پیشنهاد شنیدنی

پیشنهاد شنیدنی: The Art of a Soft Landing انتی متر از گروه بریتیش راک

The Art of a Soft Landing

قطعه ی زیبای The Art of a Soft Landing را با هم می شنویم که توسط خواننده ی زن مهمان اجرا می شود و گوئی از اعماق لایه های پنهان بشر در خلوت، جائی که تنها خودمانیم و خودمان، بدون هیچ نقابی سخن می راند.

انتی متر (Antimatter) گروه بریتیش راک که در تلفیقی از سبک پراگرسیو و گوتیک راک و امبینت فعالیت می کند؛ موفق می شود سبکی منحصربفرد بیافریند و نام آن را راک مالیخولیائی بگذارد تا با صدای سرد و یخ زده ی میک ماس، فضای تهی و پوچی را در اتمسفر موسیقیش بیافریند که با اشعار زیبا و مفهومی قطعه ها، به سرعت در ذهن، شروع به داستان سازی می کند و عمیقاً نفوذ می کند. در ادامه در پیشنهاد شنیدنی با قطعه The Art of a Soft Landing همراه نت نوشت باشید.

انتی متر بریتیش راک ؛ مرثیه ای برای یک رویا

انتی متر که با همراهی میک ماس و پایه ریزی دانکن پترسون، موزیسین نابغه و کشف نشده ی گروه آناتما شکل می گیرد؛ رفته رفته خود را از نفوذ وی بیرون می کشد و در آلبوم های پایانی (آلبوم چهارم Leaving Eden به بعد) به تنهائی دست به آفرینش می زند. دانکن که در این اثنا درگیر پروژه ی Íon است، موفق می شود یک موسیقی شخصی تمام عیار با مختصات موسیقی اسکاتلند بیافریند. هر دو گروه آناتما و انتی متر تا زمان حضور دانکن پترسون در اوج هستند و بعد از رفتن وی هم عمیق تر و پخته تر می شوند و با نبوغ خود به زندگی هنریشان ادامه می دهند. از دیگر قطعات اثرگذار آنها قطعه ی Epitaph (سنگ قبر)، Conspire و  Fighting for a lost cause است. در ادامه قطعه ی زیبای The Art of a Soft Landing را با هم می شنویم که توسط خواننده ی زن مهمان اجرا می شود و گوئی از اعماق لایه های پنهان بشر در خلوت، جائی که تنها خودمانیم و خودمان، بدون هیچ نقابی سخن می راند.

 

The Art of a Soft Landing

I’m building a cage to chew things over
Far from where the rats can chew my brain
Losing the game and the deck’s uneven
The building blocks of ruin…

I’m going insane with my eyes wide open
The stage has set the tone
Chewing the pain and it won’t stop breeding
It moves from square to square…

I’ve pushed my field, now it comes to this
I’ve touched my dreams, but still I bleed

 

هنر فرودی آرام

من قفسی میسازم تا درباره همه چیز عمیقانه بیاندیشم.
بسیار دور … دورتر از هر جایی که موشها توان جویدن مغز و فکرم را داشته باشند.
در حالیکه بازی و کل ورقهای کارتم را ناهمگون میبازم.
ساختمانی از آجرهای ویران…

گویی با چشمانی باز رو به دیوانگی می روم.
صحنه  موسیقی را با خود همراه کرده است.
درد را در خود فرو میبرد و از زایش باز نمی ایستد.
گویی از چهارگوشی به چهارگوش دیگر در حرکت است…

من بازی را خوب نگاه داشته ام، اینگونه است که بدینجا رسیده ام.
به رؤیاهایم دست یافته ام اما همچنان از درونم خون جاری است.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
۱ دیدگاه

یک دیدگاه

  1. Ümid

    ۲۰ تیر ۱۳۹۷ at ۱۲:۰۵

    0

    خوشحالم از این‌که چنین ژانر‌هایی در موزیک نمی‌توانند در سطح جهانی ‍‍‍پرطرفدار باشند. حتی پست شما هم تقریبا هیچ‌گونه خواننده‌ای رو به خود جذب نکرده! و این نشان‌دهنده‌ی این است که اگر دوست‌دار همچنین موزیک‌هایی رو دیدید حتما دوستی رو باهاش برقرار کنید.
    ///
    بندهای ‍پیشنهادی من برا طرفداران مذاب در اینگونه ‍ژانرها و مانند آن…:
    Anathema – Blackfield – Sleeping Pulse – Riverside – Lunatic Soul – Saturnus – Airbag – Shamrain – Hammock – God is an Astronaut – Archive

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا