علمی

وهم موسی یا Moses Illusion به شما ثابت می‌کند که چقدر در بررسی واقعیت بد عمل می‌کنید!

وهم موسی The Moses Illusion

در این مطلب می خواهیم به بررسی یک واقعیت علمی در عملکرد مغز و حیله ای که پاسخ به سوالات و ابهامات را برای انسان دشوار می کند بپردازیم، در ادامه با نت نوشت با بررسی Moses Illusion یا وهم موسی که در بعضی منابع با عنوان هرزانگاشت موسی نیز ترجمه شده با نت نوشت همراه باشید.

در این مطلب می خواهیم به بررسی یک واقعیت علمی در عملکرد مغز و حیله ای که پاسخ به سوالات و ابهامات را برای انسان دشوار می کند بپردازیم، در ادامه با نت نوشت با بررسی Moses Illusion یا وهم موسی که در بعضی منابع با عنوان هرزانگاشت موسی نیز ترجمه شده با نت نوشت همراه باشید.

قبل از هر چیز آیا می توانید جواب ۳ سوال زیر را بدهید؟

  1. حضرت موسی از هر حیوان چند عدد را سوار کشتی خود کرد؟
  2. توماس ادیسون، سازنده ی تلفن، اهل کدام کشور بود؟
  3. لوئیس آرمسترانگ پس از قدم گذاشتن بر روی خاک ماه، اولین سخنی که بر زبان آورد چه بود؟

اگر شما به ترتیب، اینگونه پاسخ دادید: “دو”، “آمریکا” و “قدم کوچکی برای بشریت”، تبریک می گویم! شما به هر سه سوال پاسخ اشتباه دادید! برای اطلاعتان باید بگوییم که، حضرت نوح کشتی را ساخت، گراهام بل تلفن را اختراع کرد و لوئیس آرمسترانگ هم که موسیقی دان بود و آن کسی که قدم بر سطح ماه گذاشت، نیل آرمسترانگ نام داشت. مسلما همه ی شما این جواب ها را می دانستید، اما ممکن است که در پاسخ دادن به آنها دچار اشتباه شده باشید. البته ۳ مثالی که در اینجا بیان کردیم بسیار ابتدایی و ساده بودند و شاید شما با خواندن آن ها به اشتباه نیفتاده باشید، ولی حتما همه ی شما قبلا با سوالات گمراه کننده ی این چنینی روبرو شده اید. منظور ما از طرح این سوال ها این بود که بگوییم چرا چنین اتفاقی می افتد و چرا یک سوال به ظاهر ساده می تواند شما را فریب دهد؟ همه چیز به نحوه ی پردازش کردن اطلاعات توسط مغز شما برمی گردد.

وهم موسی یا Moses Illusion مردم را به اشتباه می اندازد یا …؟

این حیله ی کوچک را به نام هرز انگاشت موسی یا وهم موسی می شناسند. این حیله نشان می دهد که برداشت شما درباره ی خطاهای روزمره ای که در زندگیتان اتفاق می افتد چقدر بد می باشد. محققان توانسته اند تا تعداد بیشماری از شرکت کنندگان در آزمایش های مختلف را با استفاده از این حیله فریب دهند. در مطالعه ای که برای اولین بار بر روی این موضوع انجام گرفت، در سال ۱۹۸۱، حدود ۸۰ درصد از شرکت کنندگان این آزمایش متوجه نکته ی این سوال نشدند که موسی سازنده ی کشتی نبود، هرچند که همه ی آن ها از قبل می دانستند که نوح سازنده ی کشتی بوده است. این موضوع از اینجا مشخص می شود که شرکت کنندگان امکان دادن پاسخ “نمی دانم” و یا “سوال اشتباه است” را هم داشتند، ولی ۸۰ درصد آنها به این سوال پاسخ مثبت داده بودند. البته چون نظیر این سوال های خطاآمیز را خیلی شنیده ایم، شاید برای شما این سوال کمی مسخره به نظر برسد، اما وقتی فردی برای اولین بار با چنین سوالی روبرو می شود، امکان اشتباه کردنش بسیار بالا می باشد.

البته سوال دوم، یعنی ملیت ادیسون، سازنده ی تلفن، فقط توانست ۴۰ درصد شرکت کنندگان را به اشتباه بیندازد. مطالعه ای که در سال ۲۰۰۰ در مجله ی روانشناسی منتشر شد دلیل وقوع چنین خطایی را توضیح می دهد. محققان UCLA کشف کردند که مردم به دو روش توسط چنین سوالاتی گول میخورند: اولا، اگر نام های به کار رفته در این سوالات از نظر معنی یا ریشه مشابه باشند. مثلا حضرت موسی و نوح هر دو پیامبرانی بودند که نامشان در کتاب های مقدس بارها آمده است. دوما، اگر اسامی از نظر تلفظی شبیه به هم باشند، مثلا شروع هر دو اسم موسی و نوح دارای تلفظ “او” می باشد. با این کشف، محققان با درنظر گرفتن این دو نکته شروع به طرح سوال های این چنینی برای آزمایش آن چه که “وهم مگا-موسی” (Mega-moses illusion) می نامیدند کردند. همچنین آن ها به این نتیجه رسیدند که اگر در سوال طرح شده هر دو نکته را رعایت کنند، نسبت به زمانی که فقط یکی از این نکات در طرح سوال رعایت شده، درصد بیشتری از افراد گول می خورند!

اگر می توانی مرا گول بزن!

خیلی راحت است! همه ی مردم را می توان با طرح این نوع سوالات گول زد، فقط شاید بعضی ها سخت تر فریب بخورند! اما این بحث چیزی فراتر از یک موضوع صرفا خنده دار می باشد. لیزا فازیو، پروفسور روانشناسی Vanderbilt که درباره ی این پدیده و حتی موارد مشابه وهم موسی تحقیقات انجام داده است، نشان داده که سوالات خطا آمیز مانند آن چیزی که در این مطلب گفتیم، می توانند مردم را وادار کنند تا اطلاعات غلط و اشتباهی را از جهان پیرامون خود برداشت کنند. او در مطالعاتش، ابتدا از شرکت کنندگان تستی گرفته بود که در یکی از سوالات این تست، شرکت کنندگان باید نام بزرگترین اقیانوس دنیا را می گفتند. شرکت کنندگان به درستی اقیانوس آرام را انتخاب کرده بودند. سپس دو هفته ی بعد، به این شرکت کنندگان داستانی ساختگی داد تا بخوانند. در این داستان جملاتی نظیر “پارو زدن در اقیانوس اطلس که بزرگترین اقیانوس دنیا می باشد” وجود داشت. همین جملات باعث شد تا شرکت کنندگان پس از خواندن این مطلب بیشتر مایل باشند تا بگویند که اطلس بزرگترین اقیانوس دنیا می باشد!

حتی بدتر از آن، بسیاری از تلاش ها برای کمک به مردم برای جلوگیری از این گرایش، نتیجه ی معکوس داده اند! محققان به افراد زمان بیشتری دادند تا سوال را بهتر بخوانند و حتی دور کلمات مهم سوال خط قرمز کشیدند، ولی به نظر می آمد که هرچه زمان بیشتری سپری می شد، شرکت کنندگان بیشتر بر روی جواب های غلط خود پافشاری می کردند.

خوشبختانه، ثابت شده که با تمرین کردن می توان از وقوع چنین اشتباهاتی جلوگیری کرد، مخصوصا برای ما که روزانه با تعداد زیادی از سرتیترهای غلط انداز و حتی دروغین در اخبار و شبکه های اجتماعی مختلف روبرو می شویم. وقتی از افراد خواسته شود تا اشتباهات متنی که در پیش رویشان قرار دارد را اصلاح کنند، به نظر می رسد که آن ها اطلاعات غلط کمتری را از این متن، نسبت به افرادی که فقط متن را در جلویشان گذاشته ایم تا بخوانند، برداشت می کنند. زیرا گروه اول می دانند که در این متن اشتباهاتی وجود دارد، در حالی که گروه دوم کاملا بی خبر هستند.

پس این نکته را همیشه در نظر داشته باشید: هر خبر، هر متن و هر مطلبی را که می خوانید و یا می شنوید، در ذهن خود احتمالی برای اشتباه بودن آن در نظر بگیرید. به این ترتیب شما می توانید خود را از جمع افراد ساده لوحی که هرچه می خوانند و می شنوند را باور کرده و نشر می دهند جدا کنید و به راحتی گول نخورید.

اگر این کار را کنید، تازه مانند انیشتین، مخترع الکتریسیته شده اید!!! ساده لوح نباشید و نگذارید هر کسی هر چیزی که دوست دارد را به شما القا کند، همین!

منبع: curiosity.com

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا