندی شده ی عقلانی کلاسیک است، میدان اصلی این مبارزه را در تئاتر می یابد و این مقابله با مقدمه ی ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۷ بر درام کرامول آغاز و به دنبال آن با نمایش ارنانی، این مبارزه تبدیل به یک نزاع واقعی می شود. (سید حسینی۱۸۵: ۱۳۸۹) سرانجام، سال ۱۸۳۰ که سال کمال مکتب رمانتیسم است، سال افول آن نیز نام می گیرد. زیرا بر اثر اغتشاشات سیاسی که در این سال در فرانسه روی داد رشته هائی که گردانندگان این مکتب را به یکدیگر وابسته می ساخت، از هم گسیخت. لامارتین که یکی از شخصیت های برجسته ی مکتب رمانتیسم شناخته می شد، وارد سیاست شد و پس از اینکه به نمایندگی مجلس انتخاب شد، به کلی رابطه ی خود را با این مکتب قطع کرد. دوموسه کتابی انتشار داد و افتراق خود را از این مکتب اعلام کرد و میخوارگی و عیاشی او را پیش از پیری از پا درآورد. سنت بوو منتقد معروف و بزرگ رومانتیسم بکلی با این مکتب قطع رابطه کرد و و در اواخر عمر حتا همکاری سابق خود با رمانتیک ها را منکر شد. تنها ویکتور هوگو تا پایان عمر به نوشتن و شعر گفتن ادامه داد. دیوارهای کاخ رمانتیسم از سال ۱۸۴۰ به بعد رو به ویرانی گذاشت. (همان،۱۸۹-۱۹۰)

بیشتر بخوانید: بررسی انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون ، هذیان گویی معنادار

اصول رومانتیک:

ا.و.شلگل، پیشوای رمانتیسم آلمان که کتابی به نام دوره ی ادبیات نمایشی نوشته، معتقد است که ادبیات رمانتیک عبارت است از جمع اضداد و آمیزش انواع مختلف ادبی.

مقایسه ی دو مکتب کلاسیک و رمانتیک:

۱- کلاسیک ها بیشتر ایده آلیست هستند یعنی در هنر فقط می خواهند خوبی و زیبائی را شرح و بیان کنند و حال آنکه رومانتیک ها می کوشند گذشته از زیبائی، زشتی و بدی را هم نشان دهند. چنانچه درام رومانتیک اثری است که از ترکیب عظمت و نکبت، بزرگی و پستی، غم و شادی تشکیل شده است.

۲- کلاسیک ها عقل را اساس شعر کلاسیک می دانند و حال آنکه رمانتیک ها پایبند احساس و خیال پردازی اند.

۳- کلاسیک ها تیپ و الهام خود را از هنرمندان یونان و روم قدیم می گیرند و حال آنکه رومانتیک ها از ادبیات مسیحی قرون وسطی و رنسانس و افسانه های ملی کشورهای خویش الهام می گیرند و نیز از ادبیات معاصر ملل دیگر تقلید می کنند و همانطور که در قرن هفدهم آثار ارسطو پایه ی تمام آثار فلسفی شمرده شده است، در عصر رمانتیک بیشتر به شکسپیر استناد می کنند.

بیشتر بخوانید: مکتب ناتورالیسم چیست ؟

۴- کلاسیک ها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیتند و رومانتیک ها پایبند جلال و رنگ و منظره. رمانتیک ها به صورت های مختلف حوادث و به تضادها توجه دارند و به جای توسل به زبان شعر منظم و یکنواختی که بوآلو مدافع آن است، ترجیح می دهند، اشعاری بگویند که بیشتر شبیه نثر و از لحاظ آهنگ و چه از نظر مضمون، تصویری و متنوع باشد.

۵- برنامه ی رومانتیک ها برنامه ی مبارزه است و روش آنها به کلی منفی است. به عقیده ی آنها دستورالعمل هائی که در ادبیات رواج یافته مانع آزادی فکر و بیان شده. از این رو رمانتیک ها همه ی قواعد کلاسیک را کنار می گذارند. همان طور که ویکتور هوگو در مقدمه ی نمایشنامه ی ارنانی می گوید:

«رومانتیسم، عبارت است از آزادی خواهی در هنر. » (همان، ۱۷۸-۱۷۹)

بیشتر بخوانید: رمانتیسم در آلمان ، مکتب طوفان و تلاش و درخشش سبکی نو

اهداف، مؤلفه ها و برنامه ی  مکتب رمانتیسم :

۱- آزادی: سال ۱۸۳۰، سال انقلاب ادبی است. هنرمند رومانتیسم برای خواهش ها و احتیاجات روح خود اهمیت بسیار قائل است و می گوید آنچه به هنرمند الهام می بخشد و معنی و مفهوم زندگی شناخته می شود عشق و علاقه است. این علاقه باید آزاد باشد. اگر هنرمند به علت فشار جامعه و قوانین اخلاق و یا بر اثر موهومات عقب رانده شود و نیروهای او پنهان و مکتوم بماند، حق دارد که درباره ی جامعه و قوانین اخلاقی آن داوری کند و حکم بدهد و محیط و اخلاقی که برای رشد خود او مساعد باشد بوجود آورد. ادبیات می تواند هر گوشه ای از زندگی را چه زیبا و چه زشت و چه عالی و چه دانی موضوع بحث خود قرار دهد.

۲- شخصیت: هنرمند رومانتیک به دنبال آزادی از قید قواعد کلاسیک، فرمانروائی «من» را در هنر مستقر می سازد. قبلاً هنرمند کلاسیک برای توصیف انسانی کلی، قهرمانی را از میان افسانه ها و اساطیر بر می گزیند، اما هنرمند رومانتیک خویشتن را بعنوان نمونه ی هم نوعان خویش به جای این قهرمان افسانه ای می گذارد.

۳- هیجان و احساسات: باید دانست که در کنار عقل و طبیعت، دل و احساس نیز عالم دیگر و ضروریات دیگر دارد. و باید احساسات روح را در قلمرو اخلاق مورد بحث قرار داد.

۴- گریز و سیاحت: آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی زمانها و فضاهای دیگر، دعوت به سفرهای تاریخی یا جغرافیائی، سفر واقعی یا خیالی از دیگر مشخصات آثار مکتب رمانتیسم است. زمان وقوع بیشتر نمایشنامه های رومانتیک، دوره ی «هانری سوم»، «ارنانی» و «لورنزا چیو»است؛ یعنی همان دوره ی قرون وسطی که قبلاً مطرح شد. به جز این سفرها، سفرهای واقعی نیز در این دوره مطرح است. مثل سفرهای الکساندر دوما به ایتالیا و اسپانیا و تئوفیل گوتیه به اسپانیا و شرق و روسیه و ایتالیا که خاطرات این سفرها در آثارشان منعکس است.

بیشتر بخوانید: فردریش شیلر ، نویسنده ی ایده آلیست و آزادی خواه

۵-کشف و شهود: سرگرمی با جلال و زیبائی مانع این نیست که هنرمند رومانتیک به فکر کشف اسرار باشد و بخواهد در همه ی اسرار جهان نفوذ کند. سنت بوو این علاقه را آرزوی بزرگی برای کشف ناشناخته ها می داند. هنرمند رومانتیک تخیل و امید و آرزو و معجزه را جانشین حقیقت می سازد و بیش از تقلید پایبند تصور است. او آنچه را که هست نمی گوید و از آنچه باید باشد بحث می کند.

۶- افسون سخن: در این دوره کلمه ارزش و اهمیت می یابد و همین طور روابط کلمات با یکدیگر و هیجانها و خاطره هائی که هر یک از آنها بر می انگیزد. ویکتور هوگو در این باره مقالاتی نوشت و گفت:

«کلمه عبارت است از سخن و سخن خداست. »

۷- از دیگر مشخصات مکتب رومانتیسم علاقه به مسیحیت است. دین که فلاسفه ی قرن هجدهم به مخالفت با آن برخاسته بودند، در میان رومانتیک ها به عنوان احتیاجی قلبی و درونی زنده شد.آنها که از راه احساسات به سوی ایمان رفتند دین را از نظر هنری مورد توجه قرار دادند. شاتوبریان مسیحیت را نه به عنوان اینکه صحیح ترین ادیان بود، بلکه برای اینکه شاعرانه ترین آنها بود دوست می داشت. اندوهی که در اغلب کارهای رمانتیک دیده می شود از دیدن گذشت بی رحمانه ی زمان شدت می یابد. این اندوه معمولاً زائیده ی توقعات تسکین ناپذیر قلبی است که در جهانی بی احساس و بی ایمان گرفتار شده است. این حزن و اندیشه مثل دردی پنهان، پیوسته در اشعار رمانتیک ها طنین می اندازد. ریشه ی این تردید و نومیدی را باید در همان جنبه ی احساسی و زیبائی جوئی مسیحیت جستجو کرد. چنین مسیحیتی به جای آنکه اندیشه و تردید را زائل سازد، آن را بیشتر می ساخت. (همان، ۱۷۹-۱۸۵)

بیشتر بخوانید: مکتب هنری دادائیسم ، بی فکری مطلق و نابودی آفرینندگی است.

بیماری قرن:

پس از تأثیرات و تشنجات ترس آور انقلاب و پس از اینکه حماسه ها و موفقیت های خونین آن در میان بدبختی بزرگی خاموش می شود و جای خود را به امپراطوری می دهد، شاعر رومانتیک که خود را در برابر این سرنوشت غریب، باخته است به دنیای درون خویش پناه می برد. در این جهان درونی اولین چیزی که با آن مواجه می شود وجودی است که به سوی فنا می رود و هیچ راه بازگشتی ندارد. بیماری رنه، رمان معروف شاتوبریان بیچارگی روحی است که در خلاء دست و پا می زند، نمی داند چه می خواهد، گاهی می خواهد از جسم خود فرار کند و زمانی می خواهد که همه ی کائنات را در خودش مستحیل گرداند. این بیماری، که بیماری قرن نامیده می شود به صورت های مختلف در آثار دیگر نمود پیدا می کند. مثل اوبرمان، قهرمان سنانکور که دچار تخیلات می شود و سر به کوه و بیابان می گذارد.(سید حسینی،۱۳۸۹:۱۸۴)

منبع: سید حسینی، رضا. (۱۳۸۹). مکتب های ادبی (جلد ۱). (چاپ پانزدهم). تهران : انتشارات نگاه.

بیشتر بخوانید: معرفی کتاب سرگذشت فلسفه نوشته برایان مگی, از پیش از سقراط تا پوپر

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا