سینمای ایران

تنگه ابوقریب فیلمی از بهرام توکلی

نقد فیلم تنگه ابوقریب

فیلم تنگه ابوقریب هفتمین ساخته بهرام توکلی چندان شباهتی به آثار پیشین او ندارد. گرچه می‌توان رد پای او را به ویژه در اوایل فیلم و سکانس معرفی اردوگاه رزمندگان مشاهده کرد و اصرارش بر نمایش جزئیات روی دیوارها و فضا که به نوعی مولفه‌ی آثارش شده است را ردیابی کرد. به یاد بیاوریم تیتراژ به یادماندنی دو فیلم بسیار خوبش به نام‌های اینجا بدون من و آسمان زرد کم عمق را که نماهایی چند از جزئیات لوکیشن اعم از دیوار‌ها و وسایل بود. در ادامه با نقد و بررسی فیلم تنگه ابوقریب با نت نوشت همراه باشید.

تنگه ابوقریب

ابتدای این متن را با نقد فیلم به قلم آرش منادی آغاز خواهیم کرد

نقد فیلم تنگه ابوقریب به نام گل سرهای خونی

برای شروع نقد فیلم تنگه ابوقریب باید اعتراف کنیم که اصولا بسیاری از فیلم‌های ایرانی سکانس افتتاحیه‌ی گیرا و درستی ندارند و ناگهان و بدون مقدمه وارد اصل داستان می‌شوند. این مشکل در سکانس اختتامیه فیلم‌ها نیز دیده می‌شود. امتیاز تنگه ابوقریب و کلا فیلم‌های “بهرام توکلی” توجه ویژه‌اش به این دو سکانس اساسی فیلم می‌باشد.

 

در سکانس افتتاحیه تنگه ابوقریب با چرخشی ۱۸۰ درجه علاوه بر آنکه آشنایی کلی با لوکیشن پیدا می‌کنیم، آرام آرام به شخصیت‌های اصلی داستان نزدیک می‌شویم و تا انتها با آن‌ها پیش می‌رویم. در مورد سکانس اختتامیه نیز همین اتفاق می‌افتد. تمام شدن درگیری ایران و عراق در تنگه و بازگشت رزمندگان.

هنرنمایی امیر جدیدی در فیلم تنگه ابوقریب

هنرنمایی امیر جدیدی در فیلم تنگه ابوقریب

که در نمایی نمادین تنها کسی که به نسبت سالم از آن گروه بر می‌گردد پسر نوجوان و عکاسی است به نام علی (مهدی قربانی). کسی که با اینکه دوربینش در همان ابتدا خراب می‌شود، می‌تواند راوی و شاهد زنده‌ی جنگ باشد.

در ادامه نقد فیلم تنگه ابوقریب باید گفت که از امتیاز‌های دیگر فیلم کارگردانی دقیق و حساب شده‌ی بهرام توکلی است. که تنها با نمایش چند نما، بدون موسیقی ملموس و یا اکت عجیب بازیگران و یا نمای نمایشی خاصی می‌تواند احساسات مخاطب را در اختیار بگیرد و او را بر صندلی‌های سالن سینما میخکوب کند.

که آن نما را شبیه به نقاشی‌ها مینیاتور کرده است و پارادوکس موجود در آن، زشتی جنگ را به رخ می‌کشد. البته که چنین ایده‌هایی بدون فیلمبرداری درست و سنجیده‌ی

که آن نما را شبیه به نقاشی‌ها مینیاتور کرده است و پارادوکس موجود در آن، زشتی جنگ را به رخ می‌کشد. البته که چنین ایده‌هایی بدون فیلمبرداری درست و سنجیده‌ی “حمید خضوعی ابیانه” نمی‌توانستند آن قدر که باید به بار بنشینند.

این اتفاق از ابتدا تا انتهای فیلم رخ می‌دهد و در همین نماهاست که پیام ضد جنگ و صلح آمیز فیلم داده می‌شود. به یاد بیاوریم نماهای زنان و کودکان و مردان جنگ زده و صورت‌های خونی و خسته و متحیرشان را، و یا نمای ساده و در عین حال شکوهمندی که در آن علی که هنگامه‌ی استفاده از نوجوانی‌اش است با ماسک ضد شیمیایی روی تابی چوبی می‌نشیند. پس زمینه تک درختی است در دل شب.

که آن نما را شبیه به نقاشی‌ها مینیاتور کرده است و پارادوکس موجود در آن، زشتی جنگ را به رخ می‌کشد. البته که چنین ایده‌هایی بدون فیلمبرداری درست و سنجیده‌ی “حمید خضوعی ابیانه” نمی‌توانستند آن قدر که باید به بار بنشینند.

هنرنمایی جواد عزتی و امیر جدیدی در فیلم تنگه ابوقریب

هنرنمایی جواد عزتی و امیر جدیدی در فیلم تنگه ابوقریب

بیشتر بخوانید: نقد فیلم عصبانی نیستم ساخته‌ی رضا درمیشیان، عصبانی هستم

پلان سکانس‌ها و دوربین روی دست علاوه بر آنکه به مستند نمایی اثر تقویت بخشیده، روایت را روان کرده است که البته بخش زیادی از آن را مرهون تدوین شیوا و درست “میثم مولایی” می‌باشد. که با وجود آنکه فیلم خط داستانی قابل تعریفی ندارد اما آن قدر شیوا و سلیس سخن می‌گوید که مخاطب را تا انتها همراه تنگه کند.

همچنین به یکدستی لحن فیلم نیز کمک کرده است. ترکیب نماها نیز به درستی و روانی انجام گرفته است. در برخی جاها دود ناشی از جنگ، این ترکیب بندی را اثر می‌بخشد و در جاهای دیگر، ترکیب دو نمای قرینه به یکدیگر این پیوند روان را به وجود می‌آورند. همچنین موسیقی به اندازه و به جای “حامد ثابت” روی ترکیب این تصاویر، اثر را ماندنی تر کرده است.

“تنگه ابوقریب” با وجود آنکه از ماجرایی تلخ و غمگین پرده برمی دارد، اما آن قدر باهوش است که تماشاگر را درگیر احساسات صرف نکند و در نماهایی به اندازه و به جا کمی لبخند و نه خنده بر لبش ایجاد می‌کند و مجالی برای تنفس به او می‌دهد. رنگ خاکی فیلم نیز بسیار آن را به فضای جبهه و جنگ نزدیک کرده است.

تنگه ابوقریب” با وجود آنکه از ماجرایی تلخ و غمگین پرده برمی دارد، اما آن قدر باهوش است که تماشاگر را درگیر احساسات صرف نکند و در نماهایی به اندازه و به جا کمی لبخند و نه خنده بر لبش ایجاد می‌کند و مجالی برای تنفس به او می‌دهد. رنگ خاکی فیلم نیز بسیار آن را به فضای جبهه و جنگ نزدیک کرده است.

از دیگر ویژگی‌های فیلم، بازی بازیگرانش می‌باشد که به ویژه جلوه‌ی دیگری از بازی‌های “امیر جدیدی” و “جواد عزتی” را به نمایش می‌گذارد. “بهرام توکلی” با ساختن “تنگه ابوقریب” ثابت می‌کند که کارگردان کاربلدی است و می‌تواند در ژانر و موضوعی که پیش تر از آن رویش کار نکرده و فضایی کاملا متفاوت با دیگر آثارش دارد سربلند بیرون بیایید.

بیشتر بخوانید: فیلم اینجا بدون من , اقتباسی از نمایشنامه باغ وحش شیشه‌ای تنسی ویلیامز

 

در ادامه با تجلیل فیلم تنگه ابوقریب به قلم صدف پیکامی همراه خواهیم بود

تنگه ابوقریب فیلمی از بهرام توکلی

اکشنی از انفجار و خاک و خاکریز

فیلم تنگه ابوقریب نام فیلمی ساخته‌ی بهرام توکلی است که در چند سال اخیر او را با فیلم‌هایی مانند اینجا بدون من ، من دیگو مارادونا هستم و بیگانه می‌شناسیم. این فیلم روایتی است از دفاع گردان عمار در برابر لشکرکشی رژیم بعث به فکه و جریانی که این عملیات درست پنج روز قبل از به پایان رسیدن جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد. در ادامه با معرفی فیلم تنگه ابوقریب با نت نوشت همراه باشید.

بازیگران این فیلم عبارتند از جواد عزتی، حمیدرضا آذرنگ، امیر جدیدی، مهدی پاکدل، مهدی قربانی، علی سلیمانی و مهدی صباغی. اولین نکته‌ای که به احتمال زیاد درباره این فیلم به ذهن مخاطب متبادر می‌شود، تفاوت این فیلم با سایر ساخته‌های بهرام توکلی است.

وی همواره با ساخت فیلم‌هایی در فضای شهری سعی در پرداختن به آدم‌ها و ابعاد روانی آن‌ها و همچنین ارتباط آن‌ها با یکدیگر دارد. اما در این فیلم ناگهان با اثری روبرو می‌شویم که کاملا” با فضای فیلم‌های توکلی متفاوت است.

هنرنمایی حمیدرضا آذرنگ در فیلم تنگه ابوقریب

هنرنمایی حمیدرضا آذرنگ در فیلم تنگه ابوقریب

فضای فیلم تنگه ابوقریب فضایی کاملا جنگی است که دیگر در آن هیچ بویی از شخصیت‌های چند بعدی بهرام توکلی وجود ندارد. این اثر جدا از آن که فیلمی در ژانر جنگ و مسائل مربوط به آن است، تبدیل به فیلمی اکشن شده است.

مخاطب به شکلی بی امان ناگزیر به دیدن صحنه‌های خشونت بار و صداهای مهیب جنگ است بدون اینکه لحظه‌ای فرصت نفس کشیدن بیابد. شاید فیلمساز از این پرداخت به خشونت قصد و یا هدفی داشته است اما شاید این هدف هرگز برای مخاطب روشن نشود.

فضای فیلم تنگه ابوقریب فضایی کاملا جنگی است که دیگر در آن هیچ بویی از شخصیت‌های چند بعدی بهرام توکلی وجود ندارد.

فضای فیلم تنگه ابوقریب فضایی کاملا جنگی است که دیگر در آن هیچ بویی از شخصیت‌های چند بعدی بهرام توکلی وجود ندارد.

ماجرای فیلم در ۲۴ ساعت طول می‌کشد و ریتم آن نیز به طبع بسیار تند اتفاق می‌افتد. به نظر می‌رسد این عملیات و فداکاری رزمندگان بزرگترین دغدغه‌ی فیلمساز بوده است زیرا مخاطب شاهد هیچ داستان دیگری در فیلم نیست. تنها فداکاری رزمندگان که هیچ کدام دارای شخصیت چند بعدی نیستند و بیشتر مانند تیپ‌های دیده شده در آثار جنگی دیگر هستند، نشان داده می‌شود.

بیشتر بخوانید: فیلم غلامرضا تختی:خاطرات یک خبرنگار از زندگی و مرگ جهان پهلوان تختی

اگر بهرام توکلی قصد داشته تا عمق خشونت و بی رحمی جنگ را به نمایش بگذارد، می‌توان گفت که

اگر بهرام توکلی قصد داشته تا عمق خشونت و بی رحمی جنگ را به نمایش بگذارد، می‌توان گفت که “تنگه ابوقریب” به هدف خود با قاطعیت رسیده است. اما اگر قرار بوده تا این فیلم به فیلمی داستانی و شخصیت محور تبدیل شود، می‌توان گفت که تنگه ابوقریب از هدف خود دور مانده است.

احتمال اینکه مخاطب تمام کنش و واکنش‌های شخصیت‌ها را قبل از آنکه انجام دهند، حدس بزند بسیار بالا است. دیگر اتفاقات این فیلم تنها در حد چند دیالوگ و اشاراتی کوتاه از زبان شخصیت‌ها روایت می‌شود که هیچ کدام نمی‌توانند مخاطب را درگیر کنند و تنها شاید حس همدلی را ایجاد کنند.

در نهایت ممکن است این سوال ایجاد شود که داستان فیلم تنها روایت نجات تنگه از دست بعثی‌ها است و یا آدم‌هایی که در این میان هر کدام با داستانی از تکه‌ای از مملکت خود دفاع کردند؟

اگر بهرام توکلی قصد داشته تا عمق خشونت و بی رحمی جنگ را به نمایش بگذارد، می‌توان گفت که فیلم به هدف خود با قاطعیت رسیده است. اما اگر قرار بوده تا این فیلم به فیلمی داستانی و شخصیت محور تبدیل شود، می‌توان گفت که فیلم از هدف خود دور مانده است.

بیشتر بخوانید: فیلم اینجا بدون من , اقتباسی از نمایشنامه باغ وحش شیشه‌ای تنسی ویلیامز

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا