علمی

میلیاردها سال پیش، حیات چگونه بوده و ابتدای جهان در علم چگونه تصویر می‌شود؟

میلیاردها سال پیش، حیات چگونه بوده و ابتدای جهان در علم چگونه تصویر می‌شود؟

میلیاردها سال پیش، حیات چگونه بوده و ابتدای جهان در علم چگونه تصویر می‌شود؟ جهان، یک مکان سرد و تاریک است. اگر در سیاره ایی شرایط حیات وجود داشته باشد، آن سیاره بسیار خوش شانس است: به اندازه کافی به ستاره خود نزدیک است تا آب موجود در آن از انجماد حفظ شود، و به اندازه کافی دور است تا آب آن به جوش نیاید و بخار نشود.

جهان، یک مکان سرد و تاریک است. اگر در سیاره ایی شرایط حیات وجود داشته باشد، آن سیاره بسیار خوش شانس است: به اندازه کافی به ستاره خود نزدیک است تا آب موجود در آن از انجماد حفظ شود، و به اندازه کافی دور است تا آب آن به جوش نیاید و بخار نشود. ما میان کهکشان های اطراف جزو معدود سیارتی هستیم که قابلیت سکونت را دارند. و ما نمی دانیم که در سیارت دیگر زندگی وجود دارد یا نه. آیا این مکان قرار گیری ما است که اهمیت دارد، یا زمان هم اهمیت دارد؟

سیاره زمین نه خیلی گرم، نه خیلی سرد

میلیارد ها سال پیش (ذهنتان را برای کلمه های بعدی آماده کنید)، جهان به عنوان یک تکینگی آغاز شد که در یک تریلیون از یک تریلیون یک ثانیه منفجر شد، با سرعتی چندین و چندین برابر سریعتر از سرعت نور. جهان یک سوپ چگالی دار داغ متنوع از همه ذرات؛ کوارک ها، گلوئون ها، فوتون ها و الکترون ها بود. حالا چقدر داغ بود؟ آنقدر داغ بود که ذرات حتی نمی توانستند به بلوک های ساختمان اتم تبدیل شوند. یعنی صدها برابر از خورشید گرمتر بود. آنقدر داغ بود که ما هنوز می توانیم شواهد آن را در تابش زمینه کیهانی (cosmic microwave background) مشاهده کنیم.

اما درست مثل یک کیک تازه از اجاق در آمده، جهان به تدریج سرد شده است. ذرات تبدیل به اتم، و اتم ها به ستاره تبدیل شده اند، و کم کم و کم کم، همه چیز گسترش یافته و خنک شده، تا جایی که جهان شکل گرفته است. اما در این میان مکان های وجود داشت که برای تشکیل اتم ها و سرد شدن آنها گرم بودند. به اندازه ای گرم که آب مایع را به وجود بیاورند – نه فقط در سیارات، بلکه در همه جا.

چیزهایی که از چندین میلیون سال باقی مانده بودند. برای حیات موجودات هوشمند کافی نبودند (انسانها حداقل ۱۶۰ میلیون سال طول کشید تا از پستانداران اولیه تکامل پیدا کنند) اما مطمئنا برای نوعی دیگر از حیات کافی بوده اند؛ زندگی تک سلولی، اما حیات یکسان است.

همه اجزا در کنار هم

این فقط پایین آمدن دما نبود که توانست در طول “عصر قابل سکونت” شرایط حیات را فراهم آورد، همان گونه که Avi Loeb ستاره شناس پشت این نظریه می گوید؛ انرژی کافی که از انفجار بزرگ (Big Bang) حاصل آمده بود، نیز به تشکیل زندگی کمک می کند ( از آنجایی که ستاره ها و سیارات سنگی تازه شکل گرفته بودند بخاطر تابش های کیهانی و اثرات مخرب اطرف، آماده متلاشی شدن و به وجود آوردن سیاره های جدید بودند).

اما این هم کافی نمی باشد: زیرا بسیاری از عناصری که برای حیات لازم بودند در ابرنواختر (مرگ انفجاری ستاره های قدیمی) شکل گرفته بودند. از آنجایی که ستاره ها هنوز به اندازه کافی بزرگ و قدیمی نبودند، در جهان اولیه حتی کربن شکل نمی گرفت و عناصر سنگین تر مانند آهن به اندازه بسیار کم به وجود می آمدند. پس اگر حیاتی وجود داشته، متفاوت با انچه ما به عنوان حیات و زندگی می شناسیم بوده است.

اگر نظریه عصر قابل سکونت Loeb حقیقت داشته باشد، یک نظریه دیگر هم پا به عرصه می گذارد: اصل انسان نگر. این اصل می گوید که جهان دارای تمام عناصر برای کمک به حیات است، زیرا اگر این طور نبود، ما اینجا نبودیم. اما در عصر قابل سکونت، بسیاری از این عناصر متفاوت بودند، اما حیات وجود داشته است.

شاید زندگی به قواعد جهانی که ما می شناسیم بستگی (ربط) ندارد. شاید حیات بر اساس قوانین و اصول های دیگری رشد کرده و ما در اینجا یک استثنای نادر هستیم.

منبع: curiosity.com

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا