شازده احتجاب هوشنگ گلشیری ۲۰۰۰-۱۹۳۸
ادبیات ایران

نگاهی به «شازده احتجاب» نوشته‌ی هوشنگ گلشیری؛ حکایتی از یک سقوط

“شازده” آخرین بازمانده از نسل خانواده‎ای اشرافی است. او در حال مرور خاطرات خود است. او به بیماری سل مبتلا و آخرین لحظات زندگی خود را سپری می‎کند. و داستان سقوط این خانواده را به تصویر می‎کشد. تمام افراد خانواده و اجداد او در قاب عکسی رنگ و رو رفته هستند. و در حال بیماری و تبِ “شازده” از قاب بیرون می‎آیند و داستان هر یک از شخصیت ها روایت می‎شود و این روایت از زمان تولد تا مرگ او را در بر می‎گیرد.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

“شازده احتجاب” داستان بلندی از “هوشنگ گلشیری” است. “شازده احتجاب” آخرین بازمانده از نسل خانواده‎ای اشرافی است. او در حال مرور خاطرات خود است. او به بیماری سل مبتلا و آخرین لحظات زندگی خود را سپری می‎کند. و داستان سقوط این خانواده را به تصویر می‎کشد. تمام افراد خانواده و اجداد او در قاب عکسی رنگ و رو رفته هستند. و در حال بیماری و تبِ “شازده” از قاب بیرون می‎آیند و داستان هر یک از شخصیت ها روایت می‎شود و این روایت از زمان تولد تا مرگ او را در بر می‎گیرد.

این داستان بلند فصل بندی ندارد. در تمام طول داستان راوی تغییر می‎کند. حتی از پاراگرافی به پاراگراف دیگر این تغییر را می‎بینیم. گاهی راوی “فخری” گاه “فخرالنسا “و گاه “شازده” و دانای کل است. تغییر زاویه‎ی دید یکی از برجسته‎ترین ویژگی‎های فرمی این داستان بلند است. و در تمام طول متن دیده می‎شود.

در ابتدای داستان “شازده” را می‎بینیم که بر روی صندلی خود نشسته است. از همین جا آمد و رفت خیال “شازده”به گذشته آغاز می‎شود. و در هر چند لحظه یکبار یکی از اجداد او از قاب بیرون می‎آیند و جلوی او قد علم می‎کنند.

داستان “شازده احتجاب” در دل زمان عقب و جلو می‎رود و زمان کاملن بهم ریخته است. و روایت خطی ندارد. و می‎توان گفت به نوعی جریان سیال ذهن “شازده” است. و همین موضوع باعث می‎شود که در صفحات آغازین داستان خواننده گیج شود و نتواند شخصیت‎ها را از هم تشخیص دهد و یا به خوبی متوجه جریان داستان شود. و حتمن باید چندین صفحه بگذرد تا به قول معروف داستان دستش بیاید.

در دل این جریان سیال ذهن و مرور خاطرات، ساختار خانواده‎ی اشرافی قدیمی نشان داده می‎شود. و بخشی از سنت‎ها، آداب و فرهنگ و تاریخ ایرانی به تصویر کشیده می‎شود. و می توان ساز و کار و مناسبات حاکم بر این خانواده‎ها و شرایط اجتماعی آن دوران را دید.

توصیف‎های مراسم و یا فضا به القای حس تنهایی و سرگشتگی “شازده” کمک کرده است. شخصیت “شازده” از کودکی به نوعی متفاوت با بقیه‎ی افراد خانواده بوده است. و او همواره ناظری منتقد بود. و همین امر باعث شده است که مرور خاطراتش تصویری تلخ و سیاه از افراد این خانواده و سرنوشت آنها باشد.

تعداد شخصیت‎ها با توجه به حجم داستان زیاد است. و فرصت پرداخت به هر کدام از آن ها به طور کافی وجود نداشته است. و فقط چند تصویر کوتاه از آن ها ارائه شده است. و همین امر موجب می شود که گاهی تصویر کلیشه‎ای و کلی از یک شخصیت ارائه گردد.

“هوشنگ گلشیری” نویسنده‎ی معاصر ایرانی است. او یکی از تاثیرگذارترین داستان‎نویسان معاصر زبان فارسی است. او با نوشتن این رمان در دهه‎ی چهل شمسی به شهرت فراوانی رسید و تا کنون بارها تجدید چاپ شده است. “هوشنگ گلشیری” در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان متولد شد و در ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران درگذشت. از او آثار بسیاری بر جای مانده است.
“بهمن فرمان‎آرا” در سال ۱۳۵۳ فیلمی با اقتباس از این داستان بلند و به همین نام ساخته است.

“شازده احتجاب” هوشنگ گلشیری ۲۰۰۰-۱۹۳۸

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا