سایر

تحلیل تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثر تئودور ژریکو، ما مانده ایم و روز نمی آید

تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثر تئودور ژریکو

این شیوه بعدها به او در زمینه ی آثار لیتوگرافیش و همین طور در اثر شاهکارش تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا کمک شایانی کرد. ژریکو نقاشی آزاده و انقلابی بود که برهه ای از زندگیش را به خدمت نظام در ارتش گذراند و از این طریق تلاش کرد گرایشات سیاسیش را در بطن جامعه ای که می زیست جهت دار و مسئولیت سیاسی اش را به انجام برساند.

تئودور ژریکو نقاش رمانتیسم متأثر از سبک باروک در سال ۱۹۱۷ در شهر روآن در بستر فضای ملتهب و نا به سامان انقلاب فرانسه زاده شد. وی نقاشی را نزد استادش داوید و شاگردش بارن آنتوان ژان گرو آموخت و در طول زندگی حرفه ایش بسیار تأثیر گرفته از پیتر پل روبنس، دیه گو ولاسکز، رامبرانت و نقاشان شیوه گرای ایتالیائی بخصوص میکل آنژ و کاراواجو بود. وی در سفری که به ایتالیا داشت و پس از بازدید آثار نقاشی هنرمندان ایتالیائی، کاملاً مرعوب و برانگیخته است تا جائی که در نامه ای به یکی از دوستانش می نویسد:

در برابر اساتید ایتالیائی بر خود لرزیده است، به خود شک کرده است و شاید هرگز نتواند خود را پیدا کند.

بیشتر بخوانید: ۷ هنرمند بنام که از بیماری های روانی رنج می بردند!

در ادامه با تحلیل تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا با نت نوشت همراه باشید. ژریکو رفته رفته سبک قالب نقاشی در دوره ی خود را که متمرکز بر الگوهای خشک و قراردادی کلاسیک و نئوکلاسیک و زیبائی های آکادمیک است کنار می گذارد. وی که همواره در مسیر تکنیک کار و پرداخت سوژه ها از مدل استفاده می کند، پیکره ی جنس مذکر را بعنوان سوژه ای ثابت برای پرداخت و مطالعه قرار می دهد. ژریکو همچنین در دوره ای که نزد عمویش در ورسای اقامت می کند، فرصت مشاهده و تحلیل عمیق سوژه ی اسب را به دست می آورد و آن را در اصطبل های سلطنتی، میادین اسب دوانی ارتش و از زوایای متفاوت و در شرایط مختلف مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهد و جزئیات ظریفی از آن به دست می آورد. در این میان با فراگرفتن درس های سوارکاری تبدیل به سوارکاری فوق العاده می شود که اسب های چابک را به دیگر اسب ها ترجیح می دهد و پرشورترین آنها را برای سوارکاری انتخاب می کند.

ژریکو در طراحی های اولیه از سوژه آن قدر روی جزئیات آن کار می کرد و آنها را تغییر می داد که دیگر تقریباً چیزی از آن باقی نمی ماند. بعد آن را با یک کاغذ کالک می پوشاند و سپس بر اساس فرم کلی ایده آل خود روی آن کار می کرد تا به نتیجه ی رضایت بخش برسد. این شیوه بعدها به او در زمینه ی آثار لیتوگرافی و همین طور در اثر شاهکارش تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا کمک شایانی کرد. ژریکو نقاشی آزاده و انقلابی بود که برهه ای از زندگیش را به خدمت نظام در ارتش گذراند و از این طریق تلاش کرد گرایشات سیاسیش را در بطن جامعه ای که می زیست جهت دار و مسئولیت سیاسی اش را به انجام برساند. وی بعد از تابلوی درخشان افسر سوار گارد نظامی که بسیار مورد توجه واقع می شود، تابلوی سواره نظامی زخمی که میدان جنگ را ترک می گفت را می آفریند که چندان موفقیتی کسب نمی کند.

بیشتر بخوانید: تحلیل تابلوی دختری با گوشواره مروارید روایتی از نقاشی های یوهانس ورمر، چشم در آبیِ تو

پرتره ی تئودور ژریکو

پرتره ی تئودور ژریکو

تحلیل تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا ؛ ما مانده ایم و روز نمی آید

بعد از آن واقعه ی تاسف باری رقم می خورد که مایه ی آفرینش مهم ترین و ماندگارترین اثر ژریکو یعنی تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا می شود. در سال ۱۸۱۶میلادی، ناو جنگی مدوسا که متعلق به نیروی دریایی فرانسه به ناخدایی هوگ شوماریز بود، با سیصد و نود و پنج نفر ملوان و سرباز در نزدیکی سواحل کشور موریتانی فعلی غرق می‌شود. ناخدا که ۲۵ سال از صحنه ی دریانوردی دور بوده است با سهل انگاری خود باعث می شود کشتی بیش از حد به کرانه ی ماسه ای ساحل نزدیک شود و به تپه ای شنی اصابت کند و به گل بنشیند. کشتی در حال غرق شدن است که خدمه و ملوانان هراسان و شتابزده، قایق های نجات را به آب می اندازند اما قایق ها، کفاف تمام جمعیت حاضر در کشتی را نمی دهد.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی ونسان ونگوگ ؛ شور زندگی به روایتِ یک جوان پست امپرسیونیست

افراد باقی مانده با چوب ها و بقایای کشتی، کلک بزرگی می سازند و با طناب به قایق های نجات وصل می کنند و به راه خود روی اقیانوس ادامه می دهند اما در شبی مخوف طناب های واصل پاره می شود و کلک با صد و پنجاه و دو نفر روی آب معلق و سرگردان می ماند. حوادث تاریک و دهشتناکی که به فراخور موقعیتی خوفناک شکل می گیرد، از این جا زاده می شود که تصویری تاریک و تاسف بار می آفریند. ذخیره ی آب شیرین در حال تمام شدن است و تشنگی هجوم می آورد. آفتاب سواحل آفریقا گرم و سوزان بر پهنه ی دریا گسترده شده و کوسه ها در میان امواج منتظر طعمه هستند. افراد داخل کلک هراسان، تشنه و عصبی در حال رقم زدن قانون تنازع بقا، اجساد آنان را که از تشنگی تلف می شوند به آب می اندازند؛ اما رفته رفته گرسنگی هم هجوم می آورد. بشر ننگین که برچسب مضحک اشرف مخلوقات بر پیشانیش خورده، کارنامه ی درخشان افتخارات و ارزش های انسانیش را کامل می کند و افراد ضعیف تر را دستچین می کند و برای حفظ بقای خود می کشد.

بیشتر بخوانید: تحلیل تابلوی سفیران اثر هانس هولباین، نگاه خیره نعوظ چشم است.

بعد گوشت اجساد مرده را می کند و در آفتاب خشک می کند و از آن تغذیه می کند. در نهایت در حالیکه تنها پانزده نفر باقی مانده اند، کشتی آرگوس آنها را پیدا می کند و نجات می دهد. از آن پانزده نفر هم پنج نفر بر اثر بیماری می میرند و تنها ده نفر از مهلکه می گریزند. بازتاب این حادثه که در دوران حکومت ناپلئون رخ می دهد، انعکاس وسیعی در جامعه پیدا می کند که دولت را به شکلی مستقیم زیر سؤال می برد و تأثیری منفی و منفور بر آن می گذارد. ژریکو متأثر و پریشان از ماجرا، پرده ی نقاشی عظیمی از حادثه می آفریند که دو سال تمام روی آن وقت می گذارد و تنها زمان هائی که برای خور و خواب لازم است از آن جدا می شود و حاصل آن تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا است. او به سبک روزنامه نگاران مصاحبه هائی با بازماندگان ترتیب می دهد و جزئیات ماجرا را از زبانشان می شنود، یادداشت بر می دارد، از چهره هایشان طرح می زند و سعی دارد حقایق را آن طور که باید منعکس کند.

بعد در کارگاهش ماکت کلکی مشابه کلک مدوسا می سازد؛ در بندر لوهاور به تماشای امواج می نشیند و از پزشکی قانونی اجسادی می گیرد و مراحل تجزیه و تلاشی آنها را مورد مطالعه قرار می دهد. موضوع تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا لحظه ای را تداعی می کند که افراد کلک مدوسا، کشتی نجاتی را از دور مشاهده می کنند و برای نجات خود به دست آن کشتی در حال تقلا هستند. به این ترتیب در کنار واقع گرائی فتورئالیزم که در چهره و فیگورها متبادر می شود؛ شاهد پرداخت به لحظه ای از یک واقعه ی وحشتناک هستیم که بعدها در زمره ی آثار نقاشان هلندی مثل فرانس هالس و یان ورمیر ظهور می کند که در پروراندن حالت های زود گذر طبیعی و انعکاس احساسات آن در چهره ها استاد هستند؛ نقاشانی که پایبند حقیقت لحظه هستند. در پرتره های حاضر در نقاشی، ژریکو سعی کرده است بارقه های امید، استیصال، گرد و غبار اندوه، یأس و مرگ و تلاش های خستگی ناپذیر برای بقا را به تصویر بکشد.

بیشتر بخوانید: نامه های ونسان ونگوگ به برادرش تئو؛ درباره‌ی کتاب ونگوگ

پیکره ها در اثر ژریکو گاهی قطعه قطعه و ناتمامند که آثار فرانسیس بیکن را به یاد می آورند که انسجام و تمامیت را به چالش می کشند. مدل های ژریکو به جز بازماندگان حادثه، همه از دوستان ژریکو هستند که در این میان اوژن دلاکروا از همه بارزتر است. تصویر دلاکروا با روی برگردانده و دست چپ گشوده در کنار سه مرد ایستاده در کنار دکل دیده می شود. یکی از دوستان دلاکروا که تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا را در مراحل پایانی آن دیده بود، بعدها نوشت:

– دیدن کلک مدوسا چنان تاثیر تکان دهنده و هولناکی بر من گذاشت که پس از آن همانند دیوانگان از استودیو خارج شدم.

تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثر تئودور ژریکو

تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثر تئودور ژریکو

کلک مدوسا پرده ای بسیار بزرگ ـ در اندازه های بزرگتر از واقعی ـ به طول حدود هفت متر (۷۱۶ سانتیمتر) و ارتفاع حدود پنج متر (۴۹۱ سانتیمتر) است که در آن طیفی عمدتاً از رنگهای زرد، قرمز، قهوه ای و سیاه به شیوه ای که بیش از هر چیز یاد آور آثار کاراواجو است، بکار رفته است. در تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا ، ترکیب بندی کلک مدوسا از نوع ترکیب بندی هرمی (و مورب) است و نقطه اوج آن، مرد سیاهپوستی است که بر فراز دست ها و پیکره های فشرده شده  در هرم دماغه کلک، در حال علامت دادن به کشتی در افق دور دست است که در طرح اولیه وجود داشته اما در تابلوی نهایی حذف شده است. تیرک بادبان و طناب های مهار کننده آن هرم دیگری را می سازند که باقی مانده پیکره ها را به استثنای جنازه شناور بر آب در برمی گیرد.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی عباس کاتوزیان نقاش رئالیست و فیگوراتیو معاصر

از سوی دیگر ریتم پر کشش دستها و پاها و امواج، حالتی موسیقی گونه رمانتیک به آن بخشیده است. کلک مدوسا پرده ای فوق العاده نمایشی است که مضمون اصلی آن جدال انسان و طبیعت، و ستیز مرگ و زندگی است. ژریکو با خلق این اثر شکوهمند که چه از نظر موضوع و چه به لحاظ ساخت، در تقابل آشکار با معیارهای زیباشناختی نئو کلاسیک حاکم بر زمانه خود بود، سبب ساز تحولی شد که به تأسیس و تثبیت مکتب رمانتیسیسم در نقاشی فرانسه انجامید. تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثری جسورانه و انقلابی بود که دیدگاه اعتراضی خود را به نظام حاکم اعلام کرد و راه را برای آثار جسورانه ی دیگری مثل تابلوی سوم ماه مه اثر فرانسیسکو گویا گشود و به تبع آن اوژن دلاکروا را همراه خود ساخت. تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا برنده ی نشانی در سال ۱۹۱۸ (نمایشگاه سالانه ی پاریس شد) و در حال حاضر در موزه ی لوور پاریس نگهداری می شود.

پروژه ی بعدی ژریکو که حرکتی انقلابی در زمانه ی خود محسوب می شد، تصویرگری دیوانه ها و حالات روحی آنان بود. او مدتی به تیمارستان رفت و به ثبت چهره های بیماران دکتر اتی ین ژرژه که پیشگام درمان بیماری های روانی در فرانسه بود، پرداخت. پرتره هائی که ژریکو از این بیماران تهیه کرد، از قدرتمندترین نمونه های روانشناختی در تاریخ هنر غربند. ژریکو اجزای چهره را تا حد عناصر ضروری آن ساده می کرد و سپس روی جزئیات حالات متمرکز می شد. او کشف کرده بود که پوست اطراف چشم ها و دهان از دگرگونی حالات طبیعی چهره بیشترین تأثیر را می پذیرند؛ پس آنها را بارزتر می کرد. پیامی که ژریکو در پس این پرتره ها ارسال می کند، توجه و احترام به انسانیت فرد فارق از هر چیز دیگری است. پذیرفتن قربانیان بیماران مغزی در مقام افرادی از نوع بشر، نه چون معلولان و جادو زندگانی مطرود از جامعه، از شریف ترین نتایج نهضت رمانتیسم بود.

زن دیوانه اثر تئودور ژریکو

زن دیوانه اثر تئودور ژریکو

ژریکو در ۳۳ سالگی بر اثر علاقه ی همیشگی خود به اسب و سوارکاری در سرنوشتی غریب بر اثر سانحه ای در سوارکاری زندگی را بدرود گفت. وی در زمان مرگ تقریباً از یادها رفته بود. ژریکو همواره فراموش شده ترین هنرمند عصر خویش بود. او خیلی زودتر از آنکه افتخاری کسب کند، از دنیا می رود. درست همانند قهرمانی که لایق پیروزی است اما در همان آغاز مبارزه از اسب بر زمین می افتد. شاید این شعر لرد بایرون شاعر رمانتیک، مرحمی باشد بر ناکامی ژریکوی قهرمان و آزاد اندیش که روح رهائی در آثارش بارز است.

پوست درخشان
یال انبوه
پنجه های لرزان
پهلوهای تنومندی که
بوی قدرت از آن به مشام می رسد،
رگ های آبی برآمده ی مرد جنگلی
و پاشنه هائی که
ردشان بر ساحل رودخانه ی خصم باقی می ماند
و ما همواره تنها بودیم
در کجا می توانست ظهور کند؟
آیا این باد است؟
که این شاخه ها را به نوسان در می آورد؟
هنوز نظم و قانون،
حاکمیت قطعی نیافته است…
شعر مازپای سروده ی لرد بایرون

منابع: کتاب در جستجوی زبان نو/ نوشته ی روئین پاکباز
مقاله ی نگاهی به احوال و آثار ژریکو، برگرفته از فیلم زندگی  آثار ژریکو؛ ما همواره تنها بودیم/ نوشته ی زهرا همتی
تاریخ هنر جنسن/ ترجمه ی پرویز مرزبان
بررسی مکتب رومانتیسم بر آثار تئودور ژریکو/ نوشته ی مریم کریمی
مقاله ی برزخی سرگردان میان آب ها، بررسی تابلوی کلک مدوسا اثر تئودور ژریکو/ نوشته ی امیر کلاگر

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا