ادبیات جهان

نقد رمان نان سال های جوانی نوشته هاینریش بُل، داغِ جنگ!

نقد کتاب نان سال های جوانی از هانریش بُل

نان سال های جوانی ، رمان دیگری است از نویسنده ی آلمانی، هاینریش بُل که به لحاظ فرمی، فقط یک روز از زندگی پسری جوان به نام فندریچ را (شخصیت اصلی رمان) پس از جنگ جهانی دوم روایت می‌کند و با همین یک روز تمامی زندگی پسر جوان را مقابل چشمان خواننده به تصویر می‌آورد و با یادآوری روزهای سخت و تلخ گذشته و ترکیب و تاثیر آن در زمان حال، خواننده را در جریان سرگذشت پسر جوان قرار می‌دهد. در ادامه با نقد کتاب نان سال های جوانی از هانریش بُل با نت نوشت همراه باشید.

رمان نان سال های جوانی ، اثر دیگری است از نویسنده ی آلمانی، هاینریش بُل که به لحاظ فرمی، فقط یک روز از زندگی پسری جوان به نام فندریچ را (شخصیت اصلی رمان) پس از جنگ جهانی دوم روایت می‌کند و با همین یک روز تمامی زندگی پسر جوان را مقابل چشمان خواننده به تصویر می‌آورد و با یادآوری روزهای سخت و تلخ گذشته و ترکیب و تاثیر آن در زمان حال، خواننده را در جریان سرگذشت پسر جوان قرار می‌دهد. در ادامه با نقد کتاب نان سال های جوانی از هاینریش بُل با نت نوشت همراه باشید.

بیشتر بخوانید: تحلیل رمان عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل

نقد کتاب نان سال های جوانی ؛ داغِ جنگ!

رمان نان سال های جانی در واقع، روایتی است از یک روز زندگی پسر که با در هم آمیختن گذشته و حال مخاطب را به عمق ماجرا می برد. ترس از قحطی و گرسنگی که در واقع یکی از اصلی ترین از مقولات ذهنی شخصیت اصلی رمان، یعنی فندریچ است و مدام در حال تکرار شدن است.
راوی داستان، فندریچ است که از شانزده سالگی در شهر زندگی می کند. او تعمیرکار لوازم خانگی است و درآمد آنچنانی ندارد و در این بین با رسیدن پیامی از پدرش، پای دختری در زندگی او باز می شود که بر زندگی او تاثیرات زیادی می گذارد.

بیشتر بخوانید: رمان و حتی یک کلمه هم نگفت اثری چند بعدی از هاینریش بُل

جنگ جهانی دوم زمینه ساز بسیاری از آثار هاینریش بُل می باشد. وی در جنگ جهانی دوم یک سرباز بود ولی حاصل همین سرباز بودن، تجربه ای ژرف و تکان دهنده ای شد که تمامن رگه های آن در آثارش را وجود دارد. نگاه بل به جنگ، سراسر منفی است و چیزی بیهوده تر و فاجعه انگیزتر از جنگ را سراغ ندارد. جنگ و ویرانی های بعد از آن بن مایه ی اصلی آثار بُل هستند.

در نان سال های جوانی هم مثل اکثر کارهایش، روزهای تلخ و تیره و سختی های درماندگان و بازماندگان جنگ را به تصویر می کشد. درون مایه اصلی آثار بُل، دفاع از انسان و زندگی انسانی است و نفی تمام چیزهایی که به انسان و انسانیت لطمه می زند و باعث ویرانی و معنا باختگی آن می شود.در اینجا نیز، فندریچ، شخصیت اصلی داستان است که جنگ را از نگاه خودش به ما می فهماند و با تمام کشمکش های درونش و نگاهش به دنیای بیرون ما را به دل ماجرا می برد.

زبان بل در رمان نان سال های جوانی ، شفاف و گویا است. پسری که در روزهای اولیه ورود به شهر، تنها از یک نما همه جا و همه چی را می بیند؛ گرسنگی.

بیشتر بخوانید: کتاب علیه تفسیر نوشته‌ی سوزان سانتاگ

آرزوی خوردن نان داغ حتی در خواب هایش هم دیده می شود. پسری که پس از سال‌ها کار کردن، پول زیادی بدست آورده ولی همچنان ولع خوردن نان دارد و این نکته ی شاید به طاهر ساده، تبعات جنگ است. در کنار قصه ی اصلی، بل قصه ای دیگر را شروع می کند و همپای آن قرار ادامه می دهد، و آن عاشق شدن شخصیت اصلی است.

از جملات مهم رمان که در واقع فکر اصلی اثر در آن دیده می شود، این جمله است:

“گرسنگی قیمت‌ها را به من یاد داد، فکر نان تازه کاملا مرا از خود بیخود می‌کرد. من غروب‌ها ساعت‌های متمادی در شهر پرسه می‌زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی کردم به جز نان. چشم‌هایم می‌سوخت، زانوهایم از ضعف خم می‌شد و حس می‌کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست، نان.”

چند نکته؛
هاینریش بل در نان سال های جوانی هم مثل اکثر آثارش مردم ساده و بی پیرایه را به تصویر می‌کشد که از دنیا فقط سختی، آوارگی، درماندگی، تنهایی و فقر نصیبشان شده است. ولی با همه ی این ها، همین شیوه ی کار و این نگاه ِ ادامه دار با اندک تفاوت، صرفن کارهای بل را شبیه به هم می کند و در هر اثر، درون مایه های یکی را می بینیم با اندکی تفاوت در فرم و شخصیت ها.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب تماشای رنج دیگران نوشته‌ی سوزان سانتاگ

بدبختی های شخصیت اصلی “نان سال های جوانی”، از جنس بدبختی های شخصیت دلقک در رمان “عقاید یک دلقک” است. این تکرارها جدای از سبک و استایل نویسنده، بیشتر آزاردهنده است. چرا که مخاطب در هر اثر، موضوعی واحد و تکراری را می بیند و این از جذابیت اثر می کاهد.

نکته ی بعدی؛ ادبیات آلمانی زبان، کمی زمان بر و در بهترین کلمه “long & boring” است و در یک اثر بیهوده زمان زیادی روی یک شخصیت و عقایدش، ذهنیتش و مواجه او با مسائل مختلف صرف می شود و توضیحات و تداعی های بیش از حدی که به معنای اخص کلمه، کسالت آور است و خستگی مخاطب را در پی دارد. بل هم وارث همین ادبیات است، در اکثر کارهایش، توضیحات زیادی راجع به شخصیت ها و ذهنیاتشان و چگونگی رفتارشان، گذشته، حال و آینده نگری هایشان، حدیث نفس های طولانی و زمان بر دارد.

نکته ی بعدی؛ از طرفی، قلم بل نشات گرفته از نگاه اجتماعی و رئال او به مسائل، انسان، زندگی و… است در صورتی که جزییاتی که جهان داستانی او را شکل می دهند و یا شخصیت هایش را شکل می دهند و جهان بینی و یا دیدگاه شخصیت ها را تغییر می دهند، همه و همه… جزییاتِ غلیظ ناتورالیستی اند که به لحاظ سبکی، در سطح مانده اند و به عمق ناتورالیسم چه از لحاظ تم و چه از لحاظ پرداخت، نرسیده اند و این به نوعی معلق ماندن در دو شیوه ی نگاه و نگارش است.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندیدبه صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا