اقتصادی

تحلیل بنیادی در بازار سهام – قسمت یازدهم – انواع مختلف پول

سیاست پولی و اقدامات نظام فدرال رزرو اغلب بر چیزی تمرکز می یابد که آن را مجموعه های پولی می نامند.

پول چیزی است که به عنوان ارزش قانونی نقود یا پول رایج یا واحد شمارش _ به سخن دیگر واحد اندازه گیری ثروت – به کار می رود. در ایالات متحده این پول رایج دلار است و در فرانسه فرانک.

در قسمت دهم از تحلیل بنیادی معرفی کلی از بانک مرکزی آمریکا یا فدرال رزرو ارائه کردیم. در مطلب امروز قصد داریم در خصوص انواع پول های رایج به ارائه مطلب بپردازیم. منتهی قبل از آن در خصوص واژه مهم نرخ تنزیل اندکی سخن خواهیم گفت. با نت نوشت همراه باشید.

توافق نامه های بازخرید بازار آزاد

فدرال رزرو اغلب از عوض های خرید و فروش های ساده بازار آزاد استفاده می کند، و این فعالیت ها را توافق نامه بازخرید (repo ) و توافق نامه باز خرید معکوس می نامند. فدرال رزرو اغلب به این گونه معادلات که رایج تر از خرید و فروش مستقیم است دست می زند و طرف آن کارگزاران عمده در اوراق دولتی و گاه بانک های مرکزی کشور های دیگر هستند . در توافق نامه باز خرید فدرال رزرو مقدار مشخصی اوراق بهادار از فروشنده ای می خرد و این همان تعداد اوراق بهادار را با قیمتی بالاتر باز خرید کند. تفاوت قیمت اولیه و قیمت باز خرید بازدهی است برای فدرال رزرو که به فروشنده امکان داده مقداری وجوه نقد را در طول مدت توافق پیش خود داشته باشد. در عین حال این تفاوت ، هزینه فروشنده است برای وام گرفتن از فدرال رزرو. در توافق نامه باز خرید معکوس (که فروش همتا یا معامله فروش _خرید همتا نیز نامیده می شود ) فدرال رزرو اوراق بهادار می فروشد و تعهد می کند آن را با قیمتی بالاتر دوباره بخرد. تفاوت قیمت ها، هزینه فدرال رزرو برای کسب وجوه است و بازدهی خریداری است که پول به فدرال رزرو وام داده است.
می توانیم با مثالی برخی از نکات توافق نامه بازخرید فدرال رزرو را روشن کنیم. فرض کنید فدرال رزرو می خواهد بنا بر دلایلی ذخیره های بانکی را در دوره های کوتاه مدت افزایش دهد و موسسه مالی را می یابد که ۲۰ میلیون دلار به صورت اوراق بهادار دارد، اما هیچ ذخیره اضافی ندارد. هم چنین فرض کنید این موسسه می خواهد مبلغ ۱۹میلیون دلار برای هفت روز به وام گیرنده ای وام بدهد. بعد از بحث و گفتگو ، فدرال رزرو موافقت می کند که آن اوراق بهادار را به قیمتی که بازتاب نرخ جاری repo است بخرد و آن ها را در مدت هفت روز و وقتی که وام گیرنده از آن موسسه ، وام خود را بازپرداخت کرد، به آن موسسه بفروشد. نرخ جاری سالانه ۳/۴%است. این معامله چنین شکلی دارد: فدرال رزرو اوراق بهادار را به مبلغی تقریبا معادل ۱۹،۹۸۳،۲۷۸ دلار می خرد و آن ها را هفت روز بعد به ارزش اصلی آن ها یعنی ۲۰ میلیون دلار به موسسه می فروشد. تقریبا معادل ۷۲۲۱۶ دلار بهره ای است که موسسه برای هفت روز می پردازد و در عین حال بازده فدرال رزرو برای وام دادن پول است. در طول این هفت روز موسسه مالی و کل نظام بانکی افزایش ذخیره داشته اند، البته در صورتی که بانک مبلغی کم و بیش معادل ۲۰میلیون دلار به حساب خود در فدرال رزرو نگاه دارد. فدرال رزرو از توافق نامه بازخرید و توافق نامه بازخرید معکوس استفاده می کند تا تغییری توافقی در سطح ذخایر نظام بانکی به وجود آورد یا در مقابل رویدادی که فکر می کند اثری نمایان اما نه دراز مدت خواهد داشت، واکنش نشان دهد. مثال خوبی از این رویدادها پرداخت های کلان خزانه داری امریکا (مثل بازپرداخت مالیات یا پرداخت منافع تامین اجتماعی) است که به گونه ای ناگهانی اما موقتی ذخایر بانک ها را بالا می برد. بی تردید این تغییرات موقتی در ذخایر نظام بانکی توان بانک ها را در دادن وام تغییر می دهد و در نهایت رشد عرضه پول را در کوتاه مدت سبب می شود.

نرخ تنزیل

چنان که در گذشته اشاره کردیم فدرال رزرو به بانک هایی که عضو نظام بانکی هستند وام می دهد. وقتی بانکی از فدرال رزرو وام می گیرد می گویند از امکانات تنزیل استفاده کرده وآن بانک برای این وام وثیقه می گذارد . نرخ بهره این وام ها را نرخ تنزیل می گویند که هیئت عامل بانک فدرال آن را تعیین می کند. وقتی نرخ بهره بالا می رود طبیعی است که بانک ها تمایل کمتری به وام گرفتن دارند و وقتی نرخ بهره پایین بیاید تمایل آنها بیش تر می شود . وجوه حاصل از وام تنزیلی نیز ذخیره به شمار می آیند و ظرفیت وام دهی بانک را افزایش می دهند. بانک ها به طور کلی این شیوه وام گرفتن را دوست ندارند زیرا علاوه بر هزینه دریافت وام، میزان نظارت بر فعالیت بانک وام گیرنده را نیز بالا می برد. بنابراین، جریان این وام گیری تاثیری بسیار اندک بر پول بانک ها و مقدار پولی که می تواند وام دهند، ودر نتیجه بر عرضه پول دارد.

انواع مختلف پول

تا این جا به صورت کلی از عرضه پول سخن گفتیم. اما می توانیم دقیق تر باشیم و معانی متعدد و متفاوتی برای واژه پول و نیز انواع مختلف پول بیان کنیم. نخست پول چیزی است که به عنوان ارزش قانونی نقود یا پول رایج یا واحد شمارش _ به سخن دیگر واحد اندازه گیری ثروت – به کار می رود. در ایالات متحده این پول رایج دلار است و در فرانسه فرانک. ثانیا ما هر چیز را که وسیله مبادله باشد پول می نامیم، یعنی هر چیزی که عموما برای پرداخت در ازای کالاها ، خدمات و معاملات سرمایه ای پذیرفته می شود. در ایالات متحده وسیله مبادله عبارت است از پول رایج که خزانه داری یا فدرال رزرو منتشر می کند و سپرده های دیداری که پرداخت از طریق چک را میسر می کند و در موسسات سپرده پذیر مثل بانک های تجاری نگهداری می شود. وسیله مبادله در عین حال این عملکرد را نیز دارد که می تواند مخزن ارزش باشد، یعنی وسیله مبادله را می توان برای انتقال منابع از حال و آینده به کار برد. روشن است که این عملکرد در هنگام تورم شدید و پیش بینی نشده ضعیف می شود. سایر حساب های مشابه سپرده دیداری عبارتند از new  یا دستور برداشت قابل انتقال و حواله سهم الشرکه اتحادیه های اعتباری. سایر دارایی هایی که نقش وسیله مبادله ندارند ، در بسیاری از ویژگی ها با پول رایج شریکند. این ویژگی ها عبارتند از ایمنی، قابلیت تقسیم و نقدینگی بالا که آن ها را با هزینه های نا چیز قابل تبدیل به وسیله مبادله می کند. این دارایی ها به سبب این ویژگی ها جانشین خوبی برای پول ، به خصوص به عنوان ذخیره ارزش هستند. این گونه دارایی ها عبارتند از سپرده مدت دار در بانک های تجاری یا موسسات پس انداز. این حساب ها در طول عمر مشخص خود بهره دریافت می کنند و سرمایه گذاری نمی تواند بدون تقبل جریمه، برای معاملات از این حساب ها پول برداشت کند، مگر وقتی که تاریخ سر رسید آن ها فرا برسد. سایر دارایی هایی که جانشین پول می شوند عبارتند از موجودی صندوق های سرمایه گذاری مشترک بازار پول.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا