ادبیات جهان

رمان سرزمین گوجه های سبز نوشته هرتا مولر ، روایتی از رئالیسم و جادوی رئالیسمی

سرزمین گوجه های سبز

در رمان  “سرزمین گوجه های سبز” اثر هرتا مولر مفاهیم رئالیسم جادویی مشاهده می شود. در این روش، برخی از نویسندگان ادبی دارای خلاقیتی هستند که عناصر دنیای اسطوره و تخیل را به مردم پیوند می دهند. اسطوره ها و رمز و رازها و خرافات و وقایع زندگی آدم ها قلمرو مناسبی برای فعالیت تخیل نویسنده است تا به خلق یک اثر ادبی به روش رئالیسم جادویی بپردازد.

رئالیسم جادویی در شیوه های داستان نویسی مدرن مطرح شده است. این اصطلاح برای نخستین بار به وسیله فرانس رو هنر شناس آلمانی در سال ۱۹۲۵ به کار رفت و سپس در سال ۱۹۴۹ آلخو کارپانتیه کوبایی آن را یه صورت جدی در ادبیات مطرح کرد و آمریکای جنوبی محلی برای تثبیت این گونه از داستان نویسی شد. بین فرهنگ و جامعه آلمان و آمریکای جنوبی با موضوع رئالیسم جادویی ارتباط خاصی وجود دارد. این شیوه به گونه ای عمل می کند که تمام حوادث خیالی به گونه ای حقیقی جلوه می کنند. عناصر واقعیت و خیال در هم آمیخته می شوند. در ادامه همراه نت نوشت باشید تا رمان سرزمین گوجه های سبز اثر هرتا مولر را در این گفتار با هم به مرور بنشینیم.

به نظر بسیاری از صاحب نظران، رئالیسم جادویی شاخه ای از مکتب رئالیسم است و نمی تواند یک مکتب ادبی مستقل محسوب شود. دارای اصول تازه نیست و با مکتب رئالیسم، هماهنگی دارد.

بیشتر بخوانید: رمان گرسنه نوشته‌ی کنوت هامسون ، مردی در کوچه و خیابان های شهر اسلو

رمان سرزمین گوجه های سبز ، روایتی از رئالیسم و جادوی رئالیسمی

در رمان سرزمین گوجه های سبز اثر هرتا مولر مفاهیم رئالیسم جادویی مشاهده می شود. در این روش، برخی از نویسندگان ادبی دارای خلاقیتی هستند که عناصر دنیای اسطوره و تخیل را به مردم پیوند می دهند. اسطوره ها و رمز و رازها و خرافات و وقایع زندگی آدم ها قلمرو مناسبی برای فعالیت تخیل نویسنده است تا به خلق یک اثر ادبی به روش رئالیسم جادویی بپردازد. نویسنده با استفاده از واژگان و فضایی که می سازد خواننده را به درک معنای اسطوره، سنت ها و واقعیات اطراف خود وادار می سازد.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب در میان گمشدگان نوشته ی دَن چاون، همیشه یکی داره از اینجا میره

در رمان “سرزمین گوجه های سبز” که روایتی است از زندگی واقعی و تجربه نویسنده که بوی مرگ در آن شنیده می شود با سرنوشتی که برای دانشجویانی روی می دهد که با هزاران امید راهی شهر می شوند برای کسب علم لیکن چیزی جز فقر و مرگ و فحشا نصیبشان نمی شود. هرتا مولر تجربیات شخصی اش را از دوران دانشجویی و زندگی در رومانی را روایت می کند.

مولر در این رمان، بازبان استعاره و کنایه واقعیت های زندگی در سایه دیکتاتوری را روایت می کند. راوی داستان نماینده قشر دانشجوست که بیشتر در پی فرار از سرزمین گوجه های سبز هستند تا ماندن و مبارزه کردن. نمایش عنصر واقعیت و تخیل در هر نویسنده ای شیوه ای خاص دارد اگر نویسنده ای واقع گرایی در بک اثر وجه اجتماعی دارد می تواند در اثر دیگر وجه سیاسی پیدا کند. همچنان که مولر واقعیت و تخیل را امری سباسی می داند که نتیجه دیکتاتوری است.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب شیطان و دوشیزه پریم نوشته پائولو کوئیلو

هرتا مولر تخبل را بکار می گیرد تا تلخ ترین ابعاد واقعیت را برای مخاطب خود ملموس نماید. و تخیل و واقعیت را خود می سازد و به بیرون از ذهن خویش ارجاع نمی دهد. در مقابل آنان که واقع گرایی در آثارشان وجه اجتماعی دارد این تخیل و واقعیت را به بیرون از ذهن و دنیای واقعی ارجاع می دهند. درون مایه این رمان، تنهایی است و این تنهایی نتیجه بی توجهی مردم به رفتار حکومت و همچنین خواست حکومت است وی تنهایی را در بعضی جاها با استعاره و کنایه و در برخی دیگر به صراحت به تصویر می کشد.

از جمله ویژگی های خاص نگارش رمان به سبک رئالیسم جادویی فضاسازی وهم آلود آن است. در این فضاسازی واقعیات زندگی و طبیعت، مضامینی را در خدمت نویسنده قرار می دهد که لبه هراس انگیز زندگی را نشان می دهد. راوی کوشیده است که با استفاده از عنصر تخیل در دنیای واقعی یک فضای واقعی وهم آلود خلق کند. از دیگر ویژگی های این نوع ادبی چندلایه بودن فضا و فضایی اغراق گونه است. استفاده از تخیل در تصویر کشیدن واقعیت، کار نویسنده را به جایی می رساند که اغراق و غلو را نمی تواند ندید بگیرد. هرتا مولر در سرزمین گوجه های سبز فضای اغراق گونه رمان را با عناصر طبیعی، اجتماعی و سیاست می سازد. به تصویر کشیدن فضایی متعفن از دیگر لایه های رمان نویسی به سبک رئالیسم جادویی است.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب اتو پرتره نوشته‌ی ادوارد لِو ، بین تنهایی زهدان و تنهایی گور

فضاسازی مولری امری سیاسی است که در کلیت داستان حضور دارد. فضای وهمی به فضایی تعفن بار انجامیده است.

وقتی پتو را بلند کردم که روکش آن را در آورم چشمم به گوش خوکی افتاد. این شیوه دختران بود برای وداع. ملافه را تکانیدم اما گوش خوک نیفتاد.

نویسنده برای بازنمایی فرهنگ و جامعه خود از سبک رئالیسم جادویی استفاده کرده است و زندگی خود را در یک جامعه تحت استبداد تجربه کرده است با نام سرزمین گوجه های سبز یا قلب حیوانی بازنمایی می کند.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا