روانشناسی و موفقیت

هوش احساسی (EQ) چیست و با چه فاکتورهایی شناسایی می شود؟

هوش احساسی چیست

امروزه بهره هوشی هر فرد را بر اساس ۴ مقوله هوش جسمانی، هوش احساسی یا هیجانی، هوش معنوی و هوش عقلانی تقسیم بندی کرده اند. در این میان هوش عاطفی نقش عمده ای به عهده دارد که هر فردی می تواند آن را در خود تقویت کند.

در صورتی که بخش مهمی از بهره هوشی به هوش احساسی یا هوش هیجانی اختصاص دارد و معمولا به آن توجهی نمی شود و همیشه از بهره هوشی یا همان IQ و ویژگی های افراد باهوش صحبت می شود و ملاک هم نمره های درسی و یا سرعت یادگیری و حافظه قوی است. حتی می توان گفت پایه اصلی بهره هوشی یا همان آی کیو هوش عاطفی یا هوش احساسی است. هوش عاطفی یا هوش هیجانی یا هوش احساسی که با علامت اختصاری EQ و طی سال های اخیر با EI نشان داده می شود نقش مهمی در شکل گیری روابط انسانی، رهبریت موثر، و مهارت های ارتباطات اجتماعی و حتی مدیریت زندگی شخصی به عهده دارد. نت نوشت شما را با این بخش از هوش که متاسفانه دست کم گرفته می شود آشنا می کند.

تفاوت احساس و هوش احساسی

وقتی از هوش احساسی صحبت می شود معمولا آن را به احساسات ربط می دهند. ولی هوش عاطفی یا هوش احساسی یا هوش هیجانی با احساسات هم معنا نیست و دو مقوله جدا از یکدیگرند. غلیان احساسات یا احساسی شدن زمانی است که شما بدون تفکر یا مدیریت رفتارتان فقط احساسی به چیزی واکنش نشان می دهید. ولی هوش عاطفی احساسی است که با آن دیگران را درک می کنید و حتی احساسات خود و دیگران را مدیریت می کنید. ولی این فقط یک جنبه آن است.

هوش عاطفی اولین بار توسط جان مایر John Mayer از دانشگاه نیوهمپشایر انگستان و پیتر سالووی Peter Salovey  از دانشگاه ییل Yale مطرح شد. مقوله ای جدید که به طور جدی توسط دانیل گلمن Daniel Goleman از سال ۱۹۹۰ به آن پرداخته شد. او با نوشتن کتاب معروفش به نام : «Emotional Intelligence: Why It Can Matter More Than IQ» معروف شد. او اعتقاد دارد به جای EQ  علامت اختصاری بهره عاطفی یا Intelligence Quotient باید از EI یا Emotional Intelligence به معنای هوش عاطفی استفاده کرد. اصطلاحی که امروزه کاربرد جهانی یافته است. پس از تحقیقات گلمن و ارائه کتاب مشهورش وقتی می خواهند بهره هوشی کسی را محاسبه کنند بخش مهمی از آن را به هوش عاطفی اختصاص می دهند.

هوش احساسی چیست؟

هوش احساسی به معنای درک احساسات خود و دیگران از سه بخش عمده تشکیل شده است:

۱) توانایی تشخیص و درک احساسات

۲) توانایی مهار احساسات

۳) توانایی مدیریت احساسات و حتی مدیریت انسان های اطرافتان

در مقاله ای از دانشگاه هاروارد ۱۲ شاخص برای هوش عاطفی معرفی شده است.

شاخص های هوش احساسی

هوش عاطفی بر اساس آخرین تحقیقات دانشگاه هاروارد از ۱۲ قسمت تشکیل می شود که عبارتند از :

۱- آگاهی از احساسات و عواطف فردی خودتان

۲- توانایی مهار و کنترل احساسات فردی

۳- توانایی انطباق

۴- هدفمندی و توانایی جهت گیری برای دستیابی به اهداف

۵- نگرش مثبت

۶- توانایی همدلی و همدردی

۷- آگاهی سازمانی

۸- تاثیرگذاری

۹- مدیریت احساسات خود و دیگران

۱۰ -مدیریت درگیری ها و تنش ها

۱۱- کار گروهی

۱۲- رهبری الهام بخش

هوش عاطفی تان را قوی کنید

محققان بر این باورند که می توان با بررسی ۱۲ شاخص ذکر شده و تمرین؛ هوش عاطفی خود را افزایش داد و موفق تر و بهتر زندگی کرد. عصب شناسان و روان شناسان تکنیک هایی را معرفی می کنند تا هوش عاطفی را تقویت و بهره آن را افزایش دهند. هر چند در شبکه های اجتماعی ایران بین ۴ تا ۷ تکنیک افزایش هوش عاطفی معرفی شده است ولی گلمن در کتابش به نام «هوش عاطفی: چرا از بهره هوشی مهمتر است؟» ضمن تشریح هوش عاطفی روش های خوبی برای سه بخش اصلی هوش عاطفی و تقویت آن ارائه می کند.

در صورتی که به کتاب با زبان اصلی انگلیسی دسترسی ندارید می توانید از ترجمه فارسی آن توسط ۴ مترجم ایرانی استفاده کنید. هر چند متخصصان معتقدند برای تقویت و افزایش هوش هیجانی بهتر است از یک روانشناس یا مربی کارآزموده کمک بگیرید ولی برای یک شروع سریع از نکته های کلیدی زیر که توسط خود دانیل گلمن ارائه شده است کمک بگیرید:

آگاهی از احساسات خود

باید کاملا از احساسات خود آگاهی داشته باشید. بیشتر مردم احساسات خود را پنهان می کنند. باید یاد بگیرید گاهی مثل یک ناظر با دقت به احساسات خود چه بد و چه خوب توجه کنید. آن ها را پس نزنید.

توانایی مدیریت احساسات فردی

حتی یونانیان باستان متوجه شده بودند افرادی موفق تر هستند که بتوانند احساسات خود را مدیریت کنند. افراد موفق این توانایی را دارند.

احساسات چه خوب چه بد ارزشمند هستند

باید به احساسات خود و دیگران ارزش بگذارید. احساس های خودتان چه بد چه خوب باید انگیزه بخش شما برای یک تغییر خوب، کسب موفقیت و یک زندگی شادتر باشد. احساسات بد را به عنوان یک تجربه ارزشمند تلقی کنید. مهم این است که دوباره آن ها را تکرار نکنید.

نگرش مثبت داشته باشید

حتی اگر اتفاق چندان خوبی در زندگی اتفاق نیفتد باید آن را فرصتی برای یک تغییر خوب تلقی کنید. نسبت به هر چیزی نگرش مثبت داشته باشید و با چنین افرادی تعامل اجتماعی داشته باشید.

مدام در حال یادگیری و رشد باشید

خود را محدود به دانش فعلی تان نکنید. در ه زمینه ای فعالیت می کنید، دانش خود را افزایش دهید. مطالعه کنید و سعی کنید به روز باشید. مهارت های جدید کسب کنید و مهارت های قبلی تان را تقویت کنید.

از تغییر نترسید

بیشتر انسان ها در برابر تغییر واکنش نشان می دهند. ولی با پذیرش تغییر رشد بیشتری می کنید و آینده بهتری برای خودتان رقم می زنید. چون از گذشته دل کنده اید.

مرزبندی داشته باشید

مرزبندی روابط اجتماعی با هوش احساسی

مرزبندی روابط اجتماعی با هوش احساسی

یک حریم شخصی برای خودتان تعریف کنید و بر اساس آن با بقیه افراد ارتباط بگیرید. به این ترتیب هیچ گاه رنجشی بوجود نخواهد آمد. در عین حال دیگران وارد مرزبندی شما نخواهند شد و قادر نخواهند بود به شما صدمه بزنند.

مستقل باشید

وقتی هدف خود را انتخاب کردید کاری نداشته باشید کسی شما را همراهی می کند یا نه. بدون وابستگی به کسی یا چیزی به دنبال آرزوهایتان بروید. خودتان برای خودتان انگیزه ایجاد کنید و منتظر کسی نمانید.

متعادل باشید

چرخه زندگی تان را طوری تنظیم کنید تا در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی متعادل عمل کنید.

شاد باشید

به دنبال راه هایی باشید تا زندگی شادتری را سپری کنید. شادی به معنای بی خیالی نیست. به معنای این است که با همه مشکلات از لحظه به لحظه زندگی تان لذت ببرید.

منبع:

curiosity.com

Positive Psychology

Psychology Today

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا