ادبیات جهان

بررسی انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون ، هذیان گویی معنادار

بررسی جنبش سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

بسیاری از متفکران و بانیان نگرش هنری، واژه ی انقلاب سوررئالیسم را درباره ی این نحله فکری به کار برده اند. چرا که بحث سوررئالیسم نه صرفا بعنوان یک دیدگاه هنری، بلکه به عنوان یک نگرش فلسفی از سال ۱۹۱۹ تا پس از جنگ جهانی دوم، یعنی ۱۹۴۵، هنر و فرهنگ اروپا به خصوص زادگاه خود، کشور فرانسه، را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

سوررئالیسم که تأثیر آن در کلیه ی هنرها قابل تعمق و بررسی است، زاده بسیاری از مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوران خود است. کلمه ی سوررئالیسم را نخستین بار گیوم آپولینر (شاعر کوبیست) درباره ی یکی از نمایشنامه های خود با عنوان پستان های تیرزیاس به کار برد و آن را دوام سوررئالیست نامید. هدف آپولینر بنیان گذاری مکتب سوررئالیسم نبود، بلکه هدف او طرح نوعی شعر خیالی و تفننی بود. آندره برتون و فیلیپ سوپو، این تعبیر را از آپولینر گرفتند، ولی نه از سر تقلید، بلکه هدفشان از این کلمه، همان فعالیت درونی و مغزی رویا مانندی است که زمانی ژرار دونروال آن را مافوق طبیعت یا سوپرماتیسم نامید. در ادامه با بررسی انقلاب سوررئالیسم با نت نوشت همراه باشید.

انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

پیدایش سوررئالیسم مصادف با زمانی بود که نظریات علمی زیگموند فروید، پزشک، روان شناس و عصب شناس اتریشی که پدر علم روانکاوی شناخته می‌شود، درباره ی خودآگاه و ناخودآگاه، رؤیا و واپس زدگی افکار مطرح شد. بسیاری از متفکران و بانیان نگرش هنری، واژه ی انقلاب سوررئالیسم را درباره ی این نحله فکری به کار برده اند. چرا که بحث سوررئالیسم نه صرفا بعنوان یک دیدگاه هنری، بلکه به عنوان یک نگرش فلسفی از سال ۱۹۱۹ تا پس از جنگ جهانی دوم، یعنی ۱۹۴۵، هنر و فرهنگ اروپا به خصوص زادگاه خود، کشور فرانسه، را به شدت تحت تأثیر قرار داد. در جستجوی ریشه های سوررئالیسم ناچار باید به گذشته باز گردیم، آنجا که میان رومانتیسم و سوررئالیسم می توان رابطه ای آشکار و روشن دریافت. در حقیقت رمانتیک ها درباره این مسأله که آدمی از عالم خارج بیگانه است و تنها حقیقت واقع، دنیای درونی است و همچنین نظریه ی عقلانی نبودن کردار و رفتار آدمی، به طور دقیق تر و کامل تر سخن گفته اند. همین نکته در نگرش سوررئالیستی نیز مطرح شد. البته نه تنها رومانتیسیسم بلکه فلسفه سمبولیسم نیز با هنر سوررئالیستی در آمیخته است. فلسفه سمبولیسم گستره خودکامی هنرمند و سیطره «تداعی معانی و افکار» را از حدود رومانتیسم جلوتر برد و راه را برای پیدایش سوررئالیسم گشود. متفکران و هنرمندان انقلاب سوررئالیسم بی اعتمادی رومانتیک ها را به عقل و منطق و نومیدی و شک آنها را به تکامل پذیری طبیعت انسانی، بنیان هنر خود قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که سعی در آفریدن هنر از طریق فعل و انفعالات خودآگاه قریحه و طرح ریزی ارادی و منطق اثر هنری، کوشش بی حاصل است. آندره برتون بنیان گذار مکتب سوررئالیسم، در همین زمینه گفت:

عمیق ترین احساسات شخص هنگامی به تمام معنی تجلی می کند که تصورات وهمی همه چیز را رهنمون گردد و اختیار از دست برهان و منطق انسانی بیرون شود.

بیشتر بخوانید: مکتب هنری دادائیسم ، بی فکری مطلق و نابودی آفرینندگی است.

اساس سوررئالیسم بر چندین فلسفه استوار است، از جمله فلسفه ی علمی، که همان دیدگاه های روانکاوی زیگموند فروید و شاگردش یونگ است. دوم فلسفه ی اجتماعی، که معتقد است با ایجاد انقلاب سوررئالیسم بشریت را آزاد خواهد کرد و در آخر، فلسفه ی اخلاقی، که بنابر آن با هرگونه قرارداد و معاوضه مخالفت می کند و برای رسیدن به مقاصد خود، روش های زیر را پیشنهاد می کند: هزل، رؤیا، جهان شگفت، دیوانگی، نگارش خودکار، اشیاء سوررئالیستی و تصادف عینی.

از دیگر عوامل اثر گذار بر مکتب سوررئالیسم و انقلاب سوررئالیسم ، مکتب دادائیسم است که در سال ۱۹۱۶ در سوئیس، در شهر زوریخ زاده شد. اما نه تنها به پاریس بلکه به آلمان و ایتالیا و نیویورک هم کشانده شد. بنیان گذاران این مکتب فکری، تریستان تزارا اهل رومانی، هانس آرپ، اهل آلزاس و هوگو بال اهل آلمان بودند. آنها دادائیسم را با توجه به نهیلیسم در مسائل سیاسی برای انهدام و هر نوع اصول و ارزش و استقرار انضباط در عالم هنر بوجود آوردند. دادائیسم پیش از آنکه یک مکتب هنری باشد یک دیدگاه فلسفی بود. دیدگاهی که در جهان بی رحم و خشن از جنایات جنگ و از تنگناهای روحی بشر که به دست خود، خود را به نابودی و انهدام می کشاند، انتقاد می کرد. درباره ی شیوه ی کار دادائیست ها هیچگونه قاعده و قانونی را نمی توان متصور شد. در میان افراد این نهضت یک قاعده همه گیر بود و همگی در یک قاعده متفق القول بودند و آن نفی دنیای موجود، یعنی دنیائی بود که ستون هایش بر پایه ی جنگ و آدم کشی و اصل هم رنگ شدن با جماعت قرار داشت. دادائیست ها نوشتن را برای تجدید و تثبیت رؤیاها و کشف دنیای ضمیر پنهان به مدد کلمات آزاد شده و مبرا از هرگونه ارتباط منطقی مفید می دانستند. در همین راستا به طور جدی بر سوررئالیست ها به ویژه بر سیستم نگارش خودکار تأثیر گذاشتند. عواملی مانند جنگ (۱۹۱۴-۱۹۱۸) که از عوامل اثرگذار بر این نهضت فکری- ادبی است، گذشته از فلاکت های متعدی که به بار آورد، به نظر می رسید که آزادی مطلق برای اندیشه را هم سخت به خطر انداخته است. اثر مخرب جنگ که همان تسلیم و اعتراف به شکست در نسل جوان بعد از جنگ بود، شاید بتواند در مقیاس وسیعی بی قراری آنان، احساس پوچی و بیهودگی شان و نیز مخالفت های علنی آنان را توجیه کند. تجربه و تماس مستقیم این افراد با جنگ، دلیل موجهی برای حس پوچی و فلسفه انگاری آنان شد که بیش تر در هنر و ادبیات سوررئالیستی مشهود است.

بیشتر بخوانید: مکتب رمانتیسم , بررسی مؤلفه ها , بیماری رنه : بیماری قرن

بررسی جنبش سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

بررسی انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

ریشه ی میل به تخریب و انهدام در مکتب سوررئالیسم را باید در شخصیت و زندگی غم انگیز ژاک وشه، جستجو کرد. وشه، قبل از جنگ یک دانشجوی معمولی هنر در پاریس بود که امید چندانی به موفقیت وی نمی رفت. در اوایل سال ۱۹۱۶ به جنگ رفت و در جبهه ی نبرد زخمی گردید. او در یک مرکز عصب شناسی در نانت برای معالجه ی زخم پایش مورد مداوا قرار گرفت و در آن جا بود که با آندره برتون که به عنوان انترن در آن جا مشغول به کار بود آشنا شد. ملاقات این دو در سال ۱۹۱۶ برای انقلاب سوررئالیسم اهمیتی تاریخی داشت. ژاک وشه در کاربرد اصول فلسفه ی شخصی اش برای برتون و بسیاری از سوررئالیست های جوان مظهر طغیان و انقلاب فکری شد. او مرد با شهامتی بود که اصول فکری اش را پایدار نگاه داشت و در جائی که همه در جا می زدند او پا را از مرز الگوهای رفتاری عجیب و غریب فراتر نهاد و پیش تر رفت. او روی خود القاب و اسامی ساختگی می گذاشت و از خود داستان های خیالی سر هم می کرد. کلمه ای که درباره ی تعریفش بسیار جدی و سخت گیر بود واژه ی «طنز» بود. طنز و شعر در نظر سوررئالیست ها وسایلی هستند که فکر در سایه ی آنها استقلال خود را اعلام می کند و خود را از جزمی گری که در عین حال زندگی روزمره محمل آن است، می رهاند.

بیشتر بخوانید: تاثیر مکتب فرمالیسم روسی در بررسی ادبیات با نگرشی زبان شناسانه

طنز عینی و سیاه که جزء فنون سوررئالیسم به شمار می روند از اهمیت زیادی برخوردارند. طنز سیاه، خنده ای است آمیخته به ناسزا که از اعماق درون عاصی بر می آید، برای مقابله با عقاید رایج. از جمله مجلات سوررئالیست ها که به مثابه ی پایگاه فکری آنان تلقی می شد، مجله ی «ادبیات» بود که در آغاز تحت نظارت و رهبری لوئی آراگون، آندره برتون و فیلیپ سوپو با موازینی موقر به چاپ می رسید و نام شخصیت های ادبی چون: آندره ژید، پل والری، لئون پل فراگ و نویسندگان پیشروئی چون ماکس ژاکوب، ژان کوکتو و تنی چند از ادبای دیگر را در برداشت. اما در سال ۱۹۱۹ ورود تریستان تزارا، منجر به دگرگونی در نحوه ی نگرش برپاکنندگان و مجریان این مجله گردید. چرا که تزارا با رؤیائی دیگرگونه و متفاوت از خواب و خیالات جاری، آنان را به سوی قیام و جنجالی تازه رهنمون ساخت.

با مرگ آناتول فرانتس که از دیدگاه سوررئالیست ها، به مثابه منفورترین سمبل تعصب و کوته بینی بورژوازی برای نرسیدن به واقعیت مطلق بود، و این امر موجب انتشار مقاله ای بحث انگیز به نام (یک جسد) در مجله شد که نشان از موضع گیری شدید سوررئالیست ها در قبال روشنفکران وابسته به طبقه ی حاکم را داشت، مجله ی ادبیات نیز جای خود را به (دفتر تحقیقات سوررئالیستی) و سپس به مجله ی انقلاب سوررئالیسم می دهد (ابراهیم، ۹۴-۹۳: ۱۳۶۶).

بیشتر بخوانید: رمانتیسم در آلمان ، مکتب طوفان و تلاش و درخشش سبکی نو

آندره برتون در سال ۱۹۲۴ به هوای تأثیر نهادن بر فضای اجتماعی سیاسی، رابطه ای پر تلاطم با حزب کمونیست را آغاز می کند و برای مدتی کوتاه در سال ۱۹۲۷ به آن می پیوندد (زاهدی، ۱۳۸۶). آن چنان که برتون می گوید: مارکس گفته است تغییر دادن دنیا، رمبو گفته است عوض کردن زندگی. این دو دستورالعمل هر دو برای ما به یک معناست. در واقع به نظر می رسید مارکسیسم چندان تناسبی با سوررئالیسم ندارد. در نظر مارکس اندیشه وقتی می تواند آزاد شود که جامعه ی بی طبقه تشکیل شده باشد. از همان بیانیه ی ۱۹۲۴، برتون از آزادی اندیشه ای که به ما عرضه کرده است سخن می گوید: معتقد است که از هم اکنون اندیشه در سایه ی تخیل می تواند اغلب زنجیرهای خود را بگسلد و آن نقطه ی والایی را ببیند که همه ی تضادها از میان خواهد رفت…(آلکیه، ۱۹۶۵:۷۰). هر چند برتون برای نزدیکی به حزب کمونیست، (که اکنون سخت استالینیستی شده) قدم پیش می گذارد اما این حزب همچنان به هر چیزی جز واقع گرائی (رئالیسم) در هنر بدگمان بود.

در سال ۱۹۳۵، برتون از حق سخنرانی در کنگره ی نویسندگان برای دفاع از فرهنگ، محروم و بواسطه ی این اتفاق از حزب کمونیست جدا می شود. هر چند برتون از این زمان تا پایان عمر در فعالیت های سیاسی شرکت می جوید اما دشمن سرسخت استالینیسم می شود. وی در سال ۱۹۳۸ در مکزیک با رهبر تبعیدی انقلاب اکتبر لئون تروتسکی (انقلابی بلشویک و متفکر مارکسیت روسی) دیدار می کند و متن بیانیه ی برای هنر مستقل انقلابی را با او می نویسد (زاهدی ، ۱۳۸۶) برتون در دورانی که سخت تحت تأثیر مارکسیسم بود، به علاقه ی شدید خود به رمانهای سیاه اعتراف می کند و می گوید که برای کشف و جمع آوری آنان سراسر پاریس را زیر پا گذاشته است. رمان سیاه که آن را رمان گوتیک و رمان وحشت هم می گویند در نیمه ی قرن هجدهم در انگلستان پیدا شد. در این رمان ها تأثرات مختلف (احساسات، تعالی، شعر مرگ) و ذوق ها و حساسیت های گوناگون (کشش به گذشته و سبک گوتیک و فرار) با عناصر فوق طبیعی و اخلاقی (اشباح، خیانت ها، دام گذاری ها) در هم می آمیزد. حوادث آنها معمولاً در قصرهای قدیمی اتفاق می افتد و ماجرا با شکست نیروهای اهریمنی و پیروزی شرافت و عفاف پایان می گیرد (سید حسینی، ۱۳۸۹:۷۹۰). مفهوم دیوانگی جایگاه رفیعی در شکل گیری مؤلفه های این سبک ایفا می کند. برتون می گوید :

آنان (دیوانگان) در تخیل خویش از آرامش زیادی برخوردارند و از هذیان خویش به قدر کافی لذت می برند و تحمل می کنند که این هذیان ها فقط برای خودشان ارزش داشته باشد (سید حسینی، ۸۴۰: ۱۳۸۹).

این دیوانگان سخت جذابند. زیرا با اندیشه ی طبیعی قطع رابطه کرده اند و از امکانات ناشناخته ی ذهن حداکثر استفاده را می کنند. در این دنیای دیوانگان، تخیل، حاکم مطلق العنان است. در میان بیماری های روانی متعدد، یکی از آنها یعنی پارانویا از نظر هدفی که سوررئالیست های انقلاب سوررئالیسم دنبال می کنند قابل توجه است و ترکیبی از واقعیت و خیال را عرضه می دهد. از نظر فلسفی سوررئالیست ها خود را بیش از همه به اندیشه ی آلمانی نزدیک می بینند. هگل برای آنان و بویژه برای برتون اهمیت بیشتری دارد. «از وقتی که هگل را شناختم ، تحت تأثیر نظریات او هستم… در نظر من، روش های او همه ی روش های دیگر را از بها انداخته است. هر جا که دیالکتیک هگل وارد عمل نشود، از نظر من اندیشه ای وجود ندارد و امید و حقیقتی هم نیست.»

البته سوررئالیست ها را نمی توان صد در صد وفادار به هگل شمرد. آنها از ایده آلیسم روی گرداندند و نیز خردگرائی هگل نیز به سادگی مورد قبول آنها نیست. مهم ترین نظریاتی که در فلسفه ی هگل مطرح می شود و مورد قبول آنها نیز واقع می شود، شناختن اثر هنری بعنوان ذهنیت عینی شده است.

در مورد اشیاء سوررئالیستی که زیر مجموعه ی بحث کلاژ در نقاشی محسوب می شود، باید خاطر نشان کرد: از همان سال ۱۹۱۴، مارسل دوشان اشیاء گوناگونی را که به طور معمول برای مصارف مختلف ساخته می شوند، اعم از پارو، صافی مایعات تا بطری، تحت عنوان اشیاء حاضر و آماده پیشنهاد کرد که فقط به امضا کردن آنها اکتفا می کرد. از چنین رفتاری که توجیهش پیچیده است، سوررئالیست ها این استفاده را می کنند که یک شیء عادی و کاملاً شناخته شده را از جای خودش بر می دارند و در جائی که با آن کاملاً بی مناسبت است بنشانند. برتون در مدخلی برای گفتار درباره ی واقعیت کمتر، پیشنهاد می کند که چیزهائی بسازند که در خواب دیده اند و از نظر مفید بودن پذیرفته شود، نه از نظر زیبائی شناختی.

منابع: ابراهیم، محسن. (۱۳۶۶). «در ژرفنای گنگ یک رؤیا». هنر و معماری. ۱۴: ۸۸-۱۲۱٫
آلکیه، فردیناند. (۱۳۷۴). «مدخلی بر فلسفه ی سوررئالیسم»، ترجمه ی رضا سید حسینی. هنر. ۲۹: ۶۷  -۷۶٫
زاهدی، احمد. (۱۳۸۶). «عشق بالاتر از آزادی». نشریه ی تهران امروز.
سید حسینی، رضا. (۱۳۸۹). مکتب های ادبی (جلد ۲). (چاپ پانزدهم). تهران : انتشارات نگاه.

بررسی انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

بررسی انقلاب سوررئالیسم به رهبری آندره برتون

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا