1398-06-29
سایر

تحلیل تابلوی دختری با گوشواره مروارید روایتی از نقاشی های یوهانس ورمر، چشم در آبیِ تو

دختری با گوشواره مروارید

رمان دختری با گوشواره ی مروارید نوشته ی تریسی شوالیه، نویسنده ی زن آمریکایی – انگلیسی است. او این کتاب را در سال ۱۹۹۹ در آمریکا منتشر کرد. و این کتاب به ۳۸ زبان ترجمه شده است. و تا امروز میلیون ها نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رفته است.

رمان دختری با گوشواره مروارید نوشته ی تریسی شوالیه، نویسنده ی زن آمریکایی – انگلیسی است. او این کتاب را در سال ۱۹۹۹ در آمریکا منتشر کرد. و این کتاب به ۳۸ زبان ترجمه شده است. و تا امروز میلیون ها نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رفته است. تریسی شوالیه در این رمان با تکیه بر آثار نقاشی یوهانس ورمر نقاش هلندی و جمع آوری اطلاعات تاریخی درباره ی نحوه ی زندگی اجتماعی مردم در هلند قرن هفدهم به بازسازی زندگی روزمره ی یوهانس ورمرِ نقاش می پردازد. تابلویی که سوژه ی این اثر شده است تابلوی نقاشی دختری با گوشواره مروارید است که شوالیه دخترِ مدلِ این نقاشی را به عنوان راوی داستانش برگزیده است. و از طریق زاویه ی دید او به زندگی شخصی و کاری یوهانس ورمر نقاش می پردازد.

بیشتر بخوانید: ۷ هنرمند بنام که از بیماری های روانی رنج می بردند!

تمام آثار ورمر پرتره هایی از طبقه ی معمولی و یا بورژوازی در حین انجام کار و زندگی روزمره است. تابلوی دختری با گوشواره مروارید جز معدود آثار اوست که تنها صورت دختری را به تصویر کشیده است. و هیچ زمینه ای که حاکی از شغل، محل، زمان، طبقه ی اجتماعی مدل نقاشی باشد وجود ندارد. تابلوی دختری با گوشواره مروارید که با تکنیک رنگ روغن نقاشی شده است یکی از مهم ترین تابلوهای قرن ۱۷ است. و این نقاشی به “مونالیزای شمال” مشهور شده است.

بیشتر بخوانید: تحلیل تابلوی سفیران اثر هانس هولباین، نگاه خیره نعوظ چشم است.

تحلیل تابلوی دختری با گوشواره مروارید ؛ چشم در آبیِ تو

نقاشی، هیچ شباهتی به آثار دیگرش نداشت. فقط از من بود، از سرم و شانه هایم، بدون میز و پرده، پنجره یا فرچه ی پودر که نگاه را منحرف یا آرام کند. مرا با چشمان گشاده کشیده بود، و نوری که به صورتم می تابید، ولی از طرف چپ، چهره ام در سایه قرار داشت. رنگ هایم آبی و زرد و قهوه ای بود. پارچه ی دور سرم مرا شبیه خودم نکرده بود، بلکه شبیه گری یت از شهری دیگر بود، یا به طور کلی از کشوری دیگر. پس زمینه ی نقاشی سیاه بود، که سبب شده بود خیلی تنها به نظر برسم، هر چند به وضوح داشتم به کسی نگاه می کردم. به نظر می آمد منتظر چیزی هستم که فکر نمی کردم هرگز اتفاق بیفتد.

تلاش های بسیاری در جهت تعیین هویت دختر نقاشی دختری با گوشواره مروارید صورت گرفته است. و چندین حدس و گمان در این زمینه وجود دارد. ولی همه ی آن ها به دلیل کافی نبودن شواهد و مدارک فقط در حد احتمالاتی باقی مانده اند. اما شوالیه از میان این حدس ها هویت پیش خدمت را برگزید و روایت داستان را با استفاده از او پیش می برد. که به نظر می رسد با توجه به دید انتقادی که به اوضاع و احوال و تفکرات طبقه ی عادی و بورژوای در آن زمان در این رمان وجود دارد انتخاب مناسبی است.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی ونسان ونگوگ ؛ شور زندگی به روایتِ یک جوان پست امپرسیونیست

گری یت دختر یک کاشی ساز فقیر است. که برای کمک مالی به خانواده اش به عنوان پیش خدمت به خانه ی ورمر می رود. وظیفه ی اصلی او در کنار تمام وظایف روزمره تمیز کردن آتلیه ی نقاشی ورمر است. گریت پدری نابینا دارد. و به دلیل نابینایی پدر همه چیز در خانه ی پدری بدون تغییر در سر جای خود باقی می ماند تا پدر بتواند بدون هیچ مشکلی به زندگی روزمره خود ادامه دهد. او آموخته است که بعد از نظافت و گردگیری خانه همه چیز را جوری سرجای خود قرار دهد که گویی هرگز دست نخورده است. همین ویژگی باعث شده است تا او برای نظافت و گردگیری آتلیه ی نقاشی ورمر انتخاب شود. یوهانس ورمر که در حال خلق نقاشی است نیاز دارد تا آتلیه اش بدون کوچکترین تغییر باقی بماند.

بیشتر بخوانید: تحلیل تابلوی بازماندگان کشتی مدوسا اثر تئودور ژریکو، ما مانده ایم و روز نمی آید

گری یت از ۱۶ تا ۱۸ سالگی در خانه ی ورمر کار می کند. او در همان نگاه اول عاشق ورمر شده است. و در خیال خود می پندارد ورمر نیز عاشق اوست. ورمر بعد از گذشت مدت زمانی پس از حضور گری یت در خانه اش تصمیم می گیرد پرتره ای از او نقاشی کند. او می داند که این کار حواشی و دردسرهایی برایش در خانه به همراه دارد. اما این کار را آغاز و به پایان می رساند. و البته این موضوع به عنوان رازی بین او و گری یت باقی می ماند.

در سراسر رمان شاهد زندگی و احوال و عادات روزمره ی طبقات اجتماعی مردم هلند در قرن ۱۷ و در حدود سال های ۱۶۶۰ هستیم. همچنین این رمان به ویژگی های انسانی و روحی و عاطفی گری یت می پردازد. از زاویه ی دید او با طبقات مختلف اجتماعی، آداب و روسم، جشن ها و مراسم مذهبی و غیر مذهبی بسیاری آشنا می شویم.
هم زمان با ورود گری یت به خانه ی ورمرها فقر و تنگدستی خانواده اش مصیبت های بسیاری را برای خانواده او وارد می شود. گریت نوجوان پس از گذر از تمامی این تجربه ها و دردها، در کنار هم نشینی و احساس عاطفی اش به یوهانس ورمر به بلوغ فکری و روحی می رسد.

بیشتر بخوانید: نامه های ونسان ونگوگ به برادرش تئو؛ درباره‌ی کتاب ونگوگ

روایت رمان خطی و ساده است. و دارای پیچیدگی فرمی و زبانی نیست. روایت سر راست و خطی ای از آفرینش یک تابلو است.
از روی این رمان فیلمی به همین نام در سال ۲۰۰۳ توسط پیتر وبر ساخته شده است. که نقش گری یت را اسکارلت جانسون بازی کرده است. این فیلم برنده ی چندین جایزه شد.
تریسی شوالیه زاده ی ۱۹ اکتبر ۱۹۶۲ در واشنگتن است. او یک نویسنده ی دورگه ی آمریکایی – انگلیسی است. او ۸ رمان نوشته است که معروفترین آن رمان تاریخی دختری با گوشواره مروارید است. او با این رمان به شهرت جهانی رسید و برنده ی چندین جایزه ی معتبر جهانی گردید.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگی عباس کاتوزیان نقاش رئالیست و فیگوراتیو معاصر

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا