سینمای جهان

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی ساخته‌ی نیکلاس ویندینگ رفن

فیلم the neon demon شیطان نئونی ساخته ی نیکلاس ویندینگ رفن
۳+

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی آخرین اثر نیکلاس ویندینگ رفن Nicolas Winding Refn کارگردان صاحب سبک دانمارکی است که پیش تر در جشنواره کن ۲۰۱۱ برای فیلم Drive، جایزه‌ی بهترین کارگردانی را از آن خود کرد و توجه همگان را جلب کرد. رفن این بار هم با جدیدترین اثرش که با درجه R به نمایش درآمد، بار دیگر جایگاهش را به عنوان یک فیلمساز روشنفکر اروپایی تثبیت کرد. در ادامه به تحلیل فیلم The Neon Demon می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم‌های تابستان ۲۰۱۸ از نظر منتقدان

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی

برای رمزگشایی فیلم The Neon Demon شیطان نئونی، به داستان می‌پردازیم. شیطان نئونی داستانِ دختر ساده و معصومی است به اسم جسی که از یک شهر دور به مرکز مُدلینگ لس آنجلس می‌آید تا از زیبایی طبیعی و غیر ساختگیش پول دربیاورد و به شهرت برسد ولی همه چیز آنطور که باید پیش نمی‌رود و رقابت شدید و خطرناک در این عرصه اوضاع را دگرگون می‌کند.

شیطان نئونی دارای درجه‌‌ی R است، درجه‌ای متعلق به فیلم هایی دارای صحنه‌های خشونت آمیز، خون و خونریزی، صحنه‌های تنش زا، تصاویر نوود nu.de و… درجه‌ای که با محدودیت و شرایط خاص، والدین می‌توانند فرزندانشان را همراهی کنند برای دیدن فیلم.

بیشتر بخوانید: فیلم The Post رسوایی بزرگ ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی

رفن دانمارکی از کارگردانان صاحب سبک در سینماست و با دیدن ۲ فیلم از کارنامه‌‌ی او، می‌توان سبک منحصر به فرد او را تشخیص داد. ویندینگ رفن از کارگردانانی است که فرم و نماهای خیره کننده و تصاویر بکر را در اولویت قرار می‌دهد و تلاش می‌کند محتوا و خط داستانی به آسانی در دسترس قرار نگیرد و در سایه‌ای از تردید و ابهام خط داستانی را جلو می‌برد و داستان را تا آخرین پلان لو نمی‌دهد.

Nicolas Winding Refn بی شک سینمای هنری را جور دیگری به مخاطب نشان می‌دهد و مخاطب عام را هم به این سینما دعوت می‌کند. کاری که در The Neon Demon هم به خوبی انجام می‌دهد.

بیشتر بخوانید: فیلم Bullhead کله شق به کارگردانی میشاییل راسکام

در تحلیل فیلم The Neon Demon می‌توان گفت رفن به طرز خیره کننده ای  تصاویر ریز و درشت را کنار هم قرار می‌دهد بدون این که غرق در دیالوگ شود. و تصویرها به خودی خود پل ارتباطی با مخاطب را برقرار می‌کنند و مخاطب حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای را با مهارت کافی مجذوب می‌کند.

یکی از شاخص‌های سبک ویندینگ رفن، فرم بصری غنی است که در فیلم The Neon Demon شیطان نئونی اهمیت دارد چرا که خیلی دقیق تر از آثار قبلی او استفاده شده است.

وجود عنصر نور به قدری در فیلم تاثیرگذار است که مکان ها، موقعیت ها، کاراکترها، ذهنیات شان و سرنوشتشان را به خوبی معرفی می‌کند بدون این که دیالوگی گفته شود.

بیشتر بخوانید: فیلم Phantom Thread رشته‌‌ی خیال اثر پل توماس اندرسن

رفن در فیلم The Neon Demon با ایجاد اتمسفر کابوس وارانه، پرجلا و خوش رنگ و لعاب، زیبایی را به مخاطب القا می‌کند، زیبایی بیش از حدی که چشم آدم‌ها را از دیدن حقایق کور کرده است و ادامه‌‌ی زندگی در این زیبایی فریبنده تبعات سنگینی دارد.

در فیلم The Neon Demon می‌توان گفت با فیلمی دیر سوز مواجه ایم. در واقع کل فیلم به آرامی و ریتم کند به تحلیل، تحول ذهنی و نمو کاراکترها در برخورد با دنیای جدید می‌پردازد ولی این آرامش و ریتم آهسته به قدری لذت بخش و خواستنی است که گویی مخاطب در امواج آلفا سیر می‌کند بدون احساس خستگی و دلزدگی.

گویی ذهن تماشاگر مدام در سیکل ۷ تا ۱۴ ثانیه می‌گذرد و مدام در حال رمزگشایی تصاویر ویژه و زمینه سازی برای پایان‌بندی است. حتی در  اوج سکون و رکود هم این اتفاق با تصاویر، موسیقی و بازی‌های درخشان نمود پیدا می‌کند.

بیشتر بخوانید: فیلم Lion ساخته‌ی Garth Davis ، من گم شده ام و نشانی ام را باد برده است

در واقع در فیلم The Neon Demon آخرین اثر ویندینگ رفن چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می‌کند زیبایی است، ولی این زیبایی آنقدرها که به نظر می‌رسد، خوشایند و بی دردسر نیست و در فیلم رفن، تبعات خوبی ندارد و توامان با ترس، تنهایی، عدم امنیت و نهایتا نابودی پیش می‌رود.

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی

فیلم The Neon Demon شیطان نئونی

زیبایی که رفن به خوبی در فیلم ترسیم کرده زیبایی همراه با ویرانی است. فی الواقع  زیبایی ظاهری چیزی است که قرار است یک جایی و یک جوری زارش را بریزد. ترس از این که یک روز به وقوف برسید که در دنیایی تاریک ترسناک زندگی می‌کنید. دنیایی که همه چیز  برعلیه شما است.

دنیایی که از معصومیت شما استفاده می‌کند و شما را با سمت شرارت سوق می‌دهد. دنیایی تک قطبی که در آن هیچ عنصر خیری وجود ندارد و فقط تاریکی است و حکمرانی شیاطین و یا باید یکی از همین‌مهره باشی و یا قربانی، و هیچ قهرمان و نجات دهنده‌ای وجود ندارد.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم The Snowman آدم برفی ساخته‌ی توماس آلفردسون

در فیلم The Neon Demon می‌توان گفت با سری فیلم‌هایی سر و کار داریم که اساسن مخاطب را در ترس باقی می‌گذارند و نوید هیچ‌گونه آرامش و امنیتی و امیدی را نمی‌دهند و دنیایی را به تصویر می‌کشد که هیچ‌کس توانایی رودررویی و فرار کردن از  آن را ندارد.

در بررسی فیلم The Neon Demon می‌توان گفت ترسی که گریبان مخاطب را می‌گیرد او را به سمت پوچی و نیستی سوق می‌دهد. ویندینگ در The Neon Demon شیطان نئونی فضایی رویایی و مبهم را با رنگ و نور خلق می‌کند و در همین فضا مخاطب را به خواب REM می‌برد و دنیایی خلق می‌کند با جزئیات و عناصر واقعی ولی در ترکیب بندی و فضایی رویایی و غیرواقعی و اعمالی غیرواقعی که همه چیز در آن ممکن است حتی خوردن یک انسان.

رفن تا لحظه‌‌ی پایانی هم داستان را لو نمی‌دهد و در پایان شوک اصلی را به مخاطب وارد می‌کند و اوج داستان را درست در پایان قرار می‌دهد و مخاطب را حسابی غافلگیر می‌کند و بعد در ترس و لرز و تنهایی رها می‌کند.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم Red Sparrow گنجشک قرمز به کارگردانی فرانسیس لارنس

برای نقد فیلم The Neon Demon وارد مبحث بازیگری که شویم هم باز رفن با انتخاب‌های دقیق حرفی برای گفتن دارد.حتی حضور کوتاه کیانو ریوز هم تاثیرگذار می‌شود وقتی او هم جسی را لولیتا خطاب می‌کند و جزیی از همان تاریکی می‌شود. نکته‌ای که حائز اهمیت است تمام کاراکترهای رفن در اینجا و در تمام آثارش عادی نیستند و روان نژند اند.

کاراکترهایی که رفن خلق می‌کند کامل نیستند و دارای غیر اخلاقی ترین صفات اند و هیچ وقت موفق نمی‌شوند مسیر درستی را طی کنند و تبدیل به قهرمان شوند و درونشان شیطانی نیرومند نهفته که آنها را به بدی سوق می‌دهد و کاراکترها برای بقا ترجیح می‌دهند که خونخوار باشند و تبدیل به مهره‌ای از این سیستم شوند.

به غیر از تصاویر خیره کننده، کارگردانی دقیق و بازی‌های خوب، موسیقی فیلم نقش به سزایی در خلق اتمسفر کابوس وار و رمزگونه‌‌ی فیلم دارد و این آرامش و حالت خلسه وار را به خوبی جلو می‌برد و تنش و بحران را می‌سازد.

رفن در The Neon Demon شیطان نئونی بهترین استفاده را از استایل منحصر به فرد فیلمسازی‌اش کرده و با مهارت کافی، وهم‌ها و ترس‌های درونی ما را خارج می‌کند و همذات پنداری مخاطب را به کاراکترها و دنیایشان عملی می‌سازد و مخاطب را به فکر فرو می‌رود. پایان تراژیک شیطان نئونی کاتارسیس را در مخاطب به وجود می‌آورد و نگاه مخاطب را تغییر می‌دهد.

بیشتر بخوانید: برترین فیلم‌های ۲۰۱۷ از نگاه کاربران گوگل؛ کدام فیلم‌ها بیشتر جستجو شده‌اند!

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین‌های این هفته در نت‌نوشت

برو بالا