روانشناسی و موفقیت

چرا اختراعات و ایده های جدید شکست می خورند؟

عدم تخصیص سرمایه برای ابداعات می تواند باعث شکست آن ها شود

چگونه کارمندان خود را به ایده پردازی عادت بدهیم؟ این سوالی است که مدیران شرکت ها بارها و بارها از من می پرسند. سوال جالبی برای بحث و گفتگو است، زیرا هرچه ایده بیشتری در سازمان خود تولید کنید، این بخت را دارید که به طرح های بهتری دست پیدا کنید. در قرن بیست و یکم، باید شرکت های خود را بر مبنای توسعه بسازیم و منبعی از همکاری و هم دلی را ایجاد کنیم که باعث تلاقی نظرها و ایده ها می شود. در ادامه با نت نوشت همراه باشید تا به دلایلی بپردازیم که باعث شکست ایده ها و اختراعات نو و جدید می شوند!

این مقاله به نوعی یک یادداشت هشدار دهنده نیز می باشد. تشویق تیم خود به ایده پردازی بیشتر فقط آغاز کار است. ابداعات موفق ترکیبی از ایده های بزرگ و مدل های کسب و کار پایدار و سود آور است. در بسیاری از موارد، شرکت ها مشکلات بسیار بزرگ تری دارند- با این ایده های بزرگ باید چه کنند. کارمندانی که اعضاء جلسات ایده پردازی را تشکیل می دادند، اغلب دچار نوعی احساس خستگی و ناامیدی می شوند زیرا طرح هایی که در ذهن آن ها وجود دارد به واقعیت تبدیل نمی شود.

این مسئله می تواند بدتر شود. من شرکت هایی را مشاهده کرده ام که مسابقات تفکر و ایده پردازی میان کارمندان خود برگزار می کند و این یک رقابت عادی و شناخت شده برای آن ها بود. ولی بعد از مشخص شدن برنده، به عنوان هدیه به او فرصت گردآوری جزوه ای بیست صفحه ای از کسب و کار خود به عنوان جایزه داده می شد. از این قبیل کارها می تواند به اختراعات و ابداعات لطمه وارد کند.

گاهی برندگان خوش شانس هستند. به آن ها برای اجرای ایده خود پول و منابع کمی داده می شود. برو آزمایشگاه، طرح را عملیاتی کن تا بیایند! این کار نیز همچنین می تواند به شکست طرح و ایده بیانجامد.

عدم تخصیص سرمایه برای ابداعات می تواند باعث شکست آن ها شود

عدم تخصیص سرمایه برای ابداعات می تواند باعث شکست آن ها شود

هر شرکتی، ورای خلاقیت، نیازمند فرآیند شفافی است تا طرح را از ایده به شکل یک کسب و کار پایدار درآورد. یکی از راه های تثبیت و عمل به این موارد جستجو به دنبال علل شکست طرح ها است. سپس می توانیم برای ابداعات خود چهارچوبی تعیین کنیم تا چالش های پیش رو را از میان برداریم. با این تفکر، این مقاله به سه علت اصلی شکست خوردن اختراعات و ایده ها می پردازد.

تولید محصولاتی که کسی نمی خرد

اکثر مخترعین مایلند تا محصولات خود را در زندگی سودمند توصیف کنند. آنها از نظراتی که در مورد نیازهای مشتری مطرح می شوند متنفر هستند. درعوض مدل های موفق کسب و کار از پیشنهادات با ارزش نشات گرفته است. محصولات خوبی که تولید می کنیم، از هر نوعی، اگر مورد پسند جامعه واقع نشود باعث موفقیت ما نخواهد شد. برای تولید ابزارهای کارآمد نیاز داریم تا به جستجو درباره نیازهای مردم بپردازیم و حس هم نوع بودن را در خود ارتقاء ببخشیم. مردم جامعه برای بدست آوردن چه چیزی تلاش می کنند؟ شغل آن ها چیست؟ چه اتفاقی خواهد افتاد اگر با محصول ما مواجه شوند و توجه آن ها جلب شود؟ این سوالات بسیار اساسی و کارآمد هستند و اگر جواب آن ها را نتوانیم پیدا کنیم ممکن است محصولاتی تولید کنیم که برای مردم کاربردی نباشد.

فروش تولیدات بدون سودآوری

این نیز جنبه دیگری از واقعیت تلخ گفته شده است. محتمل است که محصولی تولید کنید که مردم به آن نیاز دارند و روزانه برای انجام دادن کار آن مبلغی را خرج می کنند. اختراعات صرفاً نباید تولیداتی باشد که برای جامعه با ارزش است، بلکه ممکن است ضمانتی باشد که آن محصول ارزشمند از راهی مطمئن به دست مشتری می رسد. شما نمی توانید تولیدات خود را با قیمت نازل بفروشید و هم چنان آن را در مقدار بالایی تولید کنید. تضمین خرید یعنی به خریدار این اطمینان را بدهیم که مبلغی که می پردازد دقیقاً به ارزش محصولی است که خریداری می کنند. هم چنین، باید خریداران را مجاب کنیم که آن ها مبلغ قابل قبولی را برای پوشش هزینه های تولید و تحویل محصول پرداخت می کنند. ما باید قیمت دقیقی را تعیین کنیم تا هزینه های تحویل و نگهداری تولیدات و همچنین سود (که با کمال تعجب در برخی چرخه های ابداعات از آن به عنوان واژه ای کثیف نام می برند) را پشتیبانی کند. مبلغی که به عنوان سود به قیمت محصول اضافه می شود به معنی این است که ما چگونه هزینه های شرکت را برای حفظ بقاء آن پرداخت می کنیم. سوال درباره بهره و منفعت ما از تولید محصول پرسشی نیست که از ابتدا با آن مواجه شویم اما ممکن است بارها نیاز باشد تا به آن پاسخ دهیم. اگر از عهده این کار برنیاییم، محصول ما شکست خواهد خورد چون شما مجبور می شوید آن را بدون دریافت سود روانه بازار کنید.

  سودآوری بدون مقیاس

گاهی ما می توانیم محصولات معقول را با قیمت معقول و سود منصفانه به دست مشتری برسانیم. اما در کنار این پیش فرض اولیه، می توان در رابطه با مقیاس مناسبی برای رشد قیمت تولیدات بحث  کرد. این چیزی است که سبب فاصله افتادن میان یک ایده پرداز ساده و یک نخبه می شود. ایده پرداز مخترع است اما یک نخبه، مدیر طراحی و مقیاس گذاری کسب و کار می شود. این مسئله می تواند باعث ناامیدی ایده پردازان شود و آن ها احساس کنند که نخبگان طرح های آن ها را دزدیده اند. این نکته را همواره به خاطرداشته باشید که پس از ساخت مدل اولیه بسیار بیشتر از تلاشی که برای تولید کارآمد محصولمان کرده ایم باید برای پر کردن شکاف ها و تناسب آن تلاش کنیم. اگر این کار را انجام ندهیم ممکن است عقب افتاده و پیشتازی خود را در بازارها از دست بدهیم! این نیز به نوعی شکستی است که ازسودآوری بدون تناسب نشات می گیرد.

وظیفه مخترع

دلایل ویژه دیگری نیز در شکست خوردن ایده ها و طرح ها وجود دارد (برای مثال ورشکستگی تکنولوژی یا کشمکش در گروه). اما اگر ماهیت این موارد را بررسی کنیم به نکات مشابهی دست پیدا خواهیم کرد- تولید محصولاتی که هیچ کس نیاز ندارد، فروش بدون سود آن ها، و ارزش گذاری بدون مقیاس. پس همان طور که شرکت ها نیاز دارند از امکاناتی بهره ببرند تا ایده های خلاقی را به وجود بیاورند، به فرآیندهایی نیز نیازمند می باشند تا خروجی این طرح ها را گرفته و به کسب و کاری سودآور و قابل اتکا تبدیل کنند. بهترین جمله برای پایان دادن به این مقاله، سخنی از الکساندر اوستروالدر است که می گوید :

“بسیاری از مخترعین و تولید کنندگان فکر می کنند با پیدا کردن ایده و طرح درست همه چیز آسان می شود. اما آن ها اشتباه می کنند و این فقط آغاز کار است. ۱) ایده ساده است. ۲) تکرار و جستجو برای یافتن مدل کسب و کار و ارزش معقول محصول سخت است. ۳) اجرا و رعایت تناسب قیمت چیزی است که برنده را مشخص می کند”

 

 

 

نویسنده: محمد اکبری

 

 

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا